eitaa logo
احکام شرعی کاربردی
1.9هزار دنبال‌کننده
8هزار عکس
1.8هزار ویدیو
17 فایل
پاسخگویی به سؤالات شرعی👇 مقلدین مقام معظم رهبری و آیت الله سیستانی @Chnani313 مقلدین آیت الله مکارم و دیگر مراجع @h_babazadeh لینک کانال: @Sharia313
مشاهده در ایتا
دانلود
☀️خــ❤️ــدایــا... 🍃معبود مهربانم... 🔹دلـــــم آرام می شود 🔹وقتی دستانـــم را ◽️به ریسمانِ محکم ◽️یادِ تو گره میزنم... 💕أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ💕 ❣آگاه باشيد كه تنها با ياد خدا ❣دل ها آرام مي گيرد... 💠 @arefeen
❤️حضرت امام رضا(علیه السلام): ✅🔹پنج‌ چيز است‌ كه‌ در هر كس‌ نباشد #اميد چيزى‌ از دنيا و آخرت‌ به‌ او نداشته‌ باش‌: ✍كسى‌ كه‌ در نهادش‌ اعتماد نبينى‌ ✍و كسى‌ كه‌ در سرشتش‌ كرم‌ نيابى‌ ✍و كسى‌ كه‌ در خلق‌ و خوى‌اش‌ استوارى‌ نبينى‌ ✍و كسى‌ كه‌ در نفسش‌ نجابت‌ نيابى‌ ✍و كسى‌ كه‌ از خدايش‌ ترسناك‌ نباشد. 📚تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470 ❣ @arefeen
⁉️ ‼️ ‼️ 🌹علامه حسن زاده آملی: 🌷در حديث ريان بن شبيب از امام رضا (عليه‌السلام) نقل است كه آن حضرت فرمود: ✍اي پسر شبيب! اگر مي ‌خواهي كه به رسي، با ما باش؛ به باش و به ! 💠🍃و بر تو باد ما! كه هركس را داشته باشد، خداوند در روز قيامت با آن كند. 📚منبع: رساله لقاء الله ❣ @arefeen
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 💠عنایت ویژه امام رضا(علیه السلام) به علامه حسن‌زاده آملی روحی فداه❗️ ✅⭕️ماجرای بسیار زیبا از ملاقات علامه حسن زاده با حضرت امام رضا (علیه السلام) در رویای سحری❗️ ❣ @arefeen 🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸 💠جملات ناب و زیبا💠 🌷🍃بعضی آدم ها هستندکه دائماً شاکرند. ذکر لبشان "خدایا شکرت" هست. اصلاً انگار غم و غصه ندارند. 🌷🍃وقتی به زندگیشان نگاه می کنی خیلی مشکلات هست اما آرامش محض اند. هیچوقت از مشکلاتشان حرف نمی زنند. فقط لبخند و امید. آدم کنارشان قوت قلب می گیرد. 🌷🍃بعضی هام نه درست برعکس...همیشه شکایت دارند دائم از وضعشان ناراضی اند. هر جا می نشینند از گرفتاریهایشان حرف می زننداز بدشانسی هایشان. آدم پیش آنها یاد غمهایش میفتد. 🌷🍃خداوند شاکراست و بنده های شاکر رنگ خدا هستند.رنگ آرامش، زشتی‌ها را می‌پوشانند. بدی ها را نادیده می گیرند. سختی ها را رد می کنند. 🌷🍃و باور دارند که آخرش آسانی است. چون خداوند فرموده:"حتما آخرش آسانی است".آدمای شاکر خدا را واقعا باور دارند. 💝✨بیایید ما هم به رنگ خدا باشیم... ❣ @arefeen 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#پناه_ببریم_به_خداوند_متعال_از #عذاب_سخت‌الهی_با_معصیت‌الهی❗️ ❤️امام علی بن موسی الرضا(ع): ✍به راستی که برای #خداوند عزوجل در هر روز و شب #ندا دهنده ای هست که ندا در می دهد: ای #بندگان_خدا دست #نگه دارید و درنگ کنید از بجای آوردن #معصیت‌های_الهی، پس اگر #چهارپایان چرنده و #کودکان شیر خوار و #پیران قد خمیده نبودند #عذابی بر شما فرو می ریخت که به سبب آن #کوبیده و ریزه‌ریزه می شديد. 📚کتاب جهاد با نفس ص174 و 175 ❣ @arefeen
#حقیقت_زیارت_آقا_امام_رضا #و_رضایت_امام_رضا_در #رضایت_خداوند_است❗️ 🌹حاج میرزا اسماعیل دولابی: ✍هر وقت از #خــدا #راضـی شدی؛ حضرت رضا علیه السلام را #زیــارت کرده‌ای و اگر #امام_رضـا علیه‌السلام را زیارت کنی؛ از خدا راضی می‌شوی. 📚ریشه های طوبی؛ ص۸۳ ❣ @arefeen
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🔴ماجرای عجیب از قاتلی که همراه شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی به زیارت امیرالمومنین(ع) رفت❗️ 🔰یکی از آشنایان به نام سرهنگ عباسعلی میرزایی می‌گفت: سفری به مشهد مقدس رفته بودم و برای خرید کلاهی به دکان کلاه‌فروشی رفتم. صحبت از مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی به میان آمد. کلاه‌فروش گفت: روز فوت مرحوم شیخ در دکان سلمانی بودم و یک نفر در صندلی اصلاح نشسته بود. چون سر و صدای تشییع‌کنندگان برخاست، مشتری پرسید چه خبر است؟ سلمانی گفت: جنازه حاج شیخ حسنعلی اصفهانی را تشییع می‌کنند. به محض شنیدن این خبر، مشتری آنچنان به فغان و ناله افتاد که تصور کردیم از منسوبان شیخ است. چون از او توضیح خواستیم، گفت من با این مرد بزرگ نسبتی ندارم، لیکن حکایتی میان من و او هست که این چنین موجب شوریدگی احوال من شده است. آنگاه داستان خود را اینگونه تعریف کرد: 🍃پدرم در قریه «نخودک» کدخدا بود و من هم در اداره ژاندارمری کار می‌کردم. روزی حاج شیخ به پدرم فرموده بودند: اگر احتیاج نداری، از شغل کدخدایی استعفا کن. پدرم نیز به موجب توصیه حضرت شیخ از کار خود استعفاء کرد و چون من از ماوقع مطلع گشتم، بغضی از مرحوم شیخ در دلم پدید آمد و دیگران هم مرا به این دشمنی، تحریک و تشویق می‌کردند تا آنکه مصمم شدم ایشان را به قتل برسانم و چون گاهی از اوقات نیمه‌شب‌ها که از ماموریت خود باز می‌گشتم مرحوم شیخ را دیده بودم که تنها از ده خارج می‌شوند،  بر آن شدم که در یکی از این شب‌ها ایشان را هدف گلوله سازم. اتفاقا، در یکی از شب‌های تاریک زمستانی که به طرف آبادی می‌آمدم، حضرت شیخ را دیدم که عبا بر سر کشیده و می‌خواهند از ده خارج شوند. با خود اندیشیدم که وقت مناسب فرا رسیده، اما بهتر است اندکی صبر کنم تا از ده دور شوند و صدای شلیک من کسی را آگاه نکند. 🍃باری، مسافتی در عقب ایشان آهسته رفتم تا آنکه کاملاً از ده بیرون رفتند. در آن حال که خواستم تفنگ خود را به قصد شلیک از دوش بردارم، ناگهان حضرت شیخ روی به طرف من گردانیدند و فرمودند: حبیب کجا می‌آیی؟! بی‌اختیار گفتم: خدمت شما می‌آمدم و سخت از کار خود به وحشت افتادم. فرمودند: بیا تا با هم به زیارت اهل قبور برویم. بی‌درنگ پذیرفتم و به قبرستان ده که مسافتی فاصله داشت، رفتیم و فاتحه خواندیم.  آنگاه حضرت شیخ فرمود: دوست داری که به شهر رویم و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کنیم؟ عرض کردم: آری. فرمودند:‌دنبال من بیا. چند قدمی نرفته بودیم که دیدم پشت در صحن مطهر رسیدیم و چون درها بسته بود، اشارتی کردند و در باز شد،‌ ولی کسی را ندیدم که  در را گشوده باشد، دستور دادند تا وضو بگیریم با آب جوی وضو ساختم و به سوی حرم مطهر روانه شدیم. در اینجا نیز درهای بسته با اشاره حضرت شیخ باز شدند و داخل حرم شدیم و زیارت کردیم و در هنگام بازگشت،‌درها یک به یک پشت سر ما بسته شد. 🍃چون از صحن خارج شدیم، فرمودند: دوست می‌داری که امیرالمؤمنین علیه‌السلام را هم زیارت کنی؟ عرض کردم: آری و هنوز چند قدمی به دنبال ایشان نرفته بودم که در برابر صحن و حرم رسیدیم،‌ ولی من چون تا آن وقت به زیارت امیرالمؤمنین(ع) نرفته بودم،  ابتدا آنجا را نشناختم،‌باری،  درهای بسته صحن و حرم حضرت امیر(ع) هم به اشاره حضرت شیخ باز شد. زیارت کردیم و خارج شدیم، در این هنگام حضرت شیخ فرمودند: حبیب، شب گذشته است و تو هم خسته‌ای بهتر است که به «نخودک»‌باز گردیم. عرضه داشتم: آقا،  هر چه صلاح می‌دانید، انجام دهید. باز پس از چند قدمی،‌ناگهان خود را در  همان جای ملاقات نخستین یافتم. پس از آن به من فرمودند: حبیب،  مبادا که تا من زنده‌ام از سرّ این شب با کسی چیزی در میان گذاری که موجب کوری چشمان تو خواهد شد و دیگر اینکه هیچ وقت نزد من نیا و هرگاه که مرا دیدی از دور سلامی بکن و والسلام. آیا این کراماتی که من از ایشان دیده‌ام جای آن نیست که چنین در ماتم این بزرگوار شیون و فغان کنم؟! ↶💟☆《 به ما بپیوندید 》☆💟↷ 🌺🍃✨کانال معرفتی ✨🍃🌺 http://eitaa.com/joinchat/57344004C7961b6a51a 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
#مذمت_قطع_سخن_ديگران❌❗️ 🌹استاد سیّد عبدالله فاطمي نيا: ✍نمي دانم ما چرا اين طور هستيم. زنديق به فردي مي گويند که به هيچ چيز معتقد نباشد. يعني فوق کافر است. کافر داريم که بعضي مسائل را قبول دارد ولي زنديق کسي است که هيچ اعتقادي ندارد. زنديق ها نقل کرده اند که ما مي رفتيم با امام صادق (ع) بحث مي کرديم؛ ايشان به قدري زيبا گوش مي داد که فکر مي کرديم در بحث ايشان را محکوم کرده ايم. حرف ما که تمام مي شد ايشان سرشان را بالا مي آوردند همه بافته هاي ما را با يک جمله نقض مي کردند.  💠اما ما در برادري و خواهري مان حاضر نيستيم به حرف يکديگر گوش بديم. صبر کن! شکر توي کلامت! اين شکر اين جا به چه دردي مي خورد؟ بيچاره زحمت کشيده، انرژي صرف کرده مي خواهد نتيجه بگيرد بعد بگوييم شکر توي کلامت! يا وسط بحث اگر از يک جمله خوشش نيايد مي پرد وسط حرف. آقا جان کمي صبر کنيد! به خدا معلومات به دست آوردن به اين راحتي ها نيست. 🔰گفتنی است یکی از صفاتی که برای امام رضا علیه السلام که قرار است ما شیعه و پیروی آن حضرت باشیم، نقل شده است این است که "آن حضرت هیچ گاه سخن کسی را قطع نمی کرد." ❣ @arefeen
♥️السّلام‌علیک‌یااباعبدالله‌الحسین♥️ 🍃با اجازه مادر سادات 🍃رخت عزاے پسرش را 🍃نہ از جان 🍃بلڪہ از تن، 🍃در مے آوریم... 🔹و میگوییم 🔹اے حسین 🔹داغ تو تا ابد 🔹در سینہ ما 🔹خواهد ماند... ◽️مادرم ڪردہ سفارش ◽️ڪه بگو اول ماه 💕بابے انت و امے یااباعبداللہ💕 ❣ @arefeen
🌺🍃✨🌺🍃✨🌺🍃✨🌺🍃 💠💠داستان شیعه شدن پرفسور برلون توسط دعای ابوحمزه ثمالی❗️ 🔰مرحوم آیت الله سید محمد هادی میلانی دچار بیماری معده شده بودند، پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند، جراح حاذق پس از یک عمل سه ساعته زمانی که آن مرجع تقلید در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن می گویند را برایش ترجمه کند. 🌷🍃مرحوم آیت الله میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می کردند، پس از این مساله پروفسور برلون گفت: شهادتین را به من بیاموزید، از این لحظه می خواهم مسلمان شوم و پیرو مکتب این روحانی باشم. 🌷🍃وقتی دلیل این کار را پرسیدند، پروفسور برلون گفت: تنها زمانی که انسان شاکله وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان می دهد، در حالت به هوش آمدن بعد از عمل است و من دیدم این آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم، دیدم او ترانه های کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه می کند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است. 🌷🍃بعد از آن هم وصیت کرد وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند به خاک بسپارند و اینچنین شد که مزار این پروفسور مسیحی، مسلمان شده در خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کرده اند قرار دارد. ❣ @arefeen 🌺🍃✨🌺🍃✨🌺🍃✨🌺🍃
🌸وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ 🌸إِنَّ اللَّـهَ بَصِيــرٌ بِالْعِبَــاد 💠🍃در این دنیا اگر غم هست 💠🍃صبوری کن خدا هم هست 💠🍃اگر دشمن کنارت هست 💠🍃مخور غصه خدا هم هست 💠🍃اگر در عشق فریبی است 💠🍃مخور غصه خدا هم هست ❣ @arefeen