خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
امروز متوجه شدم همراه های پایه واقعاً خیلی توی مسافرت تأثیرگذارن، چون مقصد مشخص نبود و فقط رو به جلو با ماشین میرفتیم و داشتیم از منظره لذت میبردیم، دقیقاً عینِ زندگی، باید سعی کنم بیشتر از مسیر لذت ببرم و انقدر برای مقصد مضطرب نباشم.
- ششمِ خردادماهِ چهارصدوپنج./ جنگل های مازندران. 🌟
- آبجی تا حالا اینجا خوابیده بودی؟
+ نه.
* آبجی من یه شب تو حیاطِ اینجا خوابیدم.
+ ئه؟
- آبجی اصلا میشنوی؟
+ ها چی؟ آره آره ولی یواش تر لطفا بقیه خوابن.
- بقیه یعنی بابابزرگ؟
+ ها آره دیگههه جواد ولمکنننیسننسسنن.
- بابابزرگ که گوشش نمیشنوه!
( چپچپ نگاهشون میکنم و ریز ریز میخندن )
+ بگیرید بخوابییییید.
#مکالمات / ساعتِ دو و نیمِ صبح.
هدایت شده از «منِفیالحال»
اهالی تلگرام، من هیچ رضایتی ندارم اگر ایتارو چک نمیکنید و قراره کوچ کنید بقیهی اپها، اینجا عضو بمونید. چون ویو بنده خراب میشه. بسیار خوشحال شدم در خدمتتون بودم، لطفاً اگر از سینکنندگان نیستید بیاید روبوسی و خداحافظی از اینجا.🤍
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
دیروز همونطور که داشتیم مسیرِ جنگل رو طی میکردیم و روستا به روستا رد میشدیم، یهو به دلم افتاد سر راه بایستیم و برم رزالین رو ببینم، وقتی نزدیک شدیم عکسِ داداشسجاد رو زده بودن اولِ روستا لبخند روی لبهام اومددد.
بعدش هم رسیدم دم در و زنگ زدم به رزالین و گفتم: خونهتون کجاستتت؟ بیا ببینمت.
رزالین اینجوری بود که: چی؟ یعنی چی؟
آره خلاصه تو همون قیافهی شوک شده و ذوق زده همو دیدیم و بغلش کردم و بعد بایبای.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
امروز متوجه شدم همراه های پایه واقعاً خیلی توی مسافرت تأثیرگذارن، چون مقصد مشخص نبود و فقط رو به جلو
20.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[ میخوام از تک تکِ لحظاتم لذت ببرم.. ]
- جودی ابوت.
#ولاگچه
هدایت شده از هِزارویكشَب*
قشنگترین بخشِ دیروز>>>>😭
ما اومدیم دو روز روستامون و دیروز خیلی یهویی وایولا زنگ زد که خونتون کجاست؟ بعد من: ها؟چی؟
رفتم تو خیابون و دیدم جدی اومده اینجا😭💞