eitaa logo
Tsukino...:)
53 دنبال‌کننده
138 عکس
15 ویدیو
0 فایل
بنفشه ای تک و تنها در بیابان، زیر نور مهتاب نشسته بود.. https://eitaa.com/Marius_Sh
مشاهده در ایتا
دانلود
تازه دلم برای پسرمم تنگ شده بود😔🤌
Tsukino...:)
ان‌شاءالله تا تیک خوردن اخریش😔🤌
ان‌شاءالله تموم میشه تا هفت😔🤌🤌
Tsukino...:)
سه ساعت
دو ساعت و چهل دقیقه👺
من دارم بتن میخونمم😔🤌 مشخص نیست؟
هدایت شده از ‌
زنده بمان... آوای شیرین و حزن آلود در گوشم طنین انداز شد. رو به تاریکی مقابل فریاد زدم:"زنده بمانم؟ چرا؟ چرا باید بیش از این درد بکشم؟ چرا زنده بمانم؟" صدا دوباره پیچید و قلبم را به لرزه انداخت "زنده بمان..." نمفهمیدم صدا از کدام سمت میآید...از تاریکی عظیم مقابلم یا نور پیچیده ای که پشت سرم در تلاطم بود... اینبار صدا بلند تر بود "زنده بمان..." طاقتم طاق و روحم آشفته شده بود. چرا...چرا زنده بمانم؟ مگر نه اینکه هر روز بدتر از دیروز بود؟ بگر نه اینکه همه چیز رو به نابودی بود؟ دهانم را باز کردم تا چیزی بگویم که صدا باعث شد ساکت شوم"تاریکی را میبینی؟" به دنبال منبع صدا اطراف را نگاه میکنم "مگر کور باشم که نبینم" صدا اینبار ملایم تر پیچید:"نور را چطور؟"... به پشت سرم نگاه کردم. نور هیچگاه ثابت و در سکون نبود...کم و زیاد میشد...متغیر بود...در تلاطم بود... اینبار صدای من هم آهسته تر و خفته تر بود:"میبینم" صدا حالا ملایم و مهربان شده بود :"خودت را هم میبینی؟" خودم؟...خودم را ببینم؟ نا خودآگاه به خودم نگاهی انداختم. به قلبم که نور کوچک و بازیگوشی در خود جای داده بود.... سپس دوباره به سمت نور نگاه کردم... رو به کسی که نمیدانم کیست و جایی که نمیدانم کجاست صدا میزنم:"دیدم...دیدم...چه میخواهی بگویی؟"
چهل دقیقه دیگه👺👺....
Tsukino...:)
چهل دقیقه دیگه👺👺....
برگام.. تموم شد👺👺 واقعا انتظار داشتم به امتحان نرسم....👺 (اون دوتا آخریا تا حد خیلی زیادی عکس بود و خارج از جزوه.. هرچند ممکنه چیزایی گفته باشه اما خود استاد گفت امتحان فقط از جزوه‌ست👺.. به استاد اطمینان دارم.👺)