اگر نامی ز خسرو ماند از افسون شیرین بود
به غیر از عشق اکسیری در این دنیا نمیبینی
کجا این حسن بیاندازه در تصویر میگنجد
تو از عکس خودت زیباتری اما نمیبینی
به جای دیدن آیینه ها در چشم ما بنگر
بدی از چشم خود میبینی و از ما نمیبینی
شدی در چشم هایش خیره ای دل، سادگی کردی
از این پس هیچکس را غیر از او زیبا نمیبینی
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
واسه هالووین خوب گریم میکنید مهمونی میگیرید
عید نوروز که میشه نه بوی عید هست نه حوصله چیزی دارید؟
لعنتیای افسرده
«بلوبری»
@farsitweets
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
همین. همین. همین. قشنگ هر روزم رو به خاطر شب های مسجد میگذروندم به زور، مثل یه مُرده که جسدش رو کش
ای کاش میتونستم هرجا که حاجآقا حسینی سخنرانه پاشم برم. شرایط یاری نمیکنه متأسفانه.
آدم های اهل مطالعه واقعا ستودنی هستن برام، دَه امتیاز برای اونها💘.
بعضی اوقات هم یه حالَت هایی داری که حالِت از خودت بهم میخوره و نمیتونی خودت رو تحمل کنی..دقیقا همون.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
"چلۀ دعای عهد روز ششم"
"چلۀ دعای عهد روز هفتم"
هدایت شده از معشوقهٔ آفتابگردان
زیر چشمهام گود افتاده، کاش میاومدی و توشون برام شکوفهٔ بهارنارنج میکاشتی، شاید اونوقت اشکهام بهار میشدن.