eitaa logo
سیاه‌مشق | سید محمدحسین دعائی
935 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
855 ویدیو
13 فایل
✍️ سیاه‌مشق 🕌 بستری برای تمرینِ طلبگیِ ترازِ انقلاب در فضای مجازی 💬 این‌جا با شما دربارۀ #دین، #معنویت، #دانش، #انقلاب و #زندگی حرف می‌زنم. ▪️ طلبۀ حوزۀ مشهد و مسئول قرارگاه مکتب توحید 🔸 سید محمدحسین دعائی 📩 درگاه ارتباط: @SmhDoaei
مشاهده در ایتا
دانلود
[دنبالۀ فرستۀ قبل] ۴. هرچند سال‌ها بر راهبرد غلط وابستگی به غرب و گره‌زدن همۀ امور به مذاکره با آمریکا اصرار ورزیدید، به نصیحت‌ها گوش ندادید، منتقدان را کوبیدید و خسارت‌های غیرقابل‌جبرانی را بر کشور تحمیل کردید، اما این‌که بالاخره فهمیدید دشمن کاری جز فریب و تجاوز ندارد و به همین خاطر نمی‌توان و نباید به او اعتماد کرد جای بسی خوشحالی است؛ چون بیان این واقعیت از سوی شما، در حقیقت اعترافی است که می‌توان به‌کمک آن، آخرین میخ‌ها را بر تابوت غرب‌زدگی کوبید. البته بسیار عجیب است که با وجود این اعتراف و در انتهای همین بیانیه، باز هم کلید حل مشکلات کشور را در آن‌سوی مرزها دانسته و به‌جای تأکید بر درون‌زایی و خودباوری، دوباره نظام را به همان نسخه‌های ناکارآمد قبلی ارجاع می‌دهید. زهی تأسف به‌خاطر این همه تضاد و عبرت‌ناپذیری. ۵. فرموده‌اید که در کنار مقاومت و ایستادگی قهرمانانه، باید برای پایان‌دادن عزّتمندانه به جنگ، مذاکره و حتی صلح آمادگی داشت؛ و سپس با تأکید بر مسئولیت خطیر شورای عالی امنیت ملی، از این شورا خواسته‌اید که فرایند قانونی برای تحقق این امور را فعال کند. آقای روحانی! اولا، در این‌که هر جنگی باید پایانی داشته باشد تردیدی نیست؛ اما این‌که از مذاکره و صلح به‌عنوان نقطۀ پایان جنگ تحمیل‌شده به ملت عزیز ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی یاد می‌کنید، صددرصد غیرواقعی، غیرعقلی و غیرانقلابی است. چون امروز دیگر این فهم، به نقطۀ اشتراک اکثر ایرانیان ـ با گرایش‌ها و انگیزش‌های مختلف ـ تبدیل شده است که بدون تداوم جنگ تا رسیدن به بازدارندگی بدون‌بازگشت و ایجاد پشیمانی پایدار در دشمن، تأمین منافع ملی و مصالح نسل‌های بعدی ممکن نیست. پس اگر واقعا نگران ایران و آیندۀ آن هستید، یا هم‌صدا با مردم و مسئولان، از استمرار دفاع مؤثر و پشیمان‌کننده حمایت کنید یا لااقل دم بربندید و به اتحاد مقدس ایرانیان لطمه نزنید. در ثانی، این‌که به نقش شورای عالی امنیت ملی در مدیریت جنگ و پایان‌دادن به آن اشاره می‌کنید، اما عمدا یا سهوا شأن رهبر معظم انقلاب در حوزۀ جنگ و صلح را نادیده می‌گیرید، خیلی بد و بی‌معناست. آقای روحانی! در دوران مسئولیت خود که از مردم جدا بودید؛ لااقل حالا که یک شهروند معمولی هستید و هیچ مسئولیتی بر عهده‌تان نیست، به‌جای گعده‌های عقیم سیاسی و بیانیه‌دادن، از منزل خارج شوید، به میان مردم بروید و در خیابان‌ها قدم بزنید تا هم به وظیفه‌تان عمل کرده باشید و هم درک درستی از شرائط کشور پیدا کنید. عصر جدیدی آغاز شده است؛ اما ظاهرا شما در دهۀ نود مانده‌اید. دیگر به نسخه‌های قدیمی شما که حتی در همان گذشته نیز کارآیی نداشتند نیازی نیست. ما اکنون نزدیک قله‌ایم. چیزی به آغاز دوران ابرقدرتی ایران اسلامی نمانده است. اصلا بگذارید این‌طور بگویم: همان‌طور که دشمن نسبت به ایران و مردم عزیز آن دچار خطای محاسباتی است، متأسفانه شما هم دچارید؛ خطایی که شاید بتوان با شرکت در تجمعات مردمی این شب‌ها، به‌سمت تصحیح آن حرکت کرد. این را هم بدانید که از ورشکستگی سیاسی و انزوای اجتماعی رهاشدن، در خاطره‌ها ماندن و از چرخۀ خدمت به مردم و نظام اسلامی بیرون نیفتادن، جز با جبران گذشته ـ البته اگر ممکن باشد ـ و پیوستن به اقیانوس خروشان جبهۀ انقلاب ممکن نیست. و السلام علی من اتبع الهدی سید محمدحسین دعائی 🌻 @Smh_Doaei
سیاه‌مشق | سید محمدحسین دعائی
یک آزمایش ساده! وقتی این صحبت‌های رئیس دفتر رئیس‌جمهور را از رسانۀ ملی می‌شنوید چه حسی دارید؟ حس تکذیب؟ تردید؟ توقف؟ تقابل؟ تمسخر؟ یا حس اعتماد؟ افتخار؟ امید؟ قدرشناسی؟ شکر؟ به نظرم این یک آزمایش ساده، اما خیلی مهم و گویاست. اشتباه نشود! نمی‌خواهم از مطابقت یا عدم مطابقت این صحبت‌ها با واقعیت حرف بزنم. بلکه می‌خواهم بگویم بعضی‌ها با ما کاری کرده‌اند که به زمین و زمان شک داشته باشیم؛ و این یعنی: اعتبارزدایی از عالی‌ترین سطوح مدیریتی نظام که نتیجۀ طبیعی و قهری سخنان اشتباه فلان کنش‌گر قاعدتا انقلابی است؛ همان‌که سُرنا را از سر گشادش می‌نوازد و پشت میکروفون می‌گوید: «هرجا گفتند همه‌چیز هماهنگ است، بدانید هماهنگ نیست!» یعنی: به همه‌چیز شک داشته باشید و به همه‌کس بدبین باشید، مگر این‌که خلافش ثابت شود! این قبیل افراد، رسما حرمت رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه را می‌شکنند، اما بلافاصله و بدون این‌که خنده‌شان بگیرد، با یک ارجاع مضحک به کلام رهبر شهید انقلاب، می‌گویند: «این‌ها نور چشم ما هستند!» به اسم مقابله با بدعت‌ها و تحت عنوان منطق، بدترین بدعت سیاسی، یعنی سیاه‌نمایی و بی‌اعتمادسازی مردم به عموم مسئولان را در بدترین زمان ممکن ـ یعنی در میانۀ یک جنگ تمام‌عیار وجودی ـ رواج می‌دهند؛ و برای توجیه فهم غلط خود از واقعیت و تحمیل این فهم غلط به مخاطب انقلابی، حتی ابهت و اعتبار ولی‌فقیه را هم به مذبح می‌برند، از ایشان شخصیتی ساده‌اندیش و مدیریت‌پذیر می‌سازند و یکی از بزرگ‌ترین ظلم‌ها به اساس ولایت‌فقیه را مرتکب می‌شوند. این جماعت، با زیر پا له کردن همۀ ساختارها و سازوکارهای قانونی نظام، با تأکید بر وجود حاکمیت دوگانه در کشور، با تکیه بر اطلاعات غلط و تحلیل‌های مغالطه‌آمیز و با تکرار این جملۀ آزادهنده که «دیگر گول نمی‌خوریم!» مهم‌ترین میراث رهبر شهید انقلاب، یعنی نظام مقدس جمهوری اسلامی را به لجن می‌کشند و به‌جای تلاش برای پرورش جوانان هوشیار، امیدوار و آماده‌به‌کار، ناخواسته مخاطب را به نوعی از آنارشیسم مخلوط با توهم و تصلب سوق می‌دهند. والله این کارها غلط است. والله این مدل کنش‌گری‌ها، هم قبح عقلی دارد، هم حرمت شرعی. ای کاش بفهمند ... 😔💔 🌻 @Smh_Doaei
هدایت شده از «امین»
✍️ «عمری در اوج بودی و مظلوم زیستی!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️ای سرو! سایه‌سار تو را هیچ‌کس نداشت آرامش و وقار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️در قحطی یقین و شبیخون خستگی ایمان استوار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️هر سوی این دیار گهرخیز پاک را گشتم ولی عیار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️در عزم، هم‌رکاب تو عالم به خود ندید در رزم، پشتکار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️هم بی‌شمار دشمن بدخواه داشتی هم خیل دوستدار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️عمری در اوج بودی و مظلوم زیستی هرچند اقتدار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️مانند آبشار روان از ستیغ کوه چشمان اشک‌بار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️جز کشته‌گان تشنه‌لب دشت کربلا اصحاب جان‌نثار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️ در انتخاب راه سعادت به مرگ سرخ عزم حسین‌وار تو را هیچ‌کس نداشت ✍ شاعر: «آقای افشین علا» @khamenei_poems
🔰 از غرب‌زدگی تا عقلانیت انقلابی ▪️ نگاهی به مقالۀ دکتر محمدجواد ظریف در فارین افرز [بخش ۱ از ۳] این‌که نیت، هدف و انگیزۀ آقای ظریف از نوشتن مقاله در مجلۀ فارین افرز چه بوده، این‌که اساسا چرا این مقاله در یک مجلۀ خارجی منتشر شده، این‌که مخاطب این مقاله کیست، این‌که آیا سیگنال است یا خیر، این‌که اصلا آقای ظریف به چه عنوانی و با چه پشتوانه‌ای این پیشنهادها را مطرح کرده و مواردی از این دست، همگی فرع ماجراست. حتما می‌پرسید: پس اصل ماجرا چیست؟ خواهم گفت! آقای ظریف در مقالۀ خود، به‌درستی تأکید می‌کند که: ایران آغازگر جنگ نبوده، در برابر تجاوز دشمن ایستادگی کرده، ساختار سیاسی‌اش حفظ شده، محکم پاسخ داده و اکنون به‌وضوح در حال پیروزی است. اما بلافاصله پیشنهاد می‌دهد که حالا باید به فکر یک «توافق جامع با آمریکا» ـ و نه حتی آتش‌بس یا صلح ـ باشیم! به عبارت دیگر، او می‌گوید: ما دست برتر را داریم؛ پس برای پایان جنگ، با آمریکا توافق کنیم! ما آمریکا را در یک باتلاق بدون راه خروج گیر انداخته‌ایم؛ پس به او کمک کنیم تا از آن بیرون بیاید! ما توانسته‌ایم آمریکا را در رسیدن به اهدافش ناکام بگذاریم؛ پس بخش مهمی از اهرم‌های فشار و مؤلفه‌های بازدارندگی خود را روی میز بگذاریم تا آمریکای شکست‌خورده، با هزینه‌ای قابل‌تحمل از بحران خارج شود! ما پیروز شدیم؛ پس به آمریکا امتیاز بدهیم! و این یعنی: مایه‌گذاشتن از مردم برای عادی‌سازی عقب‌گرد، بزک‌کردن تسلیم با تصویرپردازی‌ها و تمجیدهای ابتدائی از شکوه مقاومت و سوزاندن یک فرصت طلایی برای ورود به باشگاه ابرقدرت‌ها. آقای ظریف، مقالۀ خود را با اشاره به ریشه‌های بی‌اعتمادی به آمریکا و تأکید مردم بر لزوم مقاومت در برابر تهاجم او آغاز می‌کند، اما در ادامه، پیشنهادهایی می‌دهد که جز با اعتماد به آمریکا و ترک مقاومت، قابل تحقق نبوده و معنایی جز نادیده‌گرفتن منافع پایدار مردم ندارد. در واقع، او نمی‌خواهد باور کند که دوران ابرقدرتی آمریکا به آخر رسیده و نظم جدیدی بر جهان حاکم شده است؛ درست مثل کسی که به زندگی در شرائط سخت عادت کرده و نمی‌تواند جداشدن از آن و ورود به یک وضعیت بهتر را بپذیرد؛ و این، بزرگ‌ترین نقطۀ ضعف او و امثال اوست. یک ایراد دیگر پیشنهاد آقای ظریف این است که نه تنها به ذات شریر و سابقۀ سیاه آمریکا در توافقات قبلی، عادت ایالات متحده به عهدشکنی و ناکارآمدی ساختارهای بین‌المللی برای کنترل این عهدشکنی بی‌اعتناست، بلکه حتی زحمت تعریف سازوکاری جدید برای تضمین توافق پیشنهادی خود را هم متحمل نمی‌شود؛ گو این‌که به‌طور طبیعی و خودکار، هرچه توافق شود حتما انجام می‌گیرد! آقای ظریف ـ علی‌رغم این‌که مفصلا به شرح پیشنهادش می‌پردازد ـ اصلا توضیح نمی‌دهد که: ضمانت اجراء آن‌چه بر عهدۀ آمریکایی‌هاست چیست؟ با چه مکانیسمی قرار است رفع تحریم‌ها راستی‌آزمایی شود؟ و اگر نقض عهد مجددی صورت گرفت، چه اهرمی برای برخورد با آن وجود دارد؟ به عبارت دیگر، ما با طرحی روبرو هستیم که هیچ ایده‌ای برای مهم‌ترین بخش توافق ـ یعنی ضمانت اجراء ـ ندارد؛ و این خیلی بد است. همچنین آقای ظریف توجه ندارد که پیروزی‌ها، نه محصول اعلام، بلکه نتیجۀ تحمیل خواسته‌ها و اراده‌ها بر دشمن در واقعیت میدان است. با این حساب، معلوم نیست که پیشنهاد «اعلام پیروزی» از سوی ایشان، چه معنا و کارکردی جز زمینه‌سازی اجتماعی برای پذیرش سازش و توجیه عقب‌نشینی از اهداف راهبردی مقاومت در برابر دشمن خواهد داشت. ... بخش دوم یادداشت بخش سوم یادداشت 🌻 @Smh_Doaei | سید محمدحسین دعائی
[بخش ۲ از ۳] ... آقای ظریف در مقالۀ خود، با ارجاع مخاطب به هزینه‌های جنگ، مثل آسیب‌های زیرساختی، کشته‌شدن غیرنظامیان، توسعۀ درگیری‌ها و احتمال تهاجم زمینی، بر ضرورت پایان‌دادن به جنگ تأکید می‌کند، اما برای تحقق این امر، پیشنهادهایی می‌دهد که عمل به آن‌ها، به‌مراتب پُرهزینه‌تر است! همۀ ما می‌دانیم که جنگ ـ آن هم از نوع فرسایشی و بلندمدتش ـ هزینه‌های قابل‌توجهی دارد، اما باید توجه داشت که قطعا ورود به چرخۀ بی‌انتهای «فشار/مذاکره/عقب‌نشینی» و دچارشدن به جنگ‌های دنباله‌دار، هزینۀ بیشتری خواهد داشت. پس اگر می‌خواهیم جلوی هزینه‌های بیشتر و جنگ‌های خانمان‌سوزتر را بگیریم، چاره‌ای جز نترسیدن، نترساندن، عاقلانه تصمیم‌گرفتن، مقاومت‌کردن و ادامه‌دادن جنگ تا رسیدن به بازدارندگی کامل نداریم. شاید اگر آقای ظریف این پیشنهاد را ده‌پانزده‌سال قبل ارائه می‌داد، می‌شد روی آن فکر کرد؛ کما این‌که ارائه داد و جمع قابل‌توجهی از مردم را به فکر فرو برد و با خود همراه ساخت؛ اما امروز، بعد از دیدن سرانجام برجام نافرجام، بعد از مشاهدۀ رکود و عقب‌گرد دهۀ نود به‌خاطر عمل به همین پیشنهاد و بعد از تجربۀ جنگی پُرخسارت و تمام‌عیار که از قضا در میانۀ مذاکرات آغاز شد، طرح چنین پیشنهادی ـ در خوشبینانه‌ترین حالت ـ یک شوخی بی‌مزه است. البته ممکن است آقای ظریف بگوید: تا پیش از این جنگ، آمریکا گمان می‌کرد که می‌تواند با تهاجم نظامی، کار ایران را یکسره کند؛ اما بعد از ورود به میدان، فهمید که نمی‌تواند؛ و به همین خاطر حالا بهترین فرصت است برای تثبیت راهبرد مذاکره و حرکت به‌سمت حل مشکلات در قالب یک توافق جامع. غافل از آن‌که: شاید این جنگ، بخشی از ذهنیت غلط آمریکایی‌ها دربارۀ توان ایران را تصحیح کرده باشد، اما اگر بدون تحقق اهداف اعلام‌شده از سوی رهبر معظم انقلاب، مردم، فرماندهان نظامی و مسئولان نظام، پایان پیدا کند، نه تنها به حل مشکلات و رفع موانع نزدیک نمی‌شویم، بلکه به دام زنجیره‌ای از جنگ‌ها افتاده و تضعیف مرحله‌به‌مرحله را تجربه خواهیم کرد. به عبارت دیگر، پیشنهادِ «پیمان عدم تجاوز متقابل» و پایان جنگ در وضعیت فعلی، بدون پاسخ به این سؤال که: «چرا نباید جنگ بعدی آغاز شود؟» نه حاکی از میهن‌دوستی و مردم‌داری، بلکه ـ با ارفاق ـ نشانۀ ساده‌لوحی و سهل‌اندیشی است. پس اگر نگران آیندۀ ایران هستیم، اگر تأمین امنیت پایدار و بازدارندگی کامل برایمان اهمیت دارد، اگر می‌خواهیم پیروزی‌های نظامی خود را در میدان سیاست و اقتصاد نقد کنیم، اگر به‌دنبال تسویه‌حساب با آمریکا هستیم و اگر واقعا دلمان برای رفع تهدید خارجی و بهبود زندگی مردم می‌تپد، باید هوس توقف جنگ در این مرحله را از سر بیرون کنیم، از فشار و هیاهوی دشمن نترسیم، پای راهبرد «دفاع مؤثر و پشیمان‌کننده» بایستیم، این را متوجه باشیم که تحمل یک‌سلسله از سختی‌ها، برای دفع سختی‌های بزرگ‌تر و بیشتر، عاقلانه‌ترین کار ممکن است و بدانیم که پیروزی در این جنگ، نه با اعلام پیروزی و تلاش برای شکل‌گیری یک توافق جامع، بلکه با تثبیت پیروزی در واقعیت صحنه و تحمیل ارادۀ ایران بر آمریکا حاصل خواهد شد؛ و این، شدنی است، ان‌شاءالله. ... بخش اول یادداشت بخش سوم یادداشت 🌻 @Smh_Doaei | سید محمدحسین دعائی
[بخش ۳ از ۳] ... حال برگردم به سؤال ابتدائی بحث: نکتۀ اصلی در رابطه با مقالۀ آقای ظریف چیست؟ با توجه به آن‌چه گذشت، نکتۀ اصلی این است که پیشنهاد آقای ظریف ـ به‌عنوان عصاره و ثمرۀ جریان فکری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی غرب‌گرا ـ یک پیشنهاد صددرصد غیرواقع‌بینانه و غیرعاقلانه است. چون علاوه بر آن‌که با واقعیت‌های ملی، منطقه‌ای و جهانی سازگار نیست، هیچ کمکی هم به رفع مشکلات کشور و پیشرفت آن نمی‌کند. و دقیقا به همین دلیل، برای نقد این پیشنهاد و تشویق جامعه به عبور از آن، هیچ نیازی به زشت‌گویی و درشت‌نویسی نیست؛ بلکه کافی است تضادش با منافع ملی را برای مردم تبیین کنیم. آری؛ یکی از مهم‌ترین برکات «جنگ رمضان» این بود که توانست زمینۀ لازم برای فهم واقعیت جریان غرب‌گرا و اثبات حقانیت پارادایم انقلاب و راهبرد عقلانیت انقلابی را فراهم آورد. به عبارت دیگر، الآن به‌خوبی و به‌راحتی می‌توان ثابت کرد که برخلاف آن‌چه سال‌ها توسط برخی سیاستمداران و روشنفکران گفته می‌شد، سیاست‌ورزی دینی ـ به‌عنوان یک کنش ایدئولوژیک ـ نه تنها هیچ تضادی با تلاش برای تأمین امنیت، رفاه و پیشرفت ایرانیان ندارد، بلکه بهترین راه برای تحقق‌بخشیدن به این مهم است؛ همچنان‌که معلوم شد غرب‌گرایی و سازش‌محوری، هیچ بهره‌ای از عقلانیت نداشته و کاری جز به خطر انداختن دین و دنیای مردم بلد نیست. ما در این جنگ، عقلانیت خود را به رخ دنیا کشیدیم. ما نشان دادیم که هزینۀ چالش، به‌مراتب از هزینۀ سازش کمتر است. ما ثابت کردیم که برای تأمین امنیت، رفاه و پیشرفت ملی، هیچ راهی جز ایستادن روی پای خود و مقابله با استکبار جهانی وجود ندارد و دوگانه‌هایی مثل «امنیت/رفاه» و «مقاومت/توسعه» صددرصد انحرافی‌اند. ما گرهی که با سال‌ها مذاکره باز نشده بود را با مقاومت مبتنی بر ایمان و اقتدار نظامی باز کردیم. ما همۀ زمینه‌های لازم برای شکستن هیمنۀ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری آمریکا را فراهم آوردیم. ما حرف نو انقلاب اسلامی را در دنیا به کرسی نشاندیم. ما قدم بزرگی به‌سمت تمدن نوین اسلامی برداشتیم. ما به جهانیان یاد دادیم که مقاومت، عاقلانه‌ترین کار ممکن برای تثبیت موقعیت یک کشور در نظم نوین جهانی است؛ مقاومتی که بر عزم راسخ، همت بلند، تدبیر دقیق، برنامه‌ریزی خلاقانه، شجاعت حداکثری، مجاهدت شبانه‌روزی و البته توکل بر خدا، ایمان به وعده‌های الهی و حرکت در چارچوب سنت‌های مُلکی و ملکوتی پروردگار تکیه دارد؛ و این یعنی: «عقلانیت انقلابی»؛ همان که صورت‌بندی نظری و فعال‌سازی میدانی آن، ثمرۀ سال‌ها کار فکری، فرهنگی و مدیریتی در بستر نظام مقدس جمهوری اسلامی است. و درودهای بی‌پایان خدا بر روح پُرفتوح رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه که همۀ این‌ها از برکات آن ابرمرد بی‌نظیر الهی و شخصیت بی‌مثال تاریخ تشیع است. بخش اول یادداشت بخش دوم یادداشت 🌻 @Smh_Doaei | سید محمدحسین دعائی
... و خدایی که بوده، هست و خواهد بود. خدای سال شصت؛ خدای طبس؛ خدای خامنه‌ای ... 🌻 @Smh_Doaei
چند شب قبل، همراه با ابوی محترم و ارجمند، جهت عیادت و عرض تسلیت به‌مناسبت شهادت رهبر انقلاب رضوان‌الله‌علیه، به منزل حاج‌آقای راشد یزدی رفتیم؛ همان عزیزی که بنده به چند جهت خیلی دوستشان دارم: اول، به‌خاطر فضائل معنوی، حُسن خلق و خوش‌محضری خاصی که دارند؛ دوم، به‌خاطر ارتباط ویژه‌شان با پدربزرگ مرحوم ما؛ و سوم ـ که از همه مهم‌تر است ـ به‌خاطر معاشرت مخصوص و رابطۀ صمیمیِ قدیمی‌شان با رهبر شهید انقلاب و این‌که آقا خیلی ایشان را دوست داشتند. علی‌رغم بیماری و ضعف ناشی از کهولت سن، الحمدلله حال عمومی‌شان خوب بود. اما به‌خاطر شهادت آقا خیلی متأثر بودند. 💔 وقتی تسلیت گفتیم، با چشمانی اشک‌آلود و با سوز دل، این بیت را خواندند: بار غمی که بر دل زارم نهاده‌ای بر کوه اگر گذاشته بودی کمر نداشت 😭 و در ادامه با یک حسرتی فرمودند: از شمار دو چشم یک‌تن کم وز شمار خرد هزاران بیش البته بلافاصله از خلف صالح آقا نام بردند و بعد از اظهار خوشحالی بابت انتخاب شایستۀ خبرگان، این بیت را زمزمه کردند که: چرا خون نگریم؟ چرا خوش نخندم؟ که دریا فرو رفت و گوهر برآمد الغرض، جلسۀ بسیار مغتنمی بود؛ خصوصا با توجه به خاطرات شنیدنی و زیبایی که حاج‌آقا از رهبر شهید و رهبر جدید نقل فرمودند. در آخر هم بعد از این‌که متواضعانه و بزرگوارانه از ملاقات صورت‌گرفته تشکر کردند، این بیت را خواندند که: به بستر افتم و مردن کنم بهانهٔ خویش بدین بهانه مگر آرمش به خانهٔ خویش از خداوند برای ایشان و دیگر بزرگان ایمانی و انقلابی‌مان، طول عمر با عزت و عافیت مسئلت می‌کنیم. 🤲 🌻 @Smh_Doaei
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟! خدا کند که بمیرم، وطن‌فروش نباشم و این یکی دیگر از برکات است که دیگر خیابان‌ها، جولان‌گاه آنان‌که لیاقت احترام‌گذاشتن به پرچم مقدس جمهوری اسلامی را ندارند، نیست. از این به بعد سعی کنند مؤدب باشند! ☺️ 🌻 @Smh_Doaei