خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
دقیقا به همین علته که دیگه به انگیزه گرفتن بقیه، به نابود کردن اعتماد به نفس، به تباه کردن تلاشی که
منم نمیخوام گوش بدم ولی نمیشه، ذره ذره وجودم زیر بار توقعات داره تموم میشه و هیچکسی نمیفهمه، دو روز دیگه وقتی فاطمه از این رو به اون رو شد تازه میگن چرا انقدر ساکتی؟ چرا انقدر تو خودتی؟ و من حتی توان ندارم که از خودم دفاع کنم.
دختربچهی لوسِ درونم فقط درحالی فعاله کنارت که حس راحتی داشته باشم پیشت.
تا حالا دوتا استادِ ادبیات داشتم و هردو به شدت خوشذوق و پر انرژی بودن.
این جدیده واقعاً آدم جالبیه، سماعی کار میکنه و گاهاً تار هم میزنه و جدی جدی ده امتیاز براش.
هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
واسه شیفتشبها دعا کنیم؟
مادرهای نوزاددار، نظامیها، کادر درمان، پاکبانها، نگهبانها، بیمارها، کدنویسها و گرافیستها، کنکوریها، دیوونهها، معتادها..
دیگه کی؟ هرکی خواب به چشمش نیومده..
@ir_tavabin
ببخشید که این روزها انقدر اینجا غمی شده، نمیتونم تظاهر کنم که همه چیز گل و بلبله. ولی خب شکرت. چی بگم.
پناهِ همیشگی، آقای امام زمان،
این آدمک طفلکی و رنجور رو بپذیرید لطفاً،
ممنونم.