eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
225 ویدیو
3 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
یک ماه از پاییز گذشت، چه خبر از سرما؟ چرا هنوز کله‌ی سحر آفتاب مغزمون رو می‌سوزونه؟:)))))
امروز خیلی حرکاتم‌ رندوم بود، مثلا سر زنگ ریاضی نشسته بودیم، بعد من اصلا حواسم به تخته نبود، همینجوری وسط تمرین حل کردن معلم گفت: خب ما چندتا حرف داریم؟ در اصل دوتا حرف بود p و q و باید می‌گفتیم‌ دوتا، حالا من چیکار کردم؟ از اونجایی که تو افکار خودم بودم فکر کردم داره می‌گه چندتا حروف الفبا داریم و بلند گفتم سی‌ودوتا:))))))))، کل کلاس داشتیم گسسته می‌شدیم. تا آخر کلاس معلم بهم ۳۲ می‌گفت.
هربار که آبجیم رو می‌بینم این تیکه آهنگ شایع میاد تو ذهنم: "چقدر بزرگ شدی خواهری:))))))))"
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
یکی تو خاطره هام، زخم برداشته بود.
مدرسه‌ی ما ساخت‌ش خیلی قدیمیه‌ و برای دوره‌ی قبل انقلابه، حتی یه کمد داریم تو نمازخونه که کلی آلبوم از عکس های دوره‌ی انقلاب و روزنامه های اون دوره‌ست که بایگانی شده. بعد تو حیاط‌مون زیرزمین داریم، زیرِ سالن اصلی و کلاس ها کلا زیرزمینه‌ و یه فضای خالی و بزرگه که میله زدن و جلوش تخته گذاشتن، بعد دیروز یکی از بچه ها می‌گفت اینجا برای ساواک‌ بوده.:)))))))) از بابام پرسیدم گفت احتمالش هست.