eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
225 ویدیو
3 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از - قرین -
لطفاً اون بخش از قلبم رو که برای خودت برداشتی ؛ بیا و بگذار سرجاش: )))
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
روز سوم چله تیک خورد، امشب یه ربع زودتر رفتم قبل اینکه اذان رو بذارن و کسی بیاد، داشتم به چیز هایی که تو ذهنمه، برنامه هایی که دوست دارم تو این مکان ببینم، افکار و تصوراتم‌، یه سری نقاط ضعفی که دیده می شد رو می‌ریختم رو کاغذ که شاید در آینده تونستیم کاری کنیم نه؟ مسجد واقعا می‌تونه جای رشد و تربیتِ بچه ها باشه، حاج آقا حسینی تو شب های محرم می گفت: "به نوجوونا‌ تو مسجد فضا بدین اینا آینده های اینجان‌" راست می‌گفت. خیلی دوست دارم تو محله بیشتر بشناسم افراد رو و بتونم یه حرکتی بزنم، یه قدم هم یه قدمه. دعا کنید بچه‌هاجون‌ ممنونم‌.
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
_
من این کتاب رو جمعه تموم‌ش کردم. و تقریبا تو یک روز همه‌ش رو خوندم و الان غمگینم که انقدر زود به پایان رسید. ( افسردگی بعد کتاب ) و خب اولین باری بود که از یه کتاب یه خلاصه برداری کوچیک هم کردم و تو دفترم یادداشت کردم، همیشه پدرم می‌گفت ولی این کار رو نکرده بودم و حالا که انجامش دادم حس بهتری دارم واقعا و نکته های مفیدش خیلی بهتر تو ذهنم می‌مونه.
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
من این کتاب رو جمعه تموم‌ش کردم. و تقریبا تو یک روز همه‌ش رو خوندم و الان غمگینم که انقدر زود به پا
من واقعا تخصص خاصی ندارم که بخوام از یک کتاب انتقاد کنم یا هرچیزی و صرفا نظرم رو می‌گم. کتاب های زندگی‌نامه‌ی شهدا چندتایی خوندم ولی این خیلی خاص بود برام، نمی‌دونم این چه سِرّی بود ولی واقعا هر یک خطی که می خوندم مدام مشتاق تر می‌شدم که ادامه بدم‌. جالب ترین چیزی که از این کتاب دیدم و به شددددت‌ به دلم نشست این بود که همه چیزش از زبون خود شهید بود و شاید باورتون نشه ولی اسم کتاب رو هم خود شهید انتخاب کردند‌.
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
من واقعا تخصص خاصی ندارم که بخوام از یک کتاب انتقاد کنم یا هرچیزی و صرفا نظرم رو می‌گم. کتاب های زن
یه ویژگیِ شهید که خیلی نظرم رو جلب کرده بود این بود که ایشون خیلی شوخ‌طبع بودن و با همین ویژگی رفقا و خیلی از اطرافیان‌شون رو به اعمالی مثل نماز جماعت و رعایتِ حق‌الناس و بیت المال دعوت می‌کردند. و با این کتاب می‌تونید قشنگ این رو حس کنید که شهدا هم مثل ما انسان عادی بودند به قول یکی از خادمین شهدا از آسمون نیوفتادند‌ رو زمین، و یه چیزی اون ها رو از بقیه متمایز می‌کرد اونم سبک زندگیِ خالصانه‌شون بود.
هدایت شده از • همین‌حَوالی🇮🇷
- ولأنَّنا في الأصل طين، حين تهطل الأمطار نلين .🌿 "چون در اصل از گِل هستیم؛ وقتی باران می‌بارد نرم و آرام میشویم."
عشق عین‌ جنگ می‌مونه، شروع کردنش آسونه، تموم کردنش سخته، فراموش کردنش‌ محال. شهرزاد |
اگه مدرسه رو در نظر نگیرم، می‌تونم بگم آخ‌جون پاییز، آخ‌جون پلیور و استایل های خوشگل‌موشگل.