دارم به این فکر میکنم که توی دین اصلا اشتباهی واسهی انسان وجود نداره، و هرگز انسان رو قضاوت یا محکوم نمیکنه.
و گناه همون آسیب جسمی و روحی به خودِ فرده، و وقتی دین میگه گناه نکن؛ یعنی به خودت آسیب نزن.
و سوال اینه، اگه خدای متعالی هرگز من رو قضاوت نکرد و مثل ی رفیق پا به پام اومد، چرا تویی که از هر نظر ناقصی و توی کلِ جهان هستی تنها ی اتم به شمار میای، من رو قضاوت و محکوم میکنی و از درستی یا نادرستی دین و انسانیت میگی؟
انسانها عادت کرده بودند که تعصب داشته باشند، حتی به تمامِ چیزهایی که اصلا دربارهیشان هیچ نمیدانستند.
اما، چون کسی آن را تائید کرده بود، با افتخار آن را فریاد میزدند و از آن دفاع میکردند؛ اما افسوس که حتی خودشان هم نمیدانستند دارند از چه حمایت میکنند!
لااقل در روزهای گذشته، مردم هم اگر تعصبی داشتند سبب نمیشد زندهای کشته شود و مادرش خون بگرید!
اما کنون، دقیقا در همان دورانی قرار داریم که به خاطرِ تعصبی احمقانه، جوانان در خونِ خود غوطهور میشوند و برخی افراد هم چون جلاد بالای سرش هلهله میکشند!
و کاش که خدا به دادمان برسد با این تعصبهای افرادِ نادان.
شبگرد؛
شبکُش؛
انسانها عادت کرده بودند که تعصب داشته باشند، حتی به تمامِ چیزهایی که اصلا دربارهیشان هیچ نمیدان
میگویند تعصب از عقیده میآید، اما خدایا این چه تعصبیست که درونِ آن نه عقیدهای وجود دارد نه باوری؟
شبکُش؛
به امید این که شبکُش تاریکی شب رو بکشه و نور به ما سلام کنه.
شاید در بین نور و ظلمت، حقیقت همان سایه باشد.
شبگرد؛
شبکُش؛
ممبرهای فعالی نیستید چرا؟ https://abzarek.ir/service-p/msg/4062378
https://eitaa.com/Shabbkosh/76 میشه اگه بیشتر درباره ی این موضوع فکر کردی بازم فکر هاتو به اشتراک بذاری؟من تا همین حد عقلم رسید و فکر کردم.بیشتر از این واقعا نتونستم
.
حتما، من هم این چنل رو زدم تا عقایدم رو با بقیه به اشتراک بذارم و عقایدِ جدیدی بشنوم.
اما بدونید هرکسی که دم از آزادی میزنه، ی عقیدهای داره که بخواد آزاد باشه.
شبکُش؛
دارم به این فکر میکنم که شاید، برای داشتنِ آزادی باید هر عقیدهای نابود بشه. و اگه عقیدهای نباشه
بهتره بگم شاید برای یکسان بودنِ همه، باید عقیده نابود بشه.
و اونوقت همه با هم برابر میشن، یکسان، بدونِ تفاوت.
و دیگه بین این افراد، هرگز کسی راجب چیزی شک نکرده، چرا نپرسیده، و به خاطر عقیدهش به دنبال آزادی نخواهد بود. چون اون هم شده یکی مثلِ بقیه.
شبکُش؛
بهتره بگم شاید برای یکسان بودنِ همه، باید عقیده نابود بشه. و اونوقت همه با هم برابر میشن، یکسان،
درواقع ی عقیدهی جدید به وجود میاد، همه ولی یکی. یکی ولی همه.
یعنی برابری و تفاوت نداشتن، عقیده دارن ولی همهی عقیدههاشون یکیه.
مثلا یکی کتاب مینویسه عقیدهش با میلیونها نفرِ دیگه یکیه، همون چیزهایی رو میخونی که میدونستی.
و درمورد این عقیدهی یکسان، چیزِ جدیدی نیست تا بشنوی. تفاوتی نیست تا دنیارو زیباتر کنه یا دنیارو به گند بکشه.
شبکُش؛
https://eitaa.com/Shabbkosh/76 میشه اگه بیشتر درباره ی این موضوع فکر کردی بازم فکر هاتو به اشتراک بذ
https://eitaa.com/Shabbkosh/117 متشکرم https://eitaa.com/Shabbkosh/120 یاد سریال پلوریبوس افتادم چون دقیقا همینطور بود.ولی فکر میکنم این تفاوت عقاید بیشتر باعث رنج و گند کشیدن دنیا شده تا زیبایی.دنیا بیشتر شبیه انیمیشن وال-ای هستش.که وسط اینهمه گند و کثافت و یک کفش داغون،یک جوونه ی زیبا سبز شده بود.شاید اصلا زیبایی این جوونه به اینه که وسط اینهمه گند و کثافت سبز شده.شایدم به خاطر اینه که ما انسان ها سال هاست برای دیدن نیمه ی مثبت زندگی،معنی زیبایی رو اینطوری شناختیم.پس اگه اینطوره،از لحاظ منطقی، راهی بهتره که کمترین ضررو بزنه.و ضرری که این تفاوت عقاید ها داره به جسم و جان و روح خودمون و حتی طبیعت میزنه بی نهایته.پس بهتر نیست که ازادی ای که همه به حد ناچیزی ازش در زندگی اشون میرسند رو تمام و کمال داشته باشیم حتی اگه به شرط یکسان بودن عقاید باشه؟اصلا شاید کمال در همین یکسان بودن باشه،ولی ماهایی که به داشتن عقاید ناقص خودمون عادت کردیم که به خودمون این دروغ رو بگیم که «خاص تر» از بقیه هستیم در مقابلش مقاوت میکنیم.مثل مردمان احمق شهری(بلانسبت شما) که فقط تیکه تیکه میتونن ازادی رو از بهلول یا فرد دانا درک کنن؛ و در نهایت هم اون فرد رو دیوونه میشمرن.اگه یکسان بود عقاید کسل کننده و مضخرف نباشه چی؟طبق سخنان کتاب خدا،ما همه جزئی از خدا هستیم.پس ایا در نهایت تجلی خدا میشیم ؟
.
سخنهای شما واقعا قابلِ تامل هستند، و رنج از درونشون فوران میکنه.
اما نظرِ من با نظرِ شما متفاوته، میخواید بشنوید؟