شبکُش؛
به امید این که شبکُش تاریکی شب رو بکشه و نور به ما سلام کنه.
شاید در بین نور و ظلمت، حقیقت همان سایه باشد.
شبگرد؛
شبکُش؛
ممبرهای فعالی نیستید چرا؟ https://abzarek.ir/service-p/msg/4062378
https://eitaa.com/Shabbkosh/76 میشه اگه بیشتر درباره ی این موضوع فکر کردی بازم فکر هاتو به اشتراک بذاری؟من تا همین حد عقلم رسید و فکر کردم.بیشتر از این واقعا نتونستم
.
حتما، من هم این چنل رو زدم تا عقایدم رو با بقیه به اشتراک بذارم و عقایدِ جدیدی بشنوم.
اما بدونید هرکسی که دم از آزادی میزنه، ی عقیدهای داره که بخواد آزاد باشه.
شبکُش؛
دارم به این فکر میکنم که شاید، برای داشتنِ آزادی باید هر عقیدهای نابود بشه. و اگه عقیدهای نباشه
بهتره بگم شاید برای یکسان بودنِ همه، باید عقیده نابود بشه.
و اونوقت همه با هم برابر میشن، یکسان، بدونِ تفاوت.
و دیگه بین این افراد، هرگز کسی راجب چیزی شک نکرده، چرا نپرسیده، و به خاطر عقیدهش به دنبال آزادی نخواهد بود. چون اون هم شده یکی مثلِ بقیه.
شبکُش؛
بهتره بگم شاید برای یکسان بودنِ همه، باید عقیده نابود بشه. و اونوقت همه با هم برابر میشن، یکسان،
درواقع ی عقیدهی جدید به وجود میاد، همه ولی یکی. یکی ولی همه.
یعنی برابری و تفاوت نداشتن، عقیده دارن ولی همهی عقیدههاشون یکیه.
مثلا یکی کتاب مینویسه عقیدهش با میلیونها نفرِ دیگه یکیه، همون چیزهایی رو میخونی که میدونستی.
و درمورد این عقیدهی یکسان، چیزِ جدیدی نیست تا بشنوی. تفاوتی نیست تا دنیارو زیباتر کنه یا دنیارو به گند بکشه.
شبکُش؛
https://eitaa.com/Shabbkosh/76 میشه اگه بیشتر درباره ی این موضوع فکر کردی بازم فکر هاتو به اشتراک بذ
https://eitaa.com/Shabbkosh/117 متشکرم https://eitaa.com/Shabbkosh/120 یاد سریال پلوریبوس افتادم چون دقیقا همینطور بود.ولی فکر میکنم این تفاوت عقاید بیشتر باعث رنج و گند کشیدن دنیا شده تا زیبایی.دنیا بیشتر شبیه انیمیشن وال-ای هستش.که وسط اینهمه گند و کثافت و یک کفش داغون،یک جوونه ی زیبا سبز شده بود.شاید اصلا زیبایی این جوونه به اینه که وسط اینهمه گند و کثافت سبز شده.شایدم به خاطر اینه که ما انسان ها سال هاست برای دیدن نیمه ی مثبت زندگی،معنی زیبایی رو اینطوری شناختیم.پس اگه اینطوره،از لحاظ منطقی، راهی بهتره که کمترین ضررو بزنه.و ضرری که این تفاوت عقاید ها داره به جسم و جان و روح خودمون و حتی طبیعت میزنه بی نهایته.پس بهتر نیست که ازادی ای که همه به حد ناچیزی ازش در زندگی اشون میرسند رو تمام و کمال داشته باشیم حتی اگه به شرط یکسان بودن عقاید باشه؟اصلا شاید کمال در همین یکسان بودن باشه،ولی ماهایی که به داشتن عقاید ناقص خودمون عادت کردیم که به خودمون این دروغ رو بگیم که «خاص تر» از بقیه هستیم در مقابلش مقاوت میکنیم.مثل مردمان احمق شهری(بلانسبت شما) که فقط تیکه تیکه میتونن ازادی رو از بهلول یا فرد دانا درک کنن؛ و در نهایت هم اون فرد رو دیوونه میشمرن.اگه یکسان بود عقاید کسل کننده و مضخرف نباشه چی؟طبق سخنان کتاب خدا،ما همه جزئی از خدا هستیم.پس ایا در نهایت تجلی خدا میشیم ؟
.
سخنهای شما واقعا قابلِ تامل هستند، و رنج از درونشون فوران میکنه.
اما نظرِ من با نظرِ شما متفاوته، میخواید بشنوید؟
شبکُش؛
ممبرهای فعالی نیستید چرا؟ https://abzarek.ir/service-p/msg/4062378
https://eitaa.com/Shabbkosh/123 بله حتما.فقط اگه میشه نسخه ی کامل پیاممو بذارید که بخونید.اینو دستم خورد دوبار فرستادم یکیش ناقص تر از اون یکیه
.
درست شد، الان من نظرم رو میگم
شما گفتید که اگه این همه تفاوت دنیارو نابود کردن، پس نابود شدن عقیده سبب میشه آزاد باشیم و دیگه فکر نکنیم خاصیم. عقیده یکی باشه، ولی همه هم آزاد باشن.
و دیگه خودمون رو با ی زیبایی کوچک بین هزاران زوال، گول نزنیم.
یکسان بودنِ عقیده در نگاه اول باعث میشه خیلی خوب به نظر برسه، این که دیگه نه بحثی باشه و نه دعوا بر سر عقیده درمورد آزاد بودن.
اگه عقیده یکی باشه، درواقع همه آزادن. اما این ظاهر قضیهست چرا؟
درواقع عقیده یکسان، مثل ی صفره. که نه زیباییای میتونه باشه، نه زشتیای.
انسان همیشه به دنبال فهمیدن و پیدایش چیزهای جدیده؛ این که عقایدش رو که مثل ی پازلِ چند تیکهست کامل کنه.
اون هم با کمک از بقیه. اما، اگه عقیده یکی باشه انسان باید چه عقیدهای رو کامل کنه؟ درواقع انسان اسیرِ پوچی میشه؛ رباتوارانه زندگی کردنی که عقیدهای نداره، ولی داره اونم یکسانِ
و اگه این طور باشه، اصلا داشتنِ عقیده به درد نمیخوره.
اما لاقل ربات ساختهی انسانه و بدونِ تعصب و عقیده خلق شده و حرفش چیزیه که بقیه به اون میگن، اما انسان با عقیده یکسان شاید آزاد باشه، اما حق انتخاب نداره!