خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
هوا یهطوریه، دل آدم میگیره.
دلت میخواد بشینی کنار پنجره و ریز ریز گریه کنی.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
؛
بیقرار تو ام و در دل تنگ گلههاست
آه بیتاب شدن عادت کمحوصلههاست
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
بیقرار تو ام و در دل تنگ گلههاست آه بیتاب شدن عادت کمحوصلههاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصلههاست
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصلههاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟!
"بال" وقتی قفسِ پر زدنِ چلچلههاست
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟! "بال" وقتی قفسِ پر زدنِ چلچلههاست
بیتو هرلحظه مرا بیمِ فروریختن است
مثلِ شهری که به روی گسل زلزلههاست
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
بیتو هرلحظه مرا بیمِ فروریختن است مثلِ شهری که به روی گسل زلزلههاست
باز میپرسمت از مسئله دوری و عشق
و سکوت تو جواب همهی مسئلههاست..
فکر میکردم دوست دارم بارون بباره، ولی الان که توی ماشین نشستم و مامان آهنگِ "خداحافظ" از عرفان طهماسبی رو پلی کرده، هر لحظه ممکنه بزنم زیر گریه، لطفا منو برگردونید خونه.