در هوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۵۱
اولش فکر کردم اشتباه شنیدم
اما صدا اینبار نزدیک تر به گوشم رسید
و با ترسی که سر منشاء اون ایزد بود به عقب برگشتم.
اسی پشت یکی از صخره ها پنهون شده و اشاره میکرد برم پیشش.
در حالیکه ترس افتاده بود به جونم به اطراف نگاه کردم
ایزد حتی روی سایه من حساس بود، چه برسه به اومدن اسی.
مخصوصا حالا که فکر میکرد
با چند تا پسر کورس گذاشتم و ماشینش رو نابود کردم.
گلوم از ترس مثل کویر خشک شده بود،فورا بلند شدم و به طرفش دوییدم:
-تو اینجا چه غلطی میکنی ؟
مگه نگفتم دیگه سراغ من نیا
وقتی بازوم رو گرفت و پشت صخره کشید
نفسم از درد رفت اما صدام در نیومد تا نفهمه.
ولی اسی من رو از بَر بود.
من ف رو نگفته اون میرفت فرحزاد و برمیگشت.
فورا دستم رو گرفت و استینم رو بالا کشید:
-دستت چی شده؟
اون مردک زده،اره؟
دستی رو که دوباره از درد زق زق میکرد
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
در هوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۵۳
اسی فکر میکرد من هوران سابقم
اما نمیدونست بدبختی هایی که کشیدم من رو لجباز تر و یکدنده تر کرده:
-اگه تونستی برگردون...
من عاشقشم...اونم منو میخواد
همین امروز واسه خاطر یه تصادف کوچیک داشت اون پسرا رو میکشت
واسه چی برگردم به اون جهنم؟
اسی نیشخندی زد و عقب رفت
نیشخندی که شبیه آب یخ روی تن بیمارم ریخت:
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
eitaa: @Saye_orginalSaye_orginal (4)_2026_08_22_04_36_17.mp3
زمان:
حجم:
8.4M
📦آهنگکاملپستبالا
✈️@saye_orginal
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضی آدما نمیان که بمونن؛
میان تا یه تیکه از دلتو با خودشون ببرن... 🖤🥀
و تو میمونی و کلی حرفِ نگفته.
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
رفتن بعضیا پایان نیست؛
شروعِ آرامشیـه
که مدتهاست منتظرش بودی.👌🏽🖤:)
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
در هوای تو🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۵۴
-چرت نگو حوصله تو ندارم
برو تا نیومده تو رو ببینه
-بیاد ببینم چه گهـ.ی میخواد بخوره
اون فقط زورش به تو میرسه
ضعیفه گیر آورده
البته که چرا پیشش سوسک شدی
و نمیدونم
تو حکمت اینکه چرا نمیزنی هشتک و پشتکش و یکی کنی رو هنوز موندم
-چرا باید شوهرم و بزنم؟
-زکی...شوهر...بگو نگهبان در جهنم...بگو سگ دروازه دولاب
نفسی گرفت و اینبار نرمتر ادامه داد:
-هوری...به ولله ...به جون هادی قسم که باور کنی
من جونمم برات میدم ...
تو فقط بله رو بده ببین چکار میکنم
-من نمیخوامت اسی...
ن...می...خوا...مت...
چهار بخشه...تکرار کن تا ملکه ذهنت بشه
حالا هم برو نذار اون روی سگم بالا بیاد
بزنم هشتک و پشتک خودت و یکی کنم!
پارت جدید جیــگرم'🤓🌸🔥
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
➟
در هوای تو 🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۵۵
وقتی به خونه برگشتم صدای خنده و حرف زدن بچه ها از توی بالکن میاومد
انگار دور هم جمع شده و بساط قلیون و نوشیدنی هم براه بود.
بدون اینکه از اتاق بیرون برم یه مسکن قوی خوردم و خوابیدم
هر چند درد نمیذاشت آروم بگیرم .
از خواب که بیدار شدم حدودا ساعت ۱۰ و نیم بود و هیچ صدایی از بیرون نمیاومد.
همینکه نمیدیدم شون برام کافی بود
برای اینکه صبحانه بخورم بالاخره از مخفیگاهم بیرون رفتم.
یه لیوان چایی و یه تیکه نون و پنیر توی سینی گذاشتم
و میخواستم برگردم اتاقم که صدای کیان توی آشپزخونه پیچید:
-به به...خانوم زیبا...صبحت بخیر بانو
بالاخره شما رو زیارت کردیم
لبخند زورکی ای کنج لبم چسبوندم و جواب دادم:
-صبح شما هم بخیر...ببخشید دیشب خوابم برد خیلی خسته بودم
کیان با بیخیالی به کابینت تکیه داد و گفت:
-عیبی نداره... میبخشم
همه میدونن من آدم بزرگواریم
ابروهام بالا پرید و با حالت مشکوکی پرسیدم:
-خب...حالا در ازای این بخشش و بزرگواری چی میخواید ؟
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
➟