هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
https://eitaa.com/Shion_S/585
من مایلم.. چون دغدغهی من هم هست و باور دارم اگه از الان به طور اصولی بررسی نشه، یهو چشمامون رو باز میکنیم و میبینیم هفتاد ساله مونه و به پوچی عمیقی رسیدیم که دیگه کار چندانی نمیشه برای اون انجام داد..
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
29.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید: *انیمه ژاپنی هیروشی در تهران*
🔴 نگاه یک انیمیشن ژاپنی به اتفاقات این روزها و آینده جنگ ایران و امریکا
@farsitweets
هدایت شده از ⌈ࡅߺ߳ܦ߭ܝࡅ࡙ߺܟߺࡏަߊܘ🇮🇷⌋
توی برنامهی زندگیپساززندگی، یکی از تجربهگرها میگفت: وقتی میخواستم به کالبدم برگردم، سه نفر جلوی راهمو گرفتن. یکیشون به دیگری گفت این هرچی باشه چهار قطره اشک توی عزای ما ریخته. تجربهگر تاکید میکرد من اصلا گریه کردنو عیب میدونستم و حتی یادمم نبود گریه کردم تاحالا ولی اونها یه کار خوب(بخوانید بهانه برای لطف کردن) پیدا کردن. ماها شاید فراموش کنیم چیکار کردیم ولی اونا خیلی خوب یادشونه.
احساس میکنم بیخودی دنبال انجام کارهای بزرگیم، شاید سعادت واقعی در کارهایی باشه که به چشم نمیاد و حتی برعکس؛ قعر جهنم نتیجهی دلشکستنهای کوچکیه که به چشم نمیاد. از قدمهای کوچیک غافل نشیم...
شهاب پارسا
Tsukino...:)
فکت بیست و سوم هم این باشه که.. من به دو دلیل دوست ندارم نقاشی هامو تا تموم نشدن به کسی نشون بدم دل
فکت بیست و چهارم این باشه که...
یکی از آرزو هام همیشه این بوده که یه دیوار سفید و یه عالمه رنگ داشته باشم و بشینم با ظرافت و وقت و حوصله تمام کلش رو نقاشی بکشم (مثل راپونزل)
https://eitaa.com/Tianaaaa/9622
استادمون چند روز پیش یه حرف قشنگی زد.. میگفت مهم ترین چیز زندگی رو کلاس اول بهمون یاد دادن... اما ما متوجه نشدیم و فراموشش کردیم...
«حل مسئله».. شاید عجیب به نظر بیاد، اما بهمون گفتن وقتی یک مسئله ی ریاضی داریم باید حلش کنیم.. این حرف استاد خیلی برای من جالب بود.. دیدم راست میگه.. در مقابل خیلی از مسئله های زندگی ما دووم آوردن رو انتخاب کردیم و هیچ وقت واقعا بهش فکر نکردیم.. که آیا راه حل مسئله ی ما اینه؟
من راجب زندگی خودم که بهش فکر کردم، دیدم خیلی از چیزایی که در مقابلشون دووم آوردم مسئله هایی بودن که قابل حل بودن.. و اگه حلشون میکردم لازم نبود تحملشون کنم و به خودم و اطرافیان آسیب کمتری میرسید..
طرح رو روی کاغذ کشیدم و فرستادم.
استاد بهم گفت که بسازش تا بهت بگم..
و من اینجوری بودم که ببخشید؟ چرا اذیت میکنه! خب من بسازم که چی.. دیگه طرحه دیگه بگو خوبه یا نه..
وقتی شروع کردم به ساختن، دیدم که ای داد بیداد.. با اون نسبتی که کشیده بودم اگه قرار باشه واقعا چنین خونه ای ساخته بشه رسما نصف زمین رو تزیینات میگیره.. ای استاد.. میخواستی به همین برسم نه؟
Tsukino...:)
طرح رو روی کاغذ کشیدم و فرستادم. استاد بهم گفت که بسازش تا بهت بگم.. و من اینجوری بودم که ببخشید؟ چ
من ناراضی و شاکی بودم از اینکه با این همه کار و امتحان اینو هم باید بسازم.. اما احتمالا دلیلی جز چیزی که اول فکر میکردم داشته..
رابطه ما و خدا هم همینطوره.. نه؟
هدایت شده از بینهایت
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📔چجوری با دین و زندگی، نه دیـن داریـم
نه زنـدگی؟!😬
پایهاین بررسی کنیم،
ببینیم کجای کار میلنگه؟🤝
🌆 دورهٔ مجازی بینهایت۱۳ چندروزی هس که
شروع شده و منتظر اینه که اسم تو و همهی رفیقات(متولد ۸۰تا۹۱) زودتر توی لیست ثبتنامیامون بیاد.😉
bn.javanan.org
یا عدد
۵رو به
۱٠٠٠۸۸۸پیامک کن. با جوایز ویژه: ▪️گردنبند طلا ▫️لپتاپ ▪️سکه بهار آزادی ▫️کمکهزینهی سفر کربلا ▪️اسکوتر برقی ▫️اردوی رایگان مشهد مقدس ➕ هزاران جایزه بدون قرعهکشی آستان قدس رضوی ♾️ @binahayat_ir
هدایت شده از دختران خامنه ای ☫✨️
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر خدا قشنگ میچینه مگه ن؟
هر وقت ناامید میشم روزنه ای از وجودش برام میفرسته
انگار که در گوشم میگه:
ناامید نشو سید دنیا قشنگیاشو هم داره..!
ولی قبول کن خدا جون ما از دنیا چیز قشنگی ندیدیم🥺🙃
اما پرقدرت ادامه میدیم چون تو رو داریم و امید داریم به ظهور اقاجانمون صاحب الزمان❤️
@khanommsadat
⁷هیچ وقت دیدگاه شن برام قابل درک یا قابل قبول نبود.. شرایطش متفاوت بوده، اما اون خودش تصمیم گرفت چشماشو ببنده...
.
⁷به نظرم نکته اصلی جای دیگه ای عه... درسته که اونا تصمیمات درست و غلطی گرفتن.. اما ما میلیارد ها انسان داریم و چند برابر این مقدار ای کاش و شاید ها وجود دارن. اما این چیزی نیست که تحت کنترل ما باشه.. ما باید با تکیه بر اختیارات خودمون از توی باتلاق بیرون بیایم... توی همین انیمیشن، هر کدوم از شخصیت ها یک تراژدی بزرگ برای خودشون دارن اما تصمیم گرفتن آدم خوبی باشن.. برای مثال تایلانگ با محبت استاد شیفو بزرگ شد.. تا آخرین لحظه اون حس پدرانگی و حسرت توی نگاه استاد موج میزد.. اما وقتی دید که نتونست مقام رو کسب کنه تصمیم گرفت از کنترل خارج بشه.. اما ببری خیلی آموزش ها و کنار استاد بودنش سخت بود و همیشه استاد با این دید که اگه اینم مثل اون بشه باهاش سرد بود درحالی که اون فقط یک بچه بود.. و مقام رو هم بهش ندادن با اینکه لایق بود.. اما اون تصمیم گرفت همچنان آدم خوبی باقی بمونه.. به نظر من شن یک دیکتاتور بود، و فکر نمیکنم که خودش مقصر نبوده باشه.. شرایط هم مقصر بودن، اما نمیشه تمام تقصیر رو به گردن والدینش انداخت..