eitaa logo
شِیخ .
15.2هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
185 ویدیو
9 فایل
‌الله ‌ بانوی طلبه‌ی دهه هشتادی که شیفته‌ی کتاب و چای و نوشتن است. و او همیشه می‌نویسد‌. شبها، روزها، عصرها و همیشه! پس در این مکانِ مقدس دنبال زرق و برقهای مجازی نباش. فقط بخوان و لبخند بزن. مدیر و تبلیغات: @Oo_Parvaneh_oO کپی؟ خیر فوروارد کنید لطفا .
مشاهده در ایتا
دانلود
شِیخ .
‌‌ این تصاویر متعلق به کتابخانه‌ی شخصی خانواده‌ی دو نفره‌ی ماست. از کودکی، کتاب می‌خواندم. می‌نوشتم و عاشق آن بودم که هرآنچه آموخته ام را به دیگران نیز بیاموزم. بیانم در جمع بیشتر درباره‌ی چیزهایی بود که از کتاب‌ها به حافظه سپرده‌ بودم‌. شبهایی که خانه مادربزرگ می‌ماندم از کتابهای کتابخانه اش صحیفه‌ای اصیل را انتخاب میکردم و تا اذان صبح مشغول مطالعه میشدم. مباحث برایم سنگین بود. پس مسیر طلبگی را انتخاب کردم تا معارف اسلامی را به خوبی دریابم تا بعدها بتوانم برای دیگران بازگو کنم و به نوعی همچون کتاب گویا در مسیر هدایت مردم گامی بردارم. این روزها می‌خوانم و می‌دانم که علم، انتهایی ندارد. امیدوارم روزی از راه برسد که هر گوشه ای از خانه‌ی ما کتابی باشد‌. برای فهم بیشتر و عمل درست تر . . کاش این خواندن ها از ما مبارزی شکست ناپذیر بسازد تا بتوانیم در راه دفاع از حق و حقیقت از این علوم استفاده کنیم و تیری به سمت دشمنان این مکتب بیاندازیم.. به قلم خودم
‌‌ الحمدالله که شیعه هستیم :) نهج البلاغه یجوریه که بعد از خوندنش می‌فهمیم بزرگترین ثروت ما تو این دنیا، حب امیرالمونین علی علیه السلامِ. خدایا شکرت که شیعه‌ی مولاییم. خدایا شکرت. خدایا شکرت. خدایا شکرت.. ‌‌‌
حکمت ۱۲۶.mp3
زمان: حجم: 919.2K
حکمت ۱۲۷ نهج البلاغه با صدای شیخ علی. حتما گوش بدید. همه‌ی زندگیمون فدای مولامون علی ع 🌱
‌یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟
تسکینِ دردهای عمیق دل، همین صفحاتِ نورانیِ مهجور مانده است :)
‌ فردا باید برم حوزه. و حال دلم یجوریه انگار قراره بعد از قرن‌ها فاصله و دوری، دوباره معشوقه ام رو ببینم. دلم میتپه و شوق و ذوق از چشمام پیداست. کاش همه آدما عاشق راهی که توش قدم گذاشتن باشن. اینجوری دنیا جای قشنگ‌تری میشه.
‌ بی مهابا بنویسید. از آدمها، اتفاقات‌، اهداف، احساسات، تحلیلات و از هرچیزی که فکر می‌کنید دارد توی ذهنتان خاک میخورد. گاهی وقتها همین نوشتن های روزمره‌ی ساده میشود روشنایی مسیر و نجات دهنده‌. گاهی وقتها همین خطوط بهم ریخته‌ی دفتر خاطراتتان، زندگی را برایتان سر و سامان می‌دهد. نوشتن، جایگزین حرفها و مکالمه ها نیست. که یقینا گفت و گوی آدمیان نیز جایگاه ارزشمندی دارد. اما گاهی نمی‌توانیم دردِ دل و جان را با کسی شریک بشویم و آن وقت است که می‌توانیم با خیالی آسوده بنویسم. بنویسیم و بنویسیم ! به قلم خودم
‌ همه‌ی ما آدمها یه روزایی یه وقتهایی یه جوری میشه که دلمون میخواد تنهای تنهای تنها یه گوشه بشینیم و توی خلوت خودمون زمان رو بگذرونیم. یوقتهایی دوست داریم برای خودمون باشیم. نه کار کنیم نه درس بخونیم نه با کسی حرف بزنیم و نه دغدغه ای داشته باشیم. با یه خیال آسوده برای خودمون وقت بزاریم و کارهایی رو که دوست داریم انجام بدیم. کتاب بخونیم، خیالبافی کنیم، یا نه اصلا یه دل سیر بی هیچ نگرانی بخوابیم و به فکر و جسممون استراحت بدیم. ما خیلی وقتها که نیازه تنها باشیم خیلی راحت شرایطش رو برای خودمون فراهم میکنیم. اما .... اما یه کسایی هستن تو این دنیا که سالهاست نتونستن تنها باشن، کنج دنجشون رو مدت‌هاست بوسیدن و گذاشتن کنار .. ‌
‌ فهمیدی کیارو میگم؟ آفرین :) مادرها مامانی که توی دوران جنینی شدیم بخشی از وجودش! اذیتش کردیم. بی‌خوابش کردیم، کم غذاش کردیم، نُه ما سختی گذاشتیم روی دوشش. ثانیه به ثانیه کنارش بودیم. وقتی به دنیا اومدیم خوابشو بهم زدیم، اولویت هاشو تغییر دادیم، بهش چسبیدیم. جوری به صداش عادت کردیم که برامون شد قشنگ ترین صدای دنیا. تو همه دوران کودکی وقت و بی وقت پناهمون‌ شد. نصف شب اگه ترسیدیم پریدیم بغلش، وسط روز اگه دلمون شکست بغضمون‌ پیش اون ترکید، همه خواسته هامونو بهش گفتیم، اگه خواب بود بیدارش کردیم تا باهامون بازی کنه... نوجوون که شدیم صدامونو براش بلند کردیم. لج کردیم، قهر کردیم و اون همیشه بخشید و گذر کرد. جوون که شدیم باز همه پناهمون شد. پا به پای دردمون درد کشید، شد مسکن دردهای وقت و بی وقت زندگی، همیشه پشتمون موند. بهمون امید داد. نرنجید. اگه دلخور شد ازمون به رومون نیاورد. خندید! همیشه خندید. درحالی که اون اگرچه مادر بود اما درست شبیه ما گاهی به تنهایی و خلوت نیاز داشت. میدونی؟ مامانا از وقتی خدا بهشون بچه میده دیگه خودشونو فراموش میکنن. میشن امید و انگیزه و پناه فرزندانشون . حالا ما مگه میتونیم این همه ایثار و گذشت رو جبران کنیم؟ ‌
‌ حالا که نزدیکای روز مادره. بیایید بگیم: مامان ممنون که همیشه آغوشت امن ترین جای دنیا بود برام. ممنون که هرجا خطا رفتم محکم تر از قبل ازم حمایت کردی. ممنون که همیشه غذاهای خوشمزه برام درست کردی. ممنون که همیشه منو با لباس اتو کشیده و مرتب فرستادی مدرسه، ممنون که بی معرفتیامو‌ بخشیدی. ممنون که همیشه مهربون ترین و دلسوز ترين و واقعی ترین بودی. مامان. ممنون که همیشه بودی! چون همیشه بودی یادمون رفت توهم یروزایی تو سختی ها تو رنج ها تو غصه ها نیاز داشتی برای خودت باشی و تو تنهایی خودت وقت بگذرونی اما تو توی تک تک ثانیه ها رهامون نکردی. به جای گذشتن از ما از خودت گذشتی :) تو بی نظیری مامان. ‌