eitaa logo
شعر هیأت
12.5هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
221 ویدیو
22 فایل
🔹انتخاب شعر خوب، استوار و سالم، تأثیرگذار و روشن‌گرانه همواره دغدغه ذاکران و مرثیه‌خوانان اهل معرفت و شناخت بوده است. 🔹کانال «شعر هیأت» قدمی کوچک در راستای تحقق این رسالت بزرگ است.
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷 تقدیم به بانوان دلیر دین و میهن روایتی نو بخوان دوباره صدای مانای روزگاران بخوان و طوفان به پا کن آری به لهجۀ باد و لحن باران حماسه است این تغزل است این حکایت کوهی از گل است این بخوان از ایمان کوهساران بگو از احساس لاله‌زاران بخوان از آنان که بین میدان وقارشان ذوالفقارشان شد شکوهشان داده سربه زیری چنان بلندای آبشاران اگر ابوجهل اگر اُمَیّه تو را به خاک شکنجه بستند «سمیه» باش و «حمامه»، نشکن میان غوغای سنگباران «نسیبه» باش آن دلاوری که به یاد کوه احد بمانَد خروش تو بر هجوم دشمن نهیب تو بر فرار یاران بگو که «اُمّ‌‌ وهب» چگونه سر پسر را گرفته بر دست رجز رجز آتش است و طوفان مقابل بهت نیزه‌داران به قامت مادران ایمان به هیئت دختران غیرت ادامه دارد ادامه دارد حماسۀ فاطمی‌تباران به نام «دا» قصه‌ها بخوان و بگو که «من زنده‌ام» همیشه بگو از آن قوم سرفرازی که پای دارند و پایداران بگو از آن مادری که بعد از شهادت سومین جوانش قدم زده در میان باران به سمت آرامش جماران صدای مانای روزگاران روایتی نو بخوان دوباره بگو بگو که هر آنچه گفتم نبوده الا یک از هزاران 📝 🌐 shereheyat.ir/node/3563@ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹خیمۀ عطش🔹 غم از دیار غم‌زده عزم سفر نداشت شد آسمان یتیم که دیگر قمر نداشت این سو درون خیمۀ سیراب از عطش خواهر ز حال و روز برادر خبر نداشت عبّاس اگر چه دست کشید از دو دست خویش از یاری حسینِ علی دست بر‌‌نداشت او جسم خویش را سپر آب کرده بود جز مشک پاره‌پارۀ جانش سپر نداشت درد و غمش تمامی از این بود که چرا یک جان برای هدیه به او بیشتر نداشت... او رفت و مادرش پس از آن روز خویش را امّ‌البنین نخواند که دیگر پسر نداشت 📝 🌐 shereheyat.ir/node/4167@ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹عمر ما گذشت🔹 این هفته نیز جمعۀ ما بی شما گذشت آقا بپرس این که چه بر حال ما گذشت! این هفته هفت روز به ظاهر گذشتنی بر من ولی عزیز دلم، قرن‌ها گذشت... هفتاد گوشه ناله زدم تا که جمعه شد جانم به لب رسید ولی جمعه تا گذشت گفتند جمعه بوی تو می‌آورَد نسیم اما نسیم آمد و سر در هوا گذشت خورشید هم هوای مرا تازه‌تر نکرد او هفت دفعه آمد و بی‌اعتنا گذشت عمرم به سر رسید و از این دستْ جمعه‌ها تکرار شد، نیامدی و عمر ما گذشت 📝 🌐 shereheyat.ir/node/182@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹کوثر کثیر🔹 هرکس هر آنچه دیده اگر هرکجا، تویی یعنی که ابتدا تویی و انتها تویی در تو خدا تجلّی هر روزه می‌کند «آیینۀ تمام‌نمای خدا» تویی میلاد تو تولد توحید و روشنی‌ست ای مادر پدر! غرض از روشنا تویی چیزی ندیده‌ام که تو در آن نبوده‌ای تا چشم کار می‌کند، ای آشنا! تویی نخل ولایت از تو نشسته چنین به بار سرچشمۀ فقاهت آل عبا تویی غیر از علی نبود کسی هم‌طراز تو غیر از علی ندید کسی تا کجا تویی تو با علی و با تو علی روح واحدید نقش علی‌ست در دل آیینه، یا تویی؟ شوق شریف رابطه‌های حریم وحی روح الامین روشن غار حرا تویی ایمان خلاصه در تو و مهر تو می‌شود مکّه تویی، مدینه تویی، کربلا تویی زمزم ظهور زمزمه‌های زلال توست مروه تویی، قداست قدسی! صفا تویی بعد از تو آن زنان که به پاکی زبانزدند سوگند خورده‌اند که خیر النسا تویی شوق تلاوت تو شفا می‌دهد مرا ای کوثر کثیر! حدیث کسا تویی آن منجی بزرگ که در هر سحر به او می‌گفت مادرم به ـ تَضَرُّع ـ بیا! تویی آن راز سر به مهر که «حافظ» غریب‌وار می‌گفت صبح زود به باد صبا تویی هنگام حشر جز تو شفاعت کننده نیست تنها تویی شفیعۀ روز جزا تویی در خانۀ تو گوهر بعثت نهفته است راز رسالت همۀ انبیا تویی «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند» بی تو چه می‌کنند؟ تویی کیمیا تویی قرآن ستوده است تو را روشن و صریح یعنی که کاشف همۀ آیه‌ها تویی درد مرا که هیچ طبیبی دوا نکرد آه ای دوای درد دو عالم! دوا تویی من از خدا به غیر تو چیزی نخواستم ای چلچراغ سبز اجابت! دعا تویی... پیچیده در سراسر هستی ندای تو تنها صدا بماند اگر، آن صدا تویی گفتم تو ای بزرگ! خطای مرا ببخش لطفت نمی‌گذاشت بگویم «شما» تویی باری، کجاست بقعۀ قبر غریب تو؟ بر ما بتاب، روشنی چشم ما تویی 📝 🌐 shereheyat.ir/node/148@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹مادر🔹 یک دختر آفرید و عجب محشر آفرید حق هرچه آفرید از این دختر آفرید... جوشید چشمه در دل قرآن به نام او اعجاز، تشنه بود و خدا کوثر آفرید یک ذره نور فاطمه را ریخت روی خاک لولاک گفت و این همه پیغمبر آفرید... از عرش تا به فرش کسی لایقش نبود از جلوۀ جلال خودش حیدر آفرید می‌خواست تا خلاصه شود عشق در کلام از بین واژه‌های جهان مادر آفرید 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2053@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹والعصر...🔹 یارب نرسد آفتی از باد خزانش آن یاس که شد دیدۀ نرگس نگرانش هربار که می‌خواستم از او بنویسم دیدم که حیا کرده به صد پرده نهانش در پردۀ ابهام، زبان شعرا سوخت از بس‌که ندیدند کران تا به کرانش ناموس خدا بود که می‌خواست نبیند اندازۀ یک بیت به شعر دگرانش می‌خواست که قدرش نشود بر همه معلوم مانند شب قدر به ماه رمضانش آن قدر عزیز است که از سوی خدا نیست غیر از ملَک وحی کسی نامه‌رسانش وقتی که به در می‌زند از شوق بلند است از سینۀ جبریل صدای ضربانش سرچشمه‌اش از مائدۀ «بَضعَةُ مِنّی»ست خونی که دویده‌ست میان شریانش... کوثر غزلی نیست که آسان بتوان گفت جایی که خدا سوره فرستاده به شانش... این سورۀ مکّی مدنی، نبض رسول است نَفسی‌ست که مانند نَفَس بسته به جانش زهرا مَلَکی بود که نازل شد و برگشت بیهوده در این خاک نجویید نشانش... والعصر... که فرزند همین فاطمه، مهدی‌ست ما منتظرانیم، خدایا برسانش 📝 🌐 shereheyat.ir/node/1940@ShereHeyat
محبوبۀ ذات پاک سرمد زهراست جان دو جهان و جان احمد زهراست ما را شده از «بضعةُ مِنّی» معلوم زهراست محمّد و محمّد زهراست 📝 @ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹لیلةالقدر محمد🔹 ای بهشتِ قُربِ احمد، فاطمه! لیلةالقدر محمد، فاطمه! ای خدا مشتاقِ یارب یاربت ای سلام انبیا بر زینبت عالم خاکی، محیط غربتت آفرینش، گشته گم در تربتت کاروانِ دل، روان در کوی تو قبلۀ جان محمد، روی تو مشعل شب‌های احیای علی نقش لبخندت مسیحای علی خلق عالم، سائل و روزی‌خورت لیف خرما وصله‌های چادرت ای سه شب بی‌قوت و، از قوت تو سیر هم یتیم و هم فقیر و هم اسیر وحی، بی ایثار تو کامل نشد هل اتی، بی‌نان تو نازل نشد آن که خاک مقدمش جان همه... گفت: جان من، فدای فاطمه! ای که در تصویر انسان زیستی کیستی تو؟ کیستی تو؟ کیستی؟ فوق هر تعریف و هر تفسیر هم پاک‌تر از آیۀ تطهیر هم ای سجود آورده بر پای تو سر ای خدا هم از نمازت مفتخر مرتضی را محو صحبت کرده‌ای غرق در دریای حیرت کرده‌ای مدح تو کی با سخن کامل شود وحی باید بر قلم نازل شود آسمانی‌ها مسلمان تواند بندۀ مقداد و سلمان تواند آنچه هست و نیست فیض عام توست خوش‌ترین ذکر امامان، نام توست از نبی تا حضرت مهدی، همه ذکرشان یا فاطمه یا فاطمه ای گدا با کوه غم، خرسندِ تو حلِّ صد مشکل ز گردنبندِ تو.. شمع جمع اهل محشر چهر توست مُهر هر پرونده مُهر مِهر توست جز تولای تو دست‌آویز نیست بی تو رستاخیز، رستاخیز نیست دستگیر خلق در محشر تویی منجی و بخشنده و داور تویی محشر از فیض تو گلباران شود عفو، مشتاق گنه‌کاران شود صحنۀ محشر همه پابست توست اختیار نار و جنت دست توست مِهر تو روز قیامت هستِ ماست ریشه‌های چادرت در دست ماست روز محشر کار ما با فاطمه‌ست نقش پیشانی ما یا فاطمه‌ست بی‌کسیم و جز تو ما را نیست کس روز وانفسا تو را داریم و بس از کرامت بر جبین ما همه ثبت کن «هذا محبُ الفاطمه»... 📝 🌐 shereheyat.ir/node/163@ShereHeyat
علیهاالسلام فرازی از یک 🔹شفیعۀ محشر🔹 اول دفتر به نام خالق اکبر آن‌که سِزَد نام او در اولِ دفتر... خویش مگر وصف خود کند، که ثنایش هست زِ ادراک واصفان، همه برتر نکته‌‌ای از قدرتش بس، این‌که بگویم اوست علی‌آفرین و فاطمه پرور! عصمت کُبری ولیة‌اللَّهِ عُظمی قُرّةُ‌ عَینِ النَّبی حبیبۀ داور... ای به مَثَل بی‌مَثَل چو ایزدِ یکتا ایزد قَیّوم را تو نورِ مُصوَّر! شأن تو در إنَّما وَلِیُّکُم الله با حق و با احمد و علی‌ست برابر... چشم و چراغت دو گوشوارۀ عرش‌اند راحت جانت دو نازدانه، دو دختر از پی «قالوا بلی» وِلای تو زهرا عرضه بر ارواح انبیا شده یک‌سر... چشم همه انس و جن به درگه لطفت دیدۀ کَرُّوبیان چو حلقه، بر این در... تا که خدا فخر آورَد به ملائک جانب محراب خیز و روی بیاور! در عجب از عِلم تو علی، ولی الله مفتخر از دست‌بوسیِ تو، پیمبر حبل متینِ هزار عارف و عامی‌ست هر نخی از چادرت به عرصۀ محشر... لب به شفاعت تو باز کن که نمانَد جای شفاعت برای شافع دیگر بهر شفاعت، تو را بس است در آن‌روز دست اباالفضل و خون محسن و اصغر هر که پناهش تویی، پناه دو عالم وآن‌که شفیعش تویی، شفیع به محشر حضرت باقر برای چارۀ هر غم نام تو می‌بُرد بر زبان مطّهر خانۀ تو، کعبۀ امید سه حجّت بیت تو، معراج صبح و شام پیمبر... ای زن مردآفرینِ عالَم هستی! وی ز دل و جان گذشته، در ره همسر... کشتۀ راه خدایی و هدفِ تو امر به معروف بود و نهی ز منکر... مدح تو ارزنده‌تر ز خواندن هر ذِکر داغ تو سوزنده‌تر ز هر غم دیگر... ای دل ما در هوای قبر تو سوزان قبر تو و اسم اعظم است برابر... 📝 🌐 shereheyat.ir/node/3591@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹تماشاگه راز🔹 باز درهای عنایت همه باز است امشب شب قدر است و شب راز و نیاز است امشب هرچه نور است در آفاق حجاز است امشب افق مکه تماشاگه راز است امشب ساقی کوثر و پیمانه و مستی آن‌جاست راز نشناختۀ عالم هستی آن‌جاست مکه، لبریز تمنای حضور است امشب مکه سرچشمۀ شیدایی و شور است امشب مکه سینای پر از نخلۀ طور است امشب مکه سرشار شکوفایی و نور است امشب این همان مبدأ فیض است که امید آن‌جاست این همان مهبط وحی است که توحید آن‌جاست کعبه را پیش نظر تا که تجسم نکنی، مثل گلبرگ لب غنچه، تبسم نکنی «کعبه آن سنگ نشانی‌ست که ره، گم نکنی» غفلت از کعبۀ جان و دل مردم نکنی کعبه خود، قبله‌نمایی است که در آن صحراست به همان کعبه قسم، قبلۀ دل‌ها زهراست دل به این قبله بده کز همه افزون باشی سعی کن آینه در آینه، مفتون باشی در طواف حرم عشق، دگرگون باشی نکند یک نفَس از دایره بیرون باشی جای در سایۀ توحید گرفتن، هنر است نور از دختر خورشید گرفتن هنر است دختر وحی و نبوت که نبی‌مانند است مادر پاکی و عصمت که علی‌پیوند است گوهر صبر و صداقت که سعادت‌مند است گلبن عشق و محبت که پر از لبخند است گرمی و روشنی چشمۀ خورشید از اوست شادی عالم از او، خرمی عید از اوست ماه از شرم نگاهش رخ خود پوشیده‌ست مِهر در بندگی حضرت او کوشیده‌ست زُهره هم از کف او جام ولا نوشیده‌ست یازده چشمۀ نور از دل او جوشیده‌ست بس‌که این آینۀ نور نبوت، پاک است به‌خدا ناب‌ترین ترجمۀ «لولاک» است این گل است آن‌که به او ناز، پیمبر می‌کرد در صدف چون گهری پاک، سخن سر می‌کرد همه شب زمزمۀ عشق مکرر می‌کرد خویش را همدم تنهایی مادر می‌کرد: کای به دریای وفا گوهر تنهای قریش، مکن اندیشه ز بی‌مهری زن‌های قریش گر کشیدند ز دیدار تو دامن مادر همدم راز تو هستم به‌خدا من مادر غرق گل‌کردن دامان تو با من مادر یا تو از عشق بکن زمزمه یا من، مادر باغبان! نخل امید تو ثمر خواهد داد آسمان مژدۀ میلاد سحر خواهد داد آن سحر سر زده، آن صبح امید آمده است یک‌چمن نسترن سرخ و سپید آمده است گل مریم به طربناکی عید آمده است چشمۀ فیض خداوند مجید آمده است چه نشینید که جبریل امین در راه است ذکر خیر همه یا بنتَ‌رسولِ‌الله است به ولای علی، از فاطمه عاشق‌تر کیست؟ به علی‌دوستی او بشری نیست که نیست او حبیبی‌ست که در سایۀ محبوبش زیست آن‌قدَر داشت صبوری، که بر او صبر گریست آری ای فاطمه، صبر تو تماشایی بود عافیت‌سوزترین نوع شکیبایی بود ما که شادیم ز شادی تو، غمگین ز غمت ای جگرگوشۀ عصمت! سرِ ما و قدمت ای دل‌آرام نبوت! کم ما و کرَمت میهمان کن دل ما را به طواف حرَمت شب شادی و سرور است «شفق» را دریاب! آرزومند حضور است «شفق» را دریاب! 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2055@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹لیلة‌القدر نبی🔹 دنیاست چو قطره‌ای و دریا، زهرا کی فرصت جلوه دارد اینجا زهرا؟ قدرش بوَد امروز نهان چون دیروز هنگامه کند و لیک، فردا زهرا خالق چو کتاب خلقت انشا فرمود، عالم چو الفبا شد و معنا، زهرا طاها و علی دو بی‌کران دریایند وآن برزخ ما بین دو دریا، زهرا بر تخت جلال از همه والاتر بر مسند افتخار، یکتا زهرا در آل کسا محور شخصیّت‌هاست مابین اَب و بَعل و بنیها، زهرا او سرّ خدا و لیلةالقدر نبی‌ست خِیر دو سرا درخت طوبی، زهرا سرسلسلۀ‌ نسل پیمبر، کوثر سرچشمۀ‌ نور چشم طاها، زهرا تنها نه همین مادر سبطین است او فرمود نبی: اُمّ ابیها، زهرا! هنگام شفاعت چو رسد روز جزا کافی‌ست برای شیعه، تنها زهرا حیف است «حسانا» که در آتش سوزد آن شیعه که ورد اوست: زهرا، زهرا 📝 🌐 shereheyat.ir/node/156@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹چراغ گل🔹 تو کیستی که ز دستت بهار می‌ریزد بهار در قدمت برگ و بار می‌ریزد ز چشم گرم تو خورشید، نور می‌گیرد چو مِهرِ روی تو بر شام تار می‌ریزد به زیر پای تو، ای یاس گلشن یاسین نسیم عشق، گل انتظار می‌ریزد چو عطر آمدنت را به سینه می‌کارند، ز روی آینۀ دل، غبار می‌ریزد به باغ، حضرت گل دست و روی می‌شوید چو طرح یاد تو در جویبار می‌ریزد نگاه عاطفه از بس به انتظار نشست ز دست هر مژه‌اش آبشار می‌ریزد چراغ گل به شبستان باغ می‌تابد چو اشک شوق تو، بر لاله‌زار می‌ریزد تو سر رسیدی و از شوق، گیسوان درخت به روی آینۀ چشمه‌سار می‌ریزد شمیم نام تو وقتی سفر کند با باد گلاب از نفس روزگار می‌ریزد 📝 🌐 shereheyat.ir/node/3595@ShereHeyat