نقاره میزنند... چه شوری به پا شدهست؟
نقاره میزنند... که حاجتروا شدهست؟
نقاره میزنند... نوای جنون کیست؟
بر سنگفرش صحن حرم خط خون کیست؟
آهنگ دیگریست که نقاره میزند
خون کبوتریست که فواره میزند
هنگامه تقرب حبلالورید شد
آنکس که داشت نذر شهادت شهید شد..
عشاق دوست غسل زیارت به خون کنند
سرمست عطر یار، هوای جنون کنند
چاقوی کفر در کف تکفیر برق زد
جادوی غرب، شعله به دامان شرق زد
گر ابن ملجمی به مرادی رسد چه باک؟
حاشا که اوفتد علم «یا علی» به خاک
حاشا که دست تفرقه مسحورمان کند
از گرد آفتاب حرم دورمان کند
همسنگریم و همدم و همراه و همقسم
آری به خون فاطمیون حرم قسم
✍🏻 محمدمهدی سیار
#شاهچراغ#شیراز
#برخورد_قاطع
🔰حافظ در چه شیرازی حافظ شد؟
🔹حضرت آیتالله خامنهای: زمان [حافظ] از لحاظ زمان سیاسی، یکی از بدترین زمانهای ایران است و من واقعا در تاریخ یادم نمیآید زمانی را و منطقهای را که به قدر #شیراز در زمان #حافظ دستخوش تحولات گوناگون سیاسی، همراه باخرابیها و ویرانیها شده باشد.
🔹اگر مبدا این دوران پادشاهیهای زمان حافظ را، زمان شاه شیخابواسحاقاینجو بدانیم -که زمان شروع سلطنت او فکر میکنم، هفتصدوچهلوخوردهای است که دوران جوانی حافظ است، چون حافظ سال ولادتش معلوم نیست؛ هفتصدوبیست، هفتصدوهیجده، هفتصدوبیستودو، روشن نیست که کی است، لکن حدودا میشود فهمید که در همان حول و حوش هفتصدوبیست است -حافظ جوان بیستوچند سالهای بوده که این پادشاه به مسند حکومت میرسد و بعداز او حالا در زمان خود همین پادشاه جوان و خوشذوق و مورد علاقهی حافظ احتمالا و عیاش و زیبا وشاعر و ادیب، همین پادشاه با این خصوصیات هم جنگهای فراوانی را میکرده با امیرمبارزالدین درکرمان و با دیگران، یعنی خود این آدم هم نمینشسته که حالا در شیراز به کار حکومت خودش بپردازد.
🔹جنگهای متعددی داشتند تا بالاخره منجر میشود به غلبهی آل مظفر... شاید حدود چهل سال تقریباچهلوچند سال خانوادهی آل مظفر اینها حکومت داشتند که وفات #حافظ هم به احتمال زیاد هفتصدونودودو است... ببینید در طول چهل سال، چقدر جنگ، چقدر خونریزی، چقدر همدیگرکشی و خویشاوندکشی و بیگانهکشی!یک چنین وضعیتی در #شیراز وجود داشته و دائما مردم شیراز زیر فشار ارعاب این دیکتاتورهای زباننفهم مغرور قرار داشتند... یک چنین وضعیت آشفتهای بر شیراز حکومت میکرده وحافظ حدود شاید چهل سال، چهلوپنج سال از عمر خودش را، در دوران این خانواده گذرانده. ۱۳۶۷/۸/۲۸
🗓 سالروز بزرگداشت حافظ
#غزل ،،چلچراغ،،
در محکومیت حمله تروریستی به حرم شاهچراغ شیراز
........
پاییز فتنه زدبه دل کوچه باغ ها
رنگین نمود دامن شاه چراغ ها
شیراز را که شهر غزالان عاشق است
لبریز کرده است همین درد وداغ ها
حافظ بیا بیا غزلی تازه ساز کن
تا بشکند سکوت سیاه کلاغ ها
مانند برگ ،پیکر گلها به خاک ریخت
شد سربلند شاه چراغِ چراغ ها
درشامگاه چارم آبان این دیار
پُر شد زخون لاله رخان بس ایاغ ها
هرگز دچار سردی وحسرت نمی شویم
تا روشن است آتش دل در اجاغ ها
مردان سرفراز تو اِستاده سربلند
تا شور عاشقی نرود از دِماغ ها
خاموشی وسکوت که رسم چراغ نیست ،!
شیراز روشن است از این چلچراغ ها
سروده،،حسین کیوانی
سومین سالگرد شهدای حمله تروریستی شاهچراغ
#شیراز-#شاهچراغ
🔹️شیراز در نگاه شاعران🔹️
(به مناسبت ۱۵ اردیبهشت، روز شیراز)
«خوشا شیراز و وضع بیمثالش
خداوندا نگه دار از زوالش»
صحبت از شیراز، در واقع صحبت از مهد تمدن، فرهنگ، تاریخ و اصالت است و در وصف این شهر، چندین جلد کتاب نیز کافی نخواهد بود.
بگذارید تا کمی از دیدگاه شاعرانِ مطرح به شیراز بنگریم؛
در بیتی از فرمانروای ملک سخن، #سعدیشیرازی میخوانیم:
«به نیکمردان یارب که دست فعل بَدان
ببند بر همه عالم خصوص بر شیراز»
هرچند که سعدی به شهرها و کشورهای متعددی سفر کرد و سالهای بسیاری از عمرش را به سیر و سفر مشغول بود اما گردشِ بهاری در خاک شیراز، برای وی طعمی دلپذیرتر داشت:
«خوشا تفرج نوروز خاصه در شیراز
که برکَنَد دل مردِ مسافر از وطنش»
و وابستگی به این شهر و آب وهوای آن در تمام طول عمر، دل از وی ربوده بود:
«دست از دامنم نمیدارد
خاک شیراز و آب رکنآباد»
و اما #حافظشیرازی کسی که "نسیم روضهی شیراز، پیک راهش بس"؛
وی حتی مقایسه بین اصفهانِ پر نقش و نگار و شیرازِ جنتطراز را بیجا دانسته و در بیتی میفرماید:
«اگر چه زنده رود آب حیات است
ولی شیراز ما از اصفهان به»
بگذارید اینگونه بیان کنم که حافظ، شهر شیراز را عقیق اصل روزگار میداند و اگر جهان به مثابهی گردنبندی باشد یقینا شیراز همان واسطهالعقد آنست:
«شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم
عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است»
و بزرگترین شاعران تبریزی از هوای شیراز سرمست و دیوانه گشتهاند که:
«دل #صائب ز شوق، آب شدهست
تشنهی خاکِ پاکِ شیرازست»
و #شهریار نیز چنان سرمست حافظ و شهر حافظ بودهاست که گویی تبریز را به کلی از یاد برده و در غزلی با ردیف(ای شیراز) گوشهی اندکی از احساس شگرف خود نسبت به این شهر و بزرگان آن را بیان کرده است:
«تویی آن کشورِ افسانه که خِشت و گِل توست
با من از عهدِ کهن، پیک و پیام ای شیراز»
گویی که هر کس سخنی دلنشین دارد باید نسبتی نیز با شیراز داشته باشد که #همام_تبریزی، شاعر مشهور قرن هفتم
ایراد خویش را، شیرازی نبودن میداند:
«همام را سخنِ دلنشین و دلکش هست
ولی چهسود که بیچاره نیست شیرازی»
✍️🏻#علی_محمد_ابراهیمی_شیرازی
#ادبیات
#شعر
#غزل
#شیراز