کاش مثل شما قلمِ قشنگی داشتم و از هزار و چهارصد و دو یِ زیبا می نوشتم، هر چند توصیف نشدنی بود.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
عمهم تو قلبم جا داره، این زننن>>>😭
واقعا کنارش خودِ واقعیم هستم.
این بیماری چیه یهو میزنی همه کانالات رو پاک میکنی و دلت میخواد کلا حذف حساب کاربری رو بزنی وَ بری؟
خم ابروی تو سرمشقِ کدام استاد است
که خرابات دلم در پی او آباد است.. .))
پایانِ امسالت سبز باد
آرزویم برایت این است؛
در میان مردمی که می دوند
برای زنده بودن
آرام قدم برداری برای
زندگی کردن ..
[ 🪴 ]
همه آدما تو زندگیشون یه مشکلی دارن که شما ازش خبر ندارید، پس لطفا باهم مهربون باشید.
واقعا هزار و چهار صد و دو عجیب و متفاوت بود، اتفاق هایی رو تجربه کردم که تا قبلش که بهشون فکر می کردم می گفتم نه قطعا من دووم نمیارم اما تونستم، امسال یاد گرفتم اگر زمین خوردم و زانو هام زخم شد گریه کنم، ابراز کنم و غم هام رو نریزم تو خودم و بعد بلند شم و ادامه بدم؛
دردِ شیرینی رو تجربه کردم، دردی که خواستنی بود مثلِ قطره های آبلیمو روی لب های پوست پوست شده.. .
قشنگترین لحظه های عمرم رو با بهترین های خودم داشتم از جُمله خانوادم و رفیقهام.. .
با آدم های جدیدی آشنا شدم؛
سالی بود پُر از خنده های از تهِ دل و اشک های مملو از غم و حقیقتا هزار و چهارصد و دو من رو بیشتر از قبل حساس و دلنازک تر کرد .. . اما هر چیزی که بود گذشت و دوست داشتنی بود و با تموم وجود دوستش دارم.
- یک.چهار.صفر.دو