eitaa logo
. تائب .
1.4هزار دنبال‌کننده
141 عکس
6 ویدیو
0 فایل
راه را باید ادامه داد .
مشاهده در ایتا
دانلود
. تائب .
:)
دیشب توی پارك یکی نشسته بود روی نیمکت و زانوهاشو بغل گرفته بود ، داشت به آسمون نگاه می‌کرد و حرف میزد .. حرفاش بوی ترس می‌داد ترس از آدما .. می‌گفت خدایا کمکم کن من از این آدما میترسم ، می‌گفت همه یه زخم زدن و رفتن تو بمون .. گاهی اشکاش می‌ریخت گاهی داد می‌زد ، گاهی سرش رو بین دستاش می‌گرفت و زمین رو نگاه می‌کرد ؛ از حالتاش معلوم بود که غمش زیاده .. انقد دیگران رو اذیت نکنیم ، خیلیا نمیتونن تحمل کنن (((:
. تائب .
وقتی میگم پسر بچه میدوستمم منظورم یه همچین پسربچه‌اییه((((((:
. تائب .
:)
اول غدیر ِو بعد محرم ! اما برای رفع ِغم ، دلتنگی ، خستگی ، حرف شنیدن ، کنایه بدی دیدن ، ترسیدن ، کم آوردن و گناه کردن (: نیاز دارم به محرم حسین .. گریه برای حسین کارسازه ، روح آدم ُپاك و آروم میکنه ((:
. تائب .
با جمعی از طلبه‌ها و اساتید قرار بود به منزل ِیکی از خانواده شهدای جنگ رمضان برویم .. به منزلشان که رفتیم وقتی وارد شدیم با دیدن ِعکس های رهبر و شهدا حس و حال قشنگی گرفته بودیم .. اساتید شروع به صحبت کردند و ما هم چشم‌هایمان به صحبت های مادر بزرگ شهدا .. مادربزرگی که می‌گفت نوه‌هایم مثل حضرت علی‌اکبر ارباً اربا شده بودند ؛ اشك می‌ریخت و از خاطراتشان می‌گفت از اصرارشان برای کربلا رفتن .. می‌گفت بعد از شهادتشان همه ما آنها را شناختیم ، اخلاق و رفتارشان فرق داشت ، و قشنگترین قسمتش آنجایی بود که می‌گفت دخترم و نوه‌هایم انتخاب شده بودند ؛ . به قلم ِ| الف‌میم .
. تائب .
امروزمون با اقای کشکولی " مدیر ِشبکه قران و معارف " گذشت ^^͜