eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1.1هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
254 ویدیو
7 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
[ شه جانِ مازرونِ قِربووون‌. ]
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
امروز متوجه شدم همراه های پایه واقعاً خیلی توی مسافرت تأثیرگذارن، چون مقصد مشخص نبود و فقط رو به جلو با ماشین می‌رفتیم و داشتیم از منظره لذت می‌بردیم، دقیقاً عینِ زندگی، باید سعی کنم بیشتر از مسیر لذت ببرم و انقدر برای مقصد مضطرب نباشم. - ششمِ خردادماهِ چهارصد‌وپنج./ جنگل های مازندران. 🌟
- آبجی تا حالا اینجا خوابیده بودی؟ + نه. * آبجی من یه شب تو حیاطِ اینجا خوابیدم. + ئه؟ - آبجی اصلا می‌شنوی؟ + ها چی؟ آره آره ولی یواش تر لطفا بقیه خوابن. - بقیه یعنی بابابزرگ؟ + ها آره دیگههه جواد ولمکنننیسننسسنن. - بابابزرگ که گوشش‌ نمی‌شنوه! ( چپ‌چپ نگاهشون می‌کنم و ریز ریز می‌خندن ) + بگیرید بخوابییییید‌. / ساعتِ دو و نیمِ صبح‌.
هدایت شده از «منِ‌فی‌الحال»
اهالی تلگرام، من هیچ رضایتی ندارم اگر ایتارو چک نمی‌کنید و قراره کوچ کنید بقیه‌ی اپ‌ها، این‌جا عضو بمونید. چون ویو بنده خراب میشه. بسیار خوش‌حال شدم در خدمتتون بودم، لطفاً اگر از سین‌کنندگان نیستید بیاید روبوسی و خداحافظی از این‌جا.🤍
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
دیروز همون‌طور که داشتیم مسیرِ جنگل رو طی می‌کردیم و روستا به روستا رد می‌شدیم، یهو به دلم افتاد سر راه بایستیم‌ و برم رزالین رو ببینم، وقتی نزدیک شدیم عکسِ داداش‌سجاد رو زده بودن اولِ روستا لبخند روی لب‌هام اومددد. بعدش هم رسیدم دم در و زنگ زدم به رزالین و گفتم: خونه‌تون کجاستتت؟ بیا ببینمت. رزالین اینجوری بود که: چی؟ یعنی چی؟ آره خلاصه تو همون قیافه‌ی شوک شده و ذوق زده همو دیدیم و بغلش کردم و بعد بای‌بای.
هدایت شده از هِزارویك‌شَب*
قشنگ‌ترین بخشِ دیروز>>>>😭 ما اومدیم دو روز روستامون و دیروز خیلی یهویی وایولا زنگ زد که خونتون کجاست؟ بعد من: ها؟چی؟ رفتم تو خیابون و دیدم جدی اومده اینجا😭💞