خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
مامانم تو گوشهی باغ پدربزرگم اینا پارسال گل نرگس کاشته بود، امروز رفتیم دیدیم که بزرگ شدن، وای اگه گل بدن من در پوست خودم نمیگُنجممم. 😭
مگو خود را کنار دیگران تنها نمیبینی
تو تنهایی! فقط تنهایی خود را نمیبینی
رفیقا! شادمانی های عالم جاودانی نیست
مگر اندوه را در خندۀ گل ها نمیبینی
اگر نامی ز خسرو ماند از افسون شیرین بود
به غیر از عشق اکسیری در این دنیا نمیبینی
کجا این حسن بیاندازه در تصویر میگنجد
تو از عکس خودت زیباتری اما نمیبینی
به جای دیدن آیینه ها در چشم ما بنگر
بدی از چشم خود میبینی و از ما نمیبینی
شدی در چشم هایش خیره ای دل، سادگی کردی
از این پس هیچکس را غیر از او زیبا نمیبینی