شهید شو 🌷
💔 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 📕 رمان امنیتی #خط_قرمز ⛔️ ✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا #قسمت131 حاج رسول
💔 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 📕 رمان امنیتی #خط_قرمز ⛔️ ✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا #قسمت132 نفسم دوباره به شماره افتاده است. دستم را روی سینه میگذارم و پانسمانهایم را از روی پیراهن لمس میکنم. میسوزد و تیر میکشد؛ اما تمام تلاشم را میکنم تا کسی درد را از چهرهام نخواند. نمیخواهم به دست کسی بهانه بدهم که خانهنشینم کنند. مینشینم روی صندلیها و دست را میبرم داخل جیبم تا قرص مسکن را دربیاورم. - عباس! حالت خوبه؟ صدای مرصاد است که لبخندزنان به سمت صندلیها میآید. سریع قرص را رها میکنم، دستم را از جیب بیرون میکشم و میگویم: - آره. چه عجب از اینورا! - مطمئنی خوبی؟ رنگت پریده! عرق کردی! - خوبم دیگه. مرصاد کنارم مینشیند: - خب برادر من! سالی به دوازدهماه به ماها مرخصی نمیدن، حالا که شانست گفته و بهت دادن هم تو نمیگیری؟ عقلت کمه تو؟ با این زخمی که داری برای من بلند شدی اومدی تیراندازی؟ چند جرعه از آب معدنیام مینوشم و دور لبم را با پشت دست پاک میکنم: - بابا به خدا من چیزیم نیست. دیگه خوب شدم. مرصاد در جوابم میخندد که یعنی: آره جون خودت! - اینجوری نگاه نکن! میبینی که تیراندازیم بهتر شده! مرصاد نگاهی به رد تیرها روی کاغذ مقوایی میاندازد و سرش را تکان میدهد: - بابا ایول، خیلی متمرکز زدی. یکم نگرانیم کم شد. - بابتِ؟ - دو هفته دیگه باید برگردی #سوریه؛ برای عملیات بهت نیاز دارن. هرچند حاج رسول خیلی موافق نبود. میگفت خطرناکه. ولی دیگه چاره چیه؟ بال در میآورم. از ذوق، دستم را دور سر مرصاد میاندازم و میبوسم. درحالی که تلاش میکند سرش را از میان بازوی من آزاد کند، غر میزند: - بجای این کارا برو یکم به خانوادهت برس. مثل فنر از جا بلند میشوم و عقبعقب به سمت در میروم: - دمت گرم. دمت گرم! سرخوشانه داخل ماشین مینشینم. قصد داشتم بروم باشگاه برای تمرین رزمی؛ اما باید بیشتر کنار خانواده باشم. معلوم نیست کی از سوریه برگردم و اصلا برگردم یا نه؟ - تکلیف خانم رحیمی چیه؟ هنوز نمیدونی چندچندی؟ کمیل این را میگوید و شیشه را پایین میدهد. آخ! داشت یادم میرفت؛ این یادم آورد. استارت میزنم و چند لحظه فکر میکنم؛ هنوز نمیدانم. - خدا بگم چکارت کنه کمیل، الان وقتش بود بزنی توی برجکم؟🙁 - تکلیفت رو روشن کن. یا میخوای یا نمیخوای. خب چه اشکال داره دوباره #ازدواج کنی؟ راه میافتم: - هیچ اشکالی نداره، ولی برای کسی که دائم توی ماموریت نباشه. بعد هم... درد باعث میشود کلامم را قطع کنم. کاش مسکن را میخوردم. صورتم در هم میرود. به عادت همیشهام، نیمنگاهی به آینهبغل میاندازم. یک موتورسوار پشت سرم و میان بقیه ماشینها حرکت میکند. کمیل مصرانه میپرسد: - بعدم چی؟ نفسی تازه میکنم: - نمیدونم کمیل. من هنوز مطهره رو دوست دارم. فکر میکردم دارم فراموشش میکنم، ولی نشد. - خیلی خوشاشتهایی تو! دوتادوتا میخوای؟ - زهر مار. میخندد: - دروغ میگم؟ پشت چراغ قرمز میایستم و دوباره به آینه جلوی شیشه چشم میدوزم. موتورسوار ایستاده پشت سرم. چهرهاش زیر کلاهکاسکت پنهان است. 🤨 #ادامه_دارد... #آھ_اے_شھادت... #نسئل_الله_منازل_الشھداء 💞 @aah3noghte💞
💔
محبوبم!
اگر دردهایم را به شما نگویم
سفره دل پیش کدام یک از #مخلوقاتتان بگشایم؟
که...
شماتت نکند،
طعنه نزند
و به درستی راهگشایم باشد...
محبوبم!
اصلا تا شما هستید
چه احتیاج به گفتن #سرّ_دل نزد دگران؟
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
#قرار_عاشقی
سلامی به بلندای گلدسته هایت
به زیبایی صحن هایت
به زردی گنبد طلایت
و به صفای پنجره ی فولادت
یا ضامن آهو مددی❤️
#اللهم_صل_علی_علی_بن_موسی_الرضا_المرتضی
#امام_رضآی_دلم
#دلتنگ_حرم
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕
شهید شو 🌷
💔 وارد نیروی هوایی سپاه شد. از همان اول، #تک بود. خیلی تلاش می کرد. کارهایی که برای بقیه مشکل بود،
💔
بعد از شهادتش، سردار حاجی زاده، فرمانده هوافضای سپاه گفت:
"جواد موتور محرّک فرماندهان ما بود. هر جا فرماندهان ما کم می آوردند، #جواد پیشقراول بود...."
#دخترها_بابایی_اند
#شهید_جواد_محمدی
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
#کپےبدونتغییردرعکس
شهید شو 🌷
💔 #حاج_حسین_یکتا: توکل به خدا، توسل به اهلبیت علیهمالسلام، توجه به دو لبِ سیدعلی؛ والسلام. هی
💔
#آھ...
#ماه_رجب و شعبان و رمضان که می رسد
آدم دیگر مطمئن می شود
به رحمت خدایی که
#بهانه می تراشد تا #ببخشد
پس
خدایا
به حرمت مولود عزیز ماه رجب
ببخشمان و توفیق بندگی عطایمان نما
#محبوب_من
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
برای ماه رجب، برنامه ای، چله ای، در نظر دارین؟
چند نفر با هم چله بگیریم
ان شالله زودتر صدامون به آسمون برسه🥀
شهید شو 🌷
💔 توراندارمودݪتنگمودلمقرصاست ڪہانتهاۍخوشِصبروانتظارتویے..! #سه_شنبه_های_جمکرانی #اللهم
💔
بیا مرا کنار خود مقیّدِ اصول کن
تو آیه آیه حاضری به قلب من نزول کن
من از تو مینویسم و فقط بحق مادرت
سهشنبههای جمکرانی مرا قبول کن!
#سه_شنبه_های_جمکرانی
#اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم
#اللهّمَعَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَجبِحَقّحضرتزینب
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕
#کپےبدونتغییردرعکس
💔
#بسم_الله
﴿هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي﴾
این ( توانایی) از فضل و احسان خدای من است.
سوره نمل آیه ۴۰
#یک_حبه_نور✨
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
🏴 « إنا لله و إنا إلیه راجعون»
إِذَا مَاتَ الْعَالِمُ ثُلِمَ فِي الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا يَسُدُّهَا شَيْءٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
◼️ روح بلند مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی به ملکوت اعلی پیوست.
رحلت ایشان را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر ( عج )، مقام معظم رهبری ، علمای اعلام و حوزه های علمیه ، بیت شریف ایشان و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم.
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
بازگشت امام خمینی (ره) به ایران واقعهای در جریان انقلاب ۱۳۵۷ است که طی آن در ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ امام خمینی (ره) پس از ۱۴ سال تبعید به ایران بازگشت و در تهران مورد استقبال قریب به سه میلیون ایرانی قرار گرفت.
این روز در تقویم رسمی با عنوان روز آغاز دهه فجر، مشخص شده است.
با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان آخرین و تنها امید رژیم پهلوی و سردمداران غربی پشتیبان این رژیم، به عنوان نخست وزیر باقی مانده بود.
در طرف مقابل تظاهرات مردم هر روز پر شورتر و مصممتر میشد و شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بعنوان اصلی ترین خواسته مردم در نهضت انقلابی به رهبری امام خمینی مطرح میشد. امام خمینی كه شرط ورود خود را به كشور، خروج شاه، اعلام كرده بودند، با فرار شاه در 26 دی 1357، تصمیم به بازگشت گرفتند.
#بازگشت_امام
#امام_خمینی
#دهه_فجر
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
#دم_اذانی
[ اگر میخواهید بدانید یك
انـسان چقدر ارزش دارد ،
ببینید به چه چیزی عشـــق
میورزد!
توجهتان به هرچــــه باشد
قیمتتان همان است..]
-علامهجعفری
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕