eitaa logo
نامه‌ی پنهانیِ زیرفرش.
50 دنبال‌کننده
5 عکس
0 ویدیو
0 فایل
گفتم که بر خیالت راهِ نَظر ببندم گفتا که شبرو است او، از راهِ دیگر آید.
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی اوقات خیلی احساس گناه می‌کنم پیش یه‌نفر، بابتِ اینکه اونقدری ذوق می‌کنه به‌حدی که مشخصه. چه‌حضوری براش یه‌کار انجام می‌دم چه‌مجازی که یه‌پست بفرستم براش. احساس گناه می‌کنم که چرا توجهی بهش نمی‌کنم؟
یک‌روزِ خیلی خیلی زود، برایت نامه‌ای می‌نویسم می‌گذارم کنار پرده‌ی پنجره‌ی اتاقت. یا زیر فرشت. بعد با یک‌ندایِ کوچک می‌آیم دم قلبت می‌نشینم و به‌تو می‌گویم: «هی. نمی‌خوای اتاق رو تمیز کنی؟» یا «عه ببین اون غنچه‌ی تو کوچه‌رو، چه‌بزرگ‌تر شده!» تورا می‌نگرم، تا ببینم کی دلت می‌آید به‌سوی فرش، به‌سوی پنجره. سپس تو نامه‌را می‌بینی و وقتی خواندی به‌دنبال شناسه‌ی نویسنده‌اش می‌گردی. اما پیدا نمی‌کنی. من برایت نامی نمی‌گذارم، تو می‌توانی یادِ من بی‌افتی. گرچه می‌دانم امکان پذیر نمی‌شود و یاد دلِ دیگری می‌کنی اما منتظرت می‌مانم.
وقتشه حتماً بساطم رو فردا جمع کنم و برم انقلاب و خیلی زود باید کتاب بخرم چون هیچی ندارم دارن ته می‌کشن. اما کو پول؟
همه‌ی دوستام ازم فرارین اما تو بمون برام. تنها امید من به این دل خراب تویی.
درود پرنور، این یه‌تقدیمی از طرفِ‌من به‌شماست برای شرکت بازنشر بدید و تگتون رو برای من پست کنید. سپس بنده برای شما صدف‌ها: می‌گم اگر یک‌فصل بودید چی‌می‌شدید، یه‌عکس همانند عکس بالا که همین عروسک‌های‌ کوچیکن براتون تقدیم می‌کنم و شمارو به‌یک شخصیت کارکتری نسبت می‌دم. لطفاً عضو باشید و صبوری کنید. بدرود.🪭/