eitaa logo
شمیم افق
1.1هزار دنبال‌کننده
19.8هزار عکس
6.6هزار ویدیو
2.5هزار فایل
﷽ ارتباط با ما @mahdiar_14
مشاهده در ایتا
دانلود
تكریم انسان برخلاف جبهه باطل كه به انسان ها به عنوان ابزاری برای تأمین خواسته ها و منافع خویش می نگرند، در جبهه حق، مؤمن ارزش و كرامت دارد. كرامتش هم نشأت گرفته از ارزش حق است. انسان ها احترام دارند و به لحاظ ایمانشان مورد تكریم اند، معیار هم تقوا و ایمان و تعهّد، است نه رنگ و زبان و قبیله و نژاد و منطقه جغرافیایی. امام حسین علیه السلام در عاشورا، به یاران خویش عزّت بخشید، آنان را باوفاترین یاوران حق دانست. خود را به بالین یكایك یاران شهیدش می رساند و سر آنان را بر دامن می گرفت. بین آنان تفاوت قائل نمی شد. هم بر بالین علی اكبر علیه السلام حاضر شد، هم بر بالین غلام خویش. یكجا رخ غلام و پسر بوسه داد و گفت در دین ما سیه نكند فرق با سفید 🆔 @ShamimeOfoq
9️⃣1️⃣پند سرخ تاریخ 💠عافیت طلبی تا وقتی مسئله ی خون و فداکاری مطرح نبود و درست نمی دانستند حسین بن علي عليه السلام برای چه از مدینه یا مکه حرکت کرده است، بودند و ماندند کسان زیادی که پیروی خودشان از حسین بن على عليه السلام را پس نگرفتند؛ چون مسئله ی عافیت آمیزی بود. ▪️حضرت امام خامنه ای (دام ظله) 🆔 @ShamimeOfoq
صبح زیباتون بخیر دوستان وفادار شهدای کربلا🌷 رستگار نمی شوند مردمی که رضایت مخلوق را با غضب خالق بدست آورند. 🆔 @ShamimeOfoq
🦋 او خورشیدِ آسمانش را گُم کرده بود و پنجره ی امیدش را بسته بود. نمی خواست نور را ببیند، نمی خواست آینه را ببیند، نمی خواست صدای جیک جیک گنجشکِ روی شاخه ی درخت را بشنود. او تو را فراموش کرده بود. معجزه ی یادِ تو را فراموش کرده بود. یک روز، تمام حرف هایش را در جوهرِ خودکارش ریخت و نامه ای برای تو نوشت. هنوز نامه اش تمام نشده بود که یادِ تو معجزه کرد و جوابی از تو رسید. او من بودم و آن نامه را با نامِ تو شروع کرده بودم: «بسم الله الرحمن الرحیم...» منبع: نشریه باران 🆔 @ShamimeOfoq
به خاطر کرونا 🦋 چشمم می‌افتد به بسته چای مخصوص هیئت و جوری که مامان صدایم را از آشپزخانه بشنود می‌پرسم: «مامان چرا بسته چایِ هیئت رو گذاشتین بیرون؟ مگه امسال هیئت می‌گیریم؟» جواب نمی‌دهد. انگار هنوز زیارت عاشورایش تمام نشده. چای را می‌ریزم و می‌آورم رو به روی بابا می‌گذارم. سهیل و صادق را هم از توی حیاط صدا می‌زنم که بیایند. زیارت عاشورای مامان تمام شده. می‌گویم: «مامان محرم هر سالمان، با عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام معنا پیدا کرده، اگر به خاطر کرونا هیچ کار نکنیم تا آخر عمرمان یک جای دلمان خالی می‌ماند. به نظرم یک هیئت خودمانی و کوچک راه بیندازیم. خودمان پنج تا! مثلاً بابا زیارت عاشورا بخواند و سهیل و صادق هم دو تا مداحی قشنگ را تمرین کنند. من هم یک روایت از عاشورا را می‌گویم.» مامان اشک‌هایش را با گوشه‌ی چادر پاک می‌کند و می‌گوید: «چه فکر خوبی! چای و پذیرایی هیئتمان هم با من!» به قول آقا یکی از بزرگترین نعمت‌ها، نعمت خاطره و یاد حسین ‌بن ‌علی علیه‌السّلام، یعنی نعمت مجالس عزا، نعمت محرّم و نعمت عاشورا برای جامعه شیعىِ ماست. 🆔 @ShamimeOfoq
روضه خوانی نوجوانان
5.24M
بشنویم با هم نوای روضه خوانی نوجوانان را برای سیدالشهدا امام حسین علیه السلام.🌷 🆔 @ShamimeOfoq
هفتم.mp3
10.37M
دعای هفتم🌷 با هم در این روز بزرگ و ماتم زده دعای هفتم صحیفه سجادیه را زمزمه کنیم.🦋 🆔 @ShamimeOfoq
🌹 ظهر روز دهم 😢 🍃 ظهر عاشورا به عصر رسیده بود. چکاچک شمشیرها فرونشسته بود. روح همۀ آن‌ هفتادودو نفر در آسمان ایستاده به انتظار بود؛ انتظار رسیدن امامی که جانشان را فدایش کرده بودند. دیگر مردی از بنی‌هاشم نبود. زن‌ها این را فهمیدند. این را فهمیدند که دیگر تاب نیاوردند، از خیمه بیرون دویدند و آشفته و پریشان، خودشان را به بالای بلندی رساندند، چشم‌ ترسان شهادت حسین علیه‌السلام و بی‌رحمی نامردمان پس از او. زینب (سلام الله علیها) رسید. جسد عزیزش را روی زمین گرم کربلا، افتاده دید...به‌جای هر عکس‌العملی، هر شکایتی، رفت به‌طرف جسد عزیزش ابی‌عبدالله. خطاب به جدش پیغمبر، صدایش بلند شد: «ای جد عزیزم! ای پیغمبر بزرگوار! نگاهی به صحرای گرم کربلا بکن. این حسین توست که در میان خاک و خون می‌غلتد و افتاده... زینب مو پریشان نکرد. پنجه به‌صورت نکشید. مویه نکرد. به‌جای همه این‌ها، به‌جای رسم آشنای عرب، دست برد زیر پیکر برادر. بدن چاک‌چاک و به خون غلتیدۀ حسین را در آغوش گرفت و با صدای بلند گفت: «خدایا! این قربانی را از آل محمد قبول کن. 🆔 @ShamimeOfoq
11.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 عشق من/ نورچشمم حسین 🌹 یاد تو شورش دل است حسین 🆔 @ShamimeOfoq