هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
هر لایه باقلوا مزه عشق میده و همراه چایی روح را به اوج کمال میرسونه.
و برام سواله که چطور بعضیا دوسش ندارند
•شوهر عمه هستم•
@farsitweets
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
هر لایه باقلوا مزه عشق میده و همراه چایی روح را به اوج کمال میرسونه. و برام سواله که چطور بعضیا دوس
شاید یه روزی با باقلوا ازدواج کرد- نه چیزه.
برام یه جعبه باقلوا پست کنین لطفا:))))))))))
این رو الان دیدم.
یاد حس و حالِ این روزهام افتادم، من واقعا دارم تلاش میکنم، خیلی بیشتر از قبل چون تازه راه خودم رو پیدا کردم، به خاطر یه اشتباه عزیزترینهام باورشون رو بهم از دست دادن و من خیلی سعی کردم دوباره خودم رو ثابت کنم، نمیدونم.. شاید تا وقتی کارنامهی ماهانه نیاد هنوز هم کسی باورم نکنه به جز رزالین که از تابستون داره میبینه چجوری روزهارو گذروندم.
اما یه جایی دیگه خسته میشی از اینکه خودت رو ثابت کنی، دیگه برات هیچی مهم نیست، چون هرچی پیشرفتت رو نشون میدی بیشتر و بیشتر میخوان ازت، کسی نمیبینه تو از نمره های ده و پونزده رسیدی به نوزده و نوزده و نیم، فقط بیست میخوان ازت؛ پس از یه نقطه ای به بعد ترجیح دادم به این فکر کنم اونی که باید ( خدا ) میبینه، خودش خوب بلده نتیجهی تموم تلاشام رو نشونم بده و همین برام کافیه.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
جمعه، بیست و پنجمِ مهرماه / داداش سجاد.
شرمنده بودم ولی منو پس نزدی. ممنونتم مثل همیشه..
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
_
نشسته بودم کنارِ مزارشون، یه خانومی اومد سنگِ مزارشون رو بوسید و گفت: مه وچه جِوابِ هِدایی، مه جِوابِم هاده.. [ جواب بچم رو دادی، جواب منم بده.:) ]
بعد یه نگاهی به من کرد و با لبخند گفت:
- خواهرشونی؟
لبخند تلخی زدم.
+ نه..
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
بخدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش..
- فروغ فرخزاد
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
"روز سی و سوم چله زیارت عاشورا"
"روز سی و پنجم چله زیارت عاشورا"