امروز زنگ نماز صدای اذان تو حیاط پیچیده بود و همزمان بارون هم با شدت میبارید، فضا یه طوری قشنگ و حالخوبکُن بود که با وجودِ سوزِ سرما دلت میخواست ساعت ها بشینی و به صدای اذان گوش بدی.
ننه ام البنین به چادرت گرفتارم..
دارم از غصه میمیرم و به رو خودم نمیآرم..(:
چقدر دیدنِ این لحظه ها الان برای خونواده های مدافعینِ حرم سخته. (((:
بچه ها شهرمون بعد چندساااال داره برف میآد و یحتبحکجببنجیمینیینیحی وای.
قشنگ ترین صحنه ای که امروز باهاش شروع شد، پا شدم از پنجره به بیرون نگاه کردم و دیدم برف روی کوه رو پوشونده.