eitaa logo
کانال شهید محمدعلی برزگر
9.7هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
6.7هزار ویدیو
1 فایل
سفارش کتاب از قفس تا پرواز (زندگینامه شهید محمدعلی برزگر): ولادت:۵'۳'۱۳۴۵ شهادت ومفقودیت:۱۰'۶'۱۳۶۵ عملیات:کربلای۲ فرمانده:شهیدکاوه منطقه شهادت:حاج عمران عراق تبلیغات شما👇 @Mahya6470 لینک کانال https://eitaa.com/24375683/10791
مشاهده در ایتا
دانلود
14.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 سوال روز دوازدهم نهضت زندگی با آیه ها 🔸جوایز: 1️⃣ در پایان هر روز به قید قرعه 5 نفر از کسانی که پاسخ صحیح دادند برگزیده خواهند شد و کارت هدیه به مبلغ 5 میلیون ریال در پایان ماه مبارک در مراسمی اهدا خواهد شد. 2️⃣ در پایان ماه مبارک رمضان از بین کل افرادی که جواب صحیح ارسال کرده اند به قید قرعه کمک هزینه سفر به کربلای معلی اهدا خواهد شد. 🔻 مهم مهم مهم 👈 این مسابقه ويژه استان خراسان شمالی است 👈 هم استانی های عزیز می توانند پاسخ صحیح را به سامانه پیامکی ۳۰۰۰۵۲۱۳ ارسال نمایند. 🍀🍀🍀🍀🍀 کانال ما در ایتا:👇 https://eitaa.com/tablighateslamifaroj اداره تبلیغات اسلامی فاروج
7.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽🦋﷽🦋﷽خاطره بسیار زیبا فایل بی نظیر👆👌 کاش به نماز هم ایمان می آوردیم..... که نماز هم اگر به آن وفادار باشی برایت غوغا می‌کند... 🤩بسیار عالیه بچه ها حتما ببینید دکتر https://eitaa.com/ShahidBarzegar65/12876
7.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رفقای پویشی: بازهم پنجشنبه رسید صلواتهای هفتگی[تعداد دلخواه] فراموش نکنید.... بزرگوارانی که تازه به جمع ماپیوستین خیلی خوش اومدین هرپنجشنبه به نیت ظهورآقا؛ ۱۴معصوم شهدا واموات فاتحه و هرچقدرتوان دارین صلوات هدیه بفرمایید. https://eitaa.com/ShahidBarzegar65/12879
11.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❀سلام علی آلِ یاسین✋‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اَللّهُمَّ‌‌عَجِّل‌‌لِوَلیِّکَ‌الفَرَجَ‌‌وَالْعافِیَةوَالنّصر 🇮🇷‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ازاینکه شهید و کانال رو به دوستان خودمعرفی میکنید بی نهایت متشکریم. 🕊دوستان جدید:ضمن خیرمقدم💐 👌پُستهاهر۲۴ساعت یکباربارگزاری میشود. هدیه به۱۴معصوم؛شهدا؛اموات صلوات. اللهم الرزقناشهاده فی سبیلک🤲 ━━━✥⃝آمین یارب العالمین 🌺شادی روح مطهرش صلوات ✨التماس دعا https://eitaa.com/ShahidBarzegar65/12881
. اگه داری😫 و هیچی حالت رو خوب نمیکنه💔 حتما یه سر به این بزن👇👇 زیباترین کلیپ های و 😍 بـیـا ایـنجا ذهـنت رو آروم کن https://eitaa.com/joinchat/746652706C0565f85118 👆👆
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سلام برهمه شما خوبان همیشه همراه ✨قرار روزانه... 💌اللهم عجل لولیک الفرج. هدیه به اهلبیت (ع) سلامتی وتعجیل درفرج امام زمان (عج) امام وشهدا؛شهیدبرزگر.. ۸صلوات محبت کنید... رفقا:حتما دعای فرج امام زمان عج (الهی عظم البلاء و...) روهم شده یکبار در روز بخونید. ذکرِ تعجیلِ فرج؛ رمزِ نجاتِ بشر است ما بر آنیم که این ذکر جهانی گردد... 🆔@ShahidBarzegar65 ازتبلیغات دور ازشان کانال معذوریم.
عارفی ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تاامام زمان ع را زیارت کند؛ تمام روزها روزه بود.در حال اعتکاف. از خلق الله بریده بود. صبح به صیام و شب به قیام. زاری و تضرع به درگاه او شب ۳۶ ام ندایی در خود شنید که می‌گفت: ساعت ۶ بعدازظهر، بازار مسگران، دکان فلان مسگر برو امام زمان [ عج ]را زیارت خواهی کرد عارف از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شد و در کوچه های بازار از پی دکان می‌گشت. می‌گوید: پیرزنی را دیدم دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان می‌داد، قصد فروش آنرا داشت. به هر مسگری نشان می‌داد، وزن می‌کرد و می‌گفت: ۴ ریال و ۲۰ شاهی پیرزن می‌گفت: نمیشه۶ریال بخرید؟ مسگران می‌گفتند: خیر مادر، برای ما بیش از این مبلغ نمی صرفد. پیرزن دیگ را روی سر نهاده و در بازار می‌چرخید و همه همین قیمت را می‌دادند. بالاخره به مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود. مسگر به کار خود مشغول بود که پیرزن گفت: این دیگ را برای فروش آوردم به ۶ریال می‌فروشم، خرید دارید؟ مسگر پرسید چرا به ۶ ریال؟ پیرزن سفره دل خود را باز کرد و گفت: پسری مریض دارم، دکتر نسخه‌ای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال می‌شود مسگر دیگ را گرفت و گفت: این دیگ سالم و بسیار قیمتی است. حیف است بفروشی، امّا اگر اصرار داری من آنرا به ۲۵ریال می‌خرم! پیرزن گفت: مرا مسخره می‌کنی؟! مسگر گفت: ابدا" دیگ را گرفت و ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت پیرزن که شدیدا متعجب شده بود، دعاکنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد. من که ناظر ماجرا بودم و وقت ملاقات فراموشم شده بود، در دکان مسگر خزیدم و گفتم: عمو انگار تو کاسبی بلد نیستی؟! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی ندادند، آنگاه تو به ۲۵ ریال می‌خری؟! مسگر پیر گفت: من دیگ نخریدم من پول دادم نسخه فرزندش را بخرد، پول دادم یک هفته از فرزندش نگهداری کند، پول دادم بقیه وسایل خانه‌اش را نفروشد، من دیگ نخریدم. از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم در فکر فرو رفته بودم که ندایی با صدای بلند گفت: مزد چله گرفتن و عبادت کردن توهمین است. کسی به زیارت ما خواهد آمد که دست افتاده‌ای را بگیرد و بلند کند، بعدما خود به زیارتش خواهیم آمد! https://eitaa.com/ShahidBarzegar65/12888
51.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از کرامات رو باهم میشنویم. امروز مهمان لین شهیدبزرگوارهستیم https://eitaa.com/ShahidBarzegar65/12881
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 تا به حال از شهیدان حاجت گرفته ای؟ 🔸 «زیارت مشکل گشا» 🎤آیت الله مصباح یزدی https://eitaa.com/ShahidBarzegar65/12888
💫پارت (70) جلد دوم کتاب ازقفس تاپرواز خاطرات شهیدمحمدعلی برزگر🌷 📝بوسۀ زیرگلــــو 🌷همۀ خواهر و برادرها برای بدرقۀ محمّد در منزل مادر جمع شده بودیم پس از کمی گفت و گو لحظۀ سخت جدایی فرا رسید، لبخند از روی لب ها پر کشید و کم کم جای خودش را به اندوه چهر ه ها داد، مردها بغض را در گلو می فشردند و زنان اشک می ریختند ولی محمّد با دستانی حنا زده، موهایش را شانه می کرد و رویمان عطرافشانی می کرد، مثل جوان داماد شده رفتار می کرد 🌷مادر با اخم گفت. تو پنج بار به جبهه رفته ای، از آن گذشته برادرانت یک در میان سنگر را خالی نگذاشته اند و به جبهه رفته اند، می شود نروی؟ محمّد گفت :مادرجان مگه جبهه رفتن کوپنیه؟!!!! آنها جای خود رفته اند و بنده جای خودم، هرکس مسئول عمل خودش است 🌷همه برخاستیم که تا محمّد را چند متر بدرقه کنیم، مادر او را از زیر قرآن ردّ می کرد و داداش هم صدقه ای دور سرش چرخاند و من هم سراسیمه پارچی را از چشمۀ جلوِ در منزل پرکردم تا پشت قدمش بریزم ولی قبل از ریختن آب مانع شد و گفت. آبجی... چرا می خواهی آب پشت قدمم بریزی؟ گفتم: داداش جان. آب پشت قدم مسافر مبارک است، می ریزم تا ان شاءالله زود به خانه برگردی. 🌷محمّد چشمانش پر از اشک شد و گفت. نریز خواهرم..... چون هر وقت آب پشت قدمم ریخته ای برگشته ام . بس است دیگر، من این بار دوست دارم که شهید شوم بعد جلو آمد و پارچ آب را از دستم گرفت وقدری خوردوسلامی برامام حسین (ع)دادو گفت:آب نطلبیده مراد است آبجی...این دفعه اجازه ندادم چون بازگشتی در کار نیست 🌷 گریه امانم نمی داد، صورتم را بوسید. من بارها شاهد سجده های طولانی محمّد بودم و آن سجده ها در لحظۀ وداع یادم آمد و گفتم:بگذار تا سجده گاهت را ببوسم محمّد متواضعانه سرش را پایین آورد، با تمام وجود پیشانیش را بوسیدم و گفتم. خدا به همراهت برادر جان. 🌷محمّد لبخندی زد و گفت: بنده روسیاه تر از این صحبت ها هستم که سجده گاهم را ببوسی، سؤالی دارم، چرا زیر گلویم را نبوسیدی؟ این بار در حالی که با صدای بلند گریه می کردم،گفتم. جان به لبم رساندی، چرا این سؤال جان سوز را لحظۀ آخر می پرسی؟ 🌷پاسخ داد.لحظۀ وداع باید از خواهر سیّدالشهدا  الگو بگیری به خواهش برادرم زیر گلویش را بوسیدم و آن لحظه فهمیدم که حضرت زینب  چه مصیبتی را تحمّل کرد و این بوسه سخت ترین بوسۀ عمرم بود. 🌷محمّد رفت ومثل امام حسین (ع) درخاک کربلا به شهادت رسید وپیکرش مدتها گمنام شدو زینب وار درفراقش سوختم وآنجا دانستم که مقصودش ازآن بوسه آخر چه بود ..... راوی: خواهرِ شهید؛ بانو مَه اَفروز برزگر https://eitaa.com/ShahidBarzegar65/12889
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قطعا تلاش کردن به تنهایی مارو به موفقیت نمی رسونه شکرگزاری رمزی هست که تمام انسان های موفق از اون با خبرند... https://eitaa.com/ShahidBarzegar65/12890