eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
226 ویدیو
3 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
یادتونه‌ اون سس خرسی فراخوان‌ داده بود و هوا که بارونی شده بود یه عده اندکی اومدن و اونام‌ نیم ساعته‌ رفتن، اما این مردمِ ما سال هاست که توی برف و بارون‌، توی هر شرایطی پای‌ کار انقلاب بودند و هستند. هر شب میایم‌ و نشون می‌دیم‌ که هیچکسی حق نداره ذره ای به خاکِ ایران‌مون چشم داشته باشه، ۳۷ سال رهبرِ شهیدمون‌ با اقتدار نذاشت یک وجب از این خاک کم شه، بعد رفتن‌ش هم نمی‌ذاریم فکر کنن‌ که میدون رو خالی کردیم.
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
حیدر حیدر...
از اعماقِ وجود حیدر حیدر کنان در خیابان ها قدم می‌زنیم تا بدانید که، "با آلِ علی هر که درافتاد، ورافتاد."
مساجد‌ رو خالی نکنیم‌.
هدایت شده از شهاب پارسا
ما از آمریکا و اسرائیل که نه، از اللهم ارزقنا شهادت‌های شبانه‌ی سید علی عزیز میترسیدم. حالا که او نیست دیگر هیچ خط قرمزی وجود نخواهد داشت...
خبر کوتاه بود، اما تا مغز استخوان‌ را سوزاند‌. با صدای تلویزیون از خواب بیدار می‌شوم، نمی‌دانم ساعت چند است و اصلا چرا در این ساعت باید صدای تلویزیون بیاید، هوا تاریک است، گوشی را روشن کردم و ساعت را دیدم، پنج و شش دقیقه‌ی صبح، اخبار را در کانال های مختلف دنبال می‌کنم، به عکس شما برخورد می‌کنم آقاجان، تیترِ عکس دلم را می لرزاند‌: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ.. حالا دیگر کنار عکست یک نوار مشکی زده اند، هق هق گریه‌ ام بلند شده، نمی‌دانم چه‌خبر است، نمی‌توانم باور کنم که چه می‌گویند؛ از شب قبل منتظر بودیم که بیایید و برایمان حرف بزنید و دلگرم‌مان کنید، بگویید که مانندِ همیشه جبهه‌ی حق بر باطل پیروز است. کِشان کِشان خودم را به تلويزيون می‌رسانم، دو زانو نشسته و به صفحه‌ی تلویزیون خیره شده ام، عکس هایت را نشان می‌دهند و پشتِ نام‌ت شهید را می‌چسبانند، زبانم قفل شده، هیچ نمی‌گویم، حتی دیگر اشک هم نمی‌ریزم. این داغ آن‌قدر سنگین است که هنوز در ذهن‌مان نمی گنجد، هنوز متحیر به عکس‌تان نگاه می‌کنیم و باور نکرده ایم، قلب مان از این داغ به درد آمده، راست می‌گویند: یتیمی دردِ بی درمان یتیمی.. اکنون مفهوم این جمله را درک می‌کنیم، داغی که بند بند وجودمان را سوزاند‌ و دلمان را خون کرده است. حال مشت های گره کرده‌ی ما بالا تر می‌رود و به خون‌خواهیِ شما استوار تر از قبل به راهمان ادامه می‌دهیم. زیر لب زمزمه می‌کنم: دردت نشد معلوم علی‌.. مظلوم علی.. و یادم می‌آید چقدر طعنه‌ زدند و محکومت‌ کردند، اما در نهایت در راه خدمت به همین مردم جانت را فدا کردی، حقا که شهادت پاداش‌ِ تلاش و ایثارِ سی و هفت ساله‌ی شما برای این انقلاب بود، آسوده بخواب آقاجان ما فرزندانتان هستیم، نمی‌گذاریم کار انقلاب روی زمین بماند، به قولِ خود شما: ما دهه هشتادی ها انقلاب را به نتیجه می‌رسانیم..! نیستی اما می‌دانم که می‌بینی، می‌بینی که مردم در زیرِ بمباران‌ و جنگِ روانیِ دشمن حیدر حیدر گویان به خیابان ها آمده اند تا نشان بدهند‌ که میدان را دستِ دشمن نمی‌دهیم. لطفا از همان‌جا دعایمان‌ کنید که تا ظهورِ آقا، پا به رکابِ ایشان، زمینه‌سازِ ظهور باشیم‌.. | یازدهمِ اسفندماه‌. سومین روز از شروعِ جنگ‌. دومین روزِ نبودنت‌ / شهید.. سیّد علی خامنه‌ای‌‌.
تو ناشناس یه پیام دریافت کردم، خواستم بگم چقدر وقیحید‌ که تو این شرایط هم به دنبالِ تلافی هستید، اون هم تلافیِ کار نکرده، هر چند راست می‌گید شما ها هنوز زوده بفهمید حضرت آقا که بود و چه‌ ها کرد، البته درکِ همچین شخصیتِ بزرگی برای انسان های حقیری مثل شما نشدنیه.
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
تو ناشناس یه پیام دریافت کردم، خواستم بگم چقدر وقیحید‌ که تو این شرایط هم به دنبالِ تلافی هستید، اون
حق شما همون چاپید‌شاهِ عزیزتونه‌ که حمله‌ی آمریکا رو اقدامی بشردوستانه‌ تلقی کرد‌، بله دوستان.