*جهان در آستانه بازآرایی قدرت؛ سه بلوک و پایان دوران وسطبازی*
اظهارات خاویر میلی، رئیسجمهور راستگرای آرژانتین و از متحد
ان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، از منظر تحولات نظم جهانی قابل تأمل است. به اعتقاد من، جهان در حال عبور از نظم سنتی گذشته و حرکت به سمت آرایشی تازه از قدرت است؛ آرایشی که میتوان آن را در قالب سه بلوک اصلی تحلیل کرد.
۱. بلوک راستگرای ملیگرا
در یک سوی میدان، جریان راستگرای ملیگرا به رهبری دونالد ترامپ و متحدانش قرار دارد. اسرائیل، آرژانتینِ خاویر میلی و شماری از متحدان آمریکا در آسیا، خاورمیانه و آمریکای لاتین در بخشهایی از این جریان همپوشانی منافع دارند.
وجه مشترک این بلوک، تأکید بر حاکمیت ملی، قدرت نظامی، منافع ملی و مقابله با بخشی از سازوکارهای نظم لیبرال جهانی است.
۲. بلوک گلوبالیستی؛ شبکه قدرت اقتصادی و نهادی
بلوک دوم را باید شبکهای پیچیده از قدرت اقتصادی، مالی و سیاسی دانست که در آن منافع چین، بریتانیا، بخشهایی از ساختار سیاسی آمریکا، جریانهای لیبرال و چپ اروپا و نهادهای فراملی با یکدیگر تلاقی پیدا میکنند.
نسبت چین و بریتانیا با این شبکه محل بحث است؛ اما واقعیت این است که روابط اقتصادی و سیاسی کشورهایی مانند هند، پاکستان، کانادا و استرالیا با چین، پیچیدگی این آرایش را نشان میدهد.
ترکیه، قطر و مالزی نیز به دلیل موقعیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود در این معادلات اهمیت دارند. در بسیاری از ساختارهای سیاسی این بلوک، جریانهای لیبرال و چپ نفوذ قابل توجهی دارند.
۳. بلوک اقتدارگرایی شرقی؛ محور پوتین
در سوی دیگر، محور روسیه پوتین و متحدان اقتدارگرای آن قرار دارد؛ از بلاروس و کره شمالی تا کوبا، نیکاراگوئه و برخی دولتهای آسیای مرکزی.
جمهوری اسلامی ایران نیز در سالهای گذشته، از طریق همکاریهای نظامی و امنیتی با روسیه و ارتباط با شبکهای از بازیگران غیردولتی مسلح در منطقه، در بخشهایی از این محور قرار گرفته است.
وجه مشترک این جریان، مخالفت با نظم تحت رهبری غرب و تلاش برای حفظ حوزههای نفوذ خود است؛ هرچند منافع اعضای آن الزاماً یکسان نیست.
پایان دوران وسطبازی؟
تحولات کنونی نشان میدهد کشورهایی که تاکنون تلاش کردهاند میان قدرتهای بزرگ مانور کنند، بهتدریج با انتخابهای دشوارتری مواجه میشوند.
اتحادیه اروپا، عربستان سعودی، ترکیه و شماری از کشورهای عربی و آسیایی، دیگر نمیتوانند بدون هزینه میان این بلوکها حرکت کنند.
دعوت ترامپ به انزوای جمهوری اسلامی نیز فراتر از یک موضعگیری سیاسی مقطعی، میتواند آزمونی برای سنجش جهتگیری متحدان آمریکا و کشورهای مردد باشد.
ایران؛ نقطه حساس معادله
در این میان، ایران یکی از نقاط حساس بازآرایی قدرت جهانی است. جمهوری اسلامی با انتخابی راهبردی مواجه شده است: ادامه تقابل و پذیرش هزینههای فزاینده یا ورود به فرآیند تغییرات بنیادین در ساختار قدرت و مناسبات خارجی.
همزمان، جریان تکنوکرات و بروکرات کشور باید میان تداوم ساختار موجود و مشارکت در یک گذار سیاسی مسالمتآمیز تصمیم بگیرد. در این میان، انتقال قدرت به رهبری شاهزاده رضا پهلوی یکی از گزینههای مطرح در فضای سیاسی مخالفان جمهوری اسلامی است که تحقق آن به سازوکارهای سیاسی و اراده عمومی نیاز دارد.
کوبا نیز با میراث سیاسی دوران کاسترو و کره شمالی در بلندمدت با چالشهای مشابهی در عرصه نظم جهانی مواجه خواهند شد.
جمعبندی
آنچه امروز شاهد آن هستیم، صرفاً رقابت چند دولت یا رهبر سیاسی نیست؛ بلکه کشمکشی بر سر تعریف نظم آینده جهان است.
تضعیف جریان راستگرای ملیگرا در آمریکا و اسرائیل میتواند موقعیت گلوبالیستها را تقویت کند و تضعیف محور اقتدارگرایی شرقی نیز توازن قدرت را تغییر خواهد داد.
البته هیچیک از این بلوکها یکپارچه نیستند و تضاد منافع اعضای آنها میتواند آرایش قدرت را دستخوش تغییر کند.
با این حال، یک
واقعیت روشن است: دوران وسطبازی و بهرهبرداری کمهزینه از رقابت قدرتهای بزرگ رو به پایان است. برای بسیاری از کشورها، زمان انتخاب و بازنگری در محاسبات راهبردی فرا رسیده است.
✍️علیرضا شیوا | تحلیلگر رسانه
#بازآرایی_نظم_جهانی #نظم_نوین_جهانی #ژئوپلیتیک #تحولات_جهانی #رقابت_قدرت_ها #ترامپ #آمریکا #چین #روسیه #جمهوری_اسلامی #گلوبالیسم #سیاست_بین_الملل #قدرت_جهانی #تحلیل_سیاسی
🖌کانال-خبری-تحلیلی-شیواـرسانه/
https://eitaa.com/Shiva_Resane
*شیطان در جزئیات است؛ مذاکرات ایران و آمریکا را باید فراتر از تیترها خواند*
در دیپلماسی، همیشه آنچه پشت میز مذاکره گفته میشود، بهاندازه آنچه در متن توافق نوشته میشود اهمیت ندارد. شاید حتی مهمتر از آن باشد.
عبارت معروف «شیطان در جزئیات است» دقیقاً در چنین شرایطی معنا پیدا میکند.
مذاکرات ایران و آمریکا را نباید صرفاً با خبرهایی مانند بازگشت به میز مذاکره، میانجیگری قطر یا احتمال دستیابی به توافق ارزیابی کرد. مسئله اصلی، جزئیاتی است که هنوز دو طرف درباره آن اختلاف دارند.
نخستین اختلاف، ترتیب تعهدات است. واشنگتن خواهان قرار گرفتن پرونده هستهای در ابتدای مذاکرات است؛ تهران در مقابل، پایان محاصره اقتصادی و رفع محدودیتهای نفتی را از اولویتهای خود میداند. این اختلاف صرفاً یک اختلاف شکلی نیست؛ هر طرف میخواهد طرف مقابل پیش از دریافت امتیاز، بخشی از ابزار فشار خود را کنار بگذارد.
دومین مسئله، تضمین اجرای توافق است. تجربه توافقهای موقت و فروپاشی تفاهمهای قبلی نشان داده که امضای یک سند، الزاماً به معنای پایداری آن نیست. پرسش اساسی این است: چه سازوکاری مانع بازگشت یکجانبه فشارها و تعهدگریزی خواهد شد؟
سومین موضوع، فاصله میان روایت سیاسی و واقعیت دیپلماتیک است. هر دو طرف برای افکار عمومی خود به تصویری از موفقیت نیاز دارند. اما توافقی که در عرصهرسانهای پیروزی معرفی شود، اگر در جزئیات اجرایی به بنبست برسد، چیزی جز تعلیق بحران نخواهد بود.
تحولات ۳۱ اکتبر و تلاش میانجیهای قطری برای بازگرداندن دو طرف به مسیر گفتوگو نیز نشان میدهد که کانال دیپلماسی همچنان فعال است؛ هرچند گزارشها درباره میزان پیشرفت و حتی شکل مذاکرات یکسان نیستند.
از نگاه من، برای ارزیابی سرنوشت این مذاکرات باید بهجای تمرکز بر تیترهای امیدوارکننده یا تهدیدهای سیاسی، چند پرسش را دنبال کرد:
رفع تحریمها دقیقاً چگونه و در چه مراحلی انجام خواهد شد؟
تعهدات هستهای در برابر چه تضمینهایی قرار میگیرند؟
محاصره اقتصادی و محدودیتهای تجاری چه زمانی و با چه سازوکاری تغییر میکنند؟
آیا توافق احتمالی قابلیت دوام دارد یا صرفاً فرصتی برای مدیریت موقت بحران است؟
جمعبندی:
در مذاکرات ایران و آمریکا، مسئله فقط رسیدن به توافق نیست؛ مسئله اصلی، تعریف توافقی است که هر دو طرف بتوانند آن را بپذیرند و به اجرای آن متعهد بمانند.
در سیاست بینالملل، گاهی یک واژه در متن توافق، یک تبصره در سازوکار اجرایی یا حتی ترتیب اجرای تعهدات، میتواند سرنوشت ماهها مذاکره را تغییر دهد.
به همین دلیل، نباید فریب کلیات را خورد؛ زیرا ممکن است توافق روی کاغذ شکل بگیرد، اما شیطان همچنان در جزئیات آن پنهان مانده باشد.
✍️علیرضا شیوا | تحلیلگر رسانه
#مذاکرات_ایران_و_آمریکا #شیطان_در_جزئیات_است #دیپلماسی #سیاست_خارجی #تحلیل_سیاسی #تحلیل_رسانه #ایران #آمریکا #مذاکرات_هستهای #رفع_تحریمها #توافق_سیاسی #جنگ_روایتها #معادلات_قدرت #سیاست_بینالملل #شیوا_رسانه
🖌کانال-خبری-تحلیلی-شیواـرسانه/
https://eitaa.com/Shiva_Resane
شیوا رسانه
*ایران منتظر حمله بعدی آمریکا نمانده است؛ معادله بازدارندگی در حال تغییر است*
تحولات امروز ٩ آبان نشان میدهد که همزمان با تلاشهای دیپلماتیک، سطح هشدار نظامی میان تهران و واشنگتن افزایش یافته است.
۱. پیام صریح رهبری: بر اساس متن منتشرشده در پایگاه اطلاعرسانی رهبری و گزارش ایرانپرس، بر پاسخ فوری، مؤثر و بدون محدودیت جغرافیایی به تهدیدات تأکید شده و دستور بهروزرسانی بانک اهداف، شامل داراییهای مادی و غیرمادی آمریکا و اسرائیل، صادر شده است.
۲. احتمال حمله آمریکا: شبکه MS NOW به نقل از سه مقام ارشد عرب حوزه خلیج فارس گزارش داده که احتمال حملات کوتاه و شدید آمریکا پس از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر وجود دارد. با این حال، تصمیم نهایی ترامپ هنوز تأیید نشده است.
۳. تحولات دوحه: روزنامه العربی الجدید از احتمال حضور هیئت آمریکایی در گفتوگوها خبر داده، اما آسوشیتدپرس به نقل از مقامهای ایرانی، برنامهریزی برای مذاکرات مستقیم را تأیید نکرده است.
۴. هشدار ارتش ایران: سخنگوی ارتش تأکید کرده که حمله مجدد آمریکا میتواند دامنه جغرافیایی جنگ را بهمراتب گسترش دهد.
۵. بازار انرژی: بر اساس دادههای رویترز، نفت برنت در معاملات ۳۰ اکتبر، بسته به قرارداد تحویل، در محدوده ۱۱۳ تا ۱۱۸ دلار قرار گرفت.
تحلیل من
به اعتقاد من، پیام اخیر رهبری را باید فراتر از یک هشدار نظامی ارزیابی کرد. تهران در تلاش است معادله بازدارندگی را از «پاسخ متقابل محدود» به «افزایش هزینههای راهبردی هرگونه تجاوز احتمالی» تغییر دهد.
همزمانی تهدیدات نظامی، تحرکات دیپلماتیک و نوسانات بازار انرژی نشان میدهد که منطقه وارد مرحلهای حساس از تقابل شده است.
نکته کلیدی اینجاست: جنگ بعدی، اگر آغاز شود، الزاماً در همان جغرافیا و با همان قواعد گذشته پایان نخواهد یافت.
با این حال، گزارش احتمال حمله را نباید با تصمیم قطعی واشنگتن یکسان دانست.
✍️علیرضا شیوا | تحلیلگر رسانه
منابع: پایگاه اطلاعرسانی رهبری، ایرانپرس، MS NOW، العربی الجدید، آسوشیتدپرس و رویترز.
#ایران #آمریکا #بازدارندگی #امنیت_منطقهای #مذاکرات_دوحه #تحلیل_رسانه #شیوا_رسانه
🖌کانال-خبری-تحلیلی-شیواـرسانه/
https://eitaa.com/Shiva_Resane