یه زمانی هم هست که ترسناک ترین دورهی زندگیت بوده و میترسی دوباره برگردی به اون موقع، الان دقیقا همون موقعه.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
حالم گاهی بستگی به حال این خانومکوچولو داره، وقتی سبزه سبز ترم، گاهی زرد میشه و میخشکه ولی سعی میکنم اون برگ های خشک رو بچینم و بقیهی برگ هاش رو مرطوب کنم، دقیقا عین خودم، بلند شم، خستگی هام رو بچینم و با چندتا کار طراوت و تازگی رو برگردونم به لحظه هام.
چند وقتی میشه یه هیأتِ درست دَرمون نرفتم، به شدت احساس کمبود میکنم.
هدایت شده از هِزارویكشَب*
یك روز رسد که اهلِ عالم گویند،
ایوانِ حسن عجب صفایی دارد:)!