خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
"سفر بخیر جوونی که شدی عاقبت به خیر.."
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
"سفر بخیر جوونی که شدی عاقبت به خیر.."
شونزده ساله بود، او کجا و ما کجا..
هدایت شده از شهاب پارسا
خیلی جالبه
همونایی که برای حمله به زیرساختهای ایران جشن گرفته بودن، الان اشک تمساح میریزن واسه سوختن جنگلها.
آخه چطوری باور کنیم کسی که خود وطن واسش مهم نیست، درختاش یهدفه مهم شدن.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
دورِ میدون شلوغِ شلوغه، یه مانیتور بزرگ گذاشتن که حاج مهدی رسولی داره میخونه و جلوش یه عده ایستادن
پلی لیستِ این موکب واقعا قشنگه دوست دارم بدونم کی انتخاب کرده که انقدر خوش سلیقه بوده وای.😭
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
_
واقعا چه حسی بهتر از این که یکی بره سر مزار داداش سجاد و به یادت باشه؟ لبخند لبخند لبخند.:))))
هدایت شده از ـ مأوا ـ
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این اولین باره میلرزه دست و پام..
-روضه-
امروز تو مدرسه تنها بودم، یه سری به کتابخونه زدم، چقدر حس خوبی میداد، چندتا از کلیاتِ شاعر ها و دیوان و کتاب های تاریخی دیدم و دلم میخواست زنگ آخر رو به جای کلاس تو کتابخونه بگذرونم.
زنگ اول فلسفه، دبیرمون داشت از دادگاه سقراط عکس نشون میداد، یه قسمت عکس سقراط بود درحالی که داشت جامِ شوکَران رو سر میکشید بعد یهو یکی از بچه ها گفت:
- خانوم ماشالله عجب عضله ای، بدنسازی میرفت؟
+ وا فلانی تو به مفهوم عکس نگاه کن اینا چیه میگی.
- نه آخه پا رو نگاه کنین.. فکر کنم پا زیاد کار کرده تو باشگاه.
دوباره یکی از بچه ها از اونور گفت: احتمالا با چوب پا میزده.
کل کلاس ترکید از خنده:))))))))))))).