eitaa logo
تماشاگه راز
302 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
1.5هزار ویدیو
20 فایل
اینجاپاتوق 👇🏻 شعر قطعات لطیف ادبی عکس نوشته ها طنز های اجتماعی و اندکی موسیقی فاخر است اگه دوست داشتید مطالب ما رو با لینک کانال منتقل کنید ! از همکاری شما صمیمانه ممنونم✍🏻🍒✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست زحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرس زاهد از ما به سلامت بگذر کاین میِ لعل دل و دین می‌بَرد از دست بدان‌سان که مپرس گفت‌وگوهاست در این راه که جان بگدازد هر کسی عربده‌ای این که مبین آن که مپرس
نیست غیر از رخنه‌ی دل،عارفان را قبله‌ای روی گرداندن ز دل،از قبله رو گرداندن است
🔻"در باب تواضع‌های الکی"🔻 تواضع‌های ظالم مکرِ صیادی بوَد بیدل که میل آهنی را خم شدن قلاب می‌سازد ✍ تواضع‌های دشمن مکرِ صیادی بوَد بیدل که خم خم رفتن صیاد بهر قتلِ مرغان است ✍ نَبوَد گُلِ تواضعِ دشمن به‌جز گزند پابوسِ تیشه افکَنَد از پا نهال را ✍ بر تواضع‌های دشمن تکیه کردن ابلهی‌ست پای بوس سیل از پا افکند دیوار‌‌ ها
دیدی که یار، جز سَرِ جور و ستم نداشت بشکست عهد، وز غمِ ما هیچ غم نداشت ✍ دیدی که یار چون زِ دل ما خبر نداشت ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت... ✍
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با آن که دلم از غم هجرت خون است شادی به غم توام ، ز غم افزون است اندیشه کنم و هرشب گویم یا رب ! هجران چنین است ؛ وصالش چون است؟
811.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما را همین عشق حسین و محرمش بس است..
"حاصل افعال، برونی دیگرست تا نشان باشد بر آن‌چه مُضمَرست" 🍃🍃🍃🍃 📘 نتیجه و حاصل اعمال ما همیشه همان‌طور که تصور می‌کنیم، نیست. به عنوان مثال، ممکن است افرادی را ببینید که در ظاهر بسیار انسان‌های خوبی هستند، سخنرانی‌های تاثیرگذار می‌کنند و به نظر می‌رسد که نیت‌های پاکی دارند، اما وقتی به قدرت یا مقام می‌رسند، نتیجه‌ی کارشان چیزی جز فساد، دزدی و نادرستی نمی‌شود. این یعنی در حقیقت، نتیجه‌ی افعال، نشان‌دهنده‌ی ذات و نیت‌های پنهانی است که در درون فرد وجود دارد. بزرگواران، ذات ما در نتایج کارهای‌مان نمایان می‌شود. ممکن است ما در ظاهر انسان‌های خوبی باشیم، اما در باطن گرفتار ریاکاری و دغل‌کاری باشیم. از طرف دیگر، اگر درون‌مان از شراب محبت حضرت حق لبریز شده باشد، نتیجه‌ی کارهای‌مان چیزی جز عشق، وحدت و نور نخواهد بود. بنابراین باید همیشه به نتایج کارهایمان توجه کنیم. اگر حاصل اعمال ما به ویرانی، فساد یا پریشانی منتهی می‌شود، این نشان‌دهنده‌ی آن است که تنها "دوغ" خورده‌ایم، اما اگر نتایج کارهای‌مان عشق و حیرانی در وحدت باشد، پس نشانه‌ی آن است که "شراب ولایت" را چشیده‌ایم.
بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است ور نه لطفِ شیخ و زاهد، گاه هست و گاه نیست
🍃هوالمحبوب سحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوش که دورِ شاه شجاع است، مِی دلیر بنوش شد آن که اهلِ نظر بر کناره می‌رفتند هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش به صوتِ چنگ بگوییم آن حکایت‌ها که از نهفتنِ آن دیگِ سینه می‌زد جوش شرابِ خانگیِ ترسِ محتسب خورده به رویِ یار بنوشیم و بانگِ نوشانوش ز کویِ میکده دوشش به دوش می‌بُردند امامِ شهر که سجاده می‌کشید به دوش ✨🍃دلا دلالتِ خیرت کنم به راهِ نجات مکن به فسق مباهات و زهد هم مَفُروش محلِ نورِ تَجَلّیست رایِ انور شاه چو قربِ او طلبی در صفایِ نیّت کوش به جز ثنایِ جلالش مساز وِردِ ضمیر که هست گوشِ دلش محرمِ پیامِ سروش رموزِ مصلحتِ مُلک خسروان دانند گدایِ گوشه نشینی تو حافظا مَخروش
هوالعزیز🌱 بوی گل و نسیم صبا می توان شدن گر بگذری ز خویش چها می توان شدن شبنم به آفتاب رسید از فتادگی بنگر که از کجا به کجا می توان شدن از آسمان به تربیت دل گذشت آه گر درد هست، زود رسا می توان شدن از روی صدق اگر ره مقصود سرکنی گام نخست، راهنما می توان شدن چوگان مشو که از تو خورد زخم بر دلی تا همچو گوی، بی سر و پا می توان شدن چون نور آفتاب سبکروح اگر شوی بی چوب منع در همه جا می توان شدن گر هست در بساط تو مغز سعادتی قانع به استخوان پر هما می توان شدن در دوزخی ز خوی بد خویش، غافلی کز خلق خوش بهشت خدا می توان شدن زنهار تا گره نشوی بر جبین خاک در فرصتی که عقده گشا می توان شدن دوری ز دوستان سبکروح مشکل است ورنه ز هر چه هست جدا می توان شدن اوقات خود به فکر عصا پوچ می کنی در وادیی که رو به قفا می توان شدن در بهشت گرفتم گشاده شد از آستان عشق کجا می توان شدن؟ ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃🍃🍃 به مناسبت یازدهم تیر ماه سالروز درگذشت خواجه نصیر توسی جمعی از حکما که معروفند به رواقیون گفتند:"همه ی مردمان را درفطرت برطبیعت خیر آفرینند، به مجالست اشراروممارست شهوات به جایی رسند که درحسن وقبخ امور فکر نکنند: کتاب اخلاق ناصری ،خواجه نصیر طوسی خواجه ی جوان در کلاسهای  عطارپیر عطار نیشابوری شرکت می کردوخوشه های عرفان را می چید. ازطرفی تمایلات عطاربه بعضی از اصول اعتقادی شیعه نتیجه ی انس والفت عطار با متکلم برجسته ی شیعه خواجه نصیر بوده است.(منطق الطیر عطاربا تصحیح شفیعی کدکنی) این متفکر در یکی از سخت ترین دوره های تاریخ ایران می زیست. وباپشت کارکم نظیر و کوشش خستگی ناپذیر خودبه گسترش علم واشاعه حکمت پرداخت. خواجه نصیردرعلم اخلاق  به ابن مسکویه ودرعلم سیاست به فارابی مدیون است. ولی عمق وسعت ونفود ابن سینا برافکار اواز همه بیشتر است. . کسانی این گونه داوری کرده اند،که علم وحکمت به دست این ایرانی در دورترین نقطه ی بلاد مغول رفت. (توگویی نوری تابان بود درشامی تیره ،جرجی زیدان). شایدیکی از دلایلی که فرهنگ ایرانی از مغولان وحشی بیابان گرد انسانهای متمدن وارامتری ساخت . . اندیشه های خواجه نصیر ها بوده است. عحیب است که امروزهم بهترین جای ساخت رصد خانه را هما ن مراغه ی خواجه نصیر می دانند. خواجه در اخلاق ناصری دراخلاق مدن وتدبیر منزل و اداب  سیاست حرفها دارد.. شیوه  وسبک این کتاب متاثرازروح ریاضی وفلسفی خواجه است. اما اسلوب جمله بندی ورسایی وبلاغت کلام این کتاب را در ردیف آثاربرجسته ی فارسی درقرن هفتم درآورده است. درتربیت فرزندان همانند ژان ژاک روسو معتقداست که بچه هارابایدبراساس قانون طبیعت پرورش داد . مصیبت های خواجه درزمان حیاتش آنقدر بوده است که خواجه دربیتی منسوب به خودگفته است. به گرادگرد خود چندانکه بینم بلا انگشتری ومن نگینم نقش خواجه درنجات دانشمندان از شمشیر مغولان وسقوط  خلافت پانصد ساله عباسی هم مهم بوده است. همین سقوط باعث گسترش بیشتر زبان فارسی در دنیای آن زمان  ومقدمه ی تاسیس حکومتهای مستقل ایرانی شد. همین سقوط خلفای بغداد سبب شد که حاکمان وفرزانگان ایرانی به جای بغداد نگاهشان به خودشان باشد . واندیشه ایرانشهری استحکام بیشتری یابد. عده ای این نقد را برخواجه نصیر وارد کرده اند که هرچند مدتی به قدرتمندی پناه می برد. وبه دوچهره بودن اوتاخته اند.درآن زمان بدون تکیه به قدرت امکان هیچگونه تحقیق علمی نبود. ممکن است خواجه درطلب پناهگاهی بوده است . که خودوصاحبان فضل رادرپناه آن جای دهد. ولی از لحاظ علمی وحمایت از اهل علم یکی از نوادرهمه ی ادوارتاریخی اسلام وایران بوده است. 🍃🍃🍃
همراه باشاعران سبک هندی می شوند از سردمهری،دوستان از هم جدا برگهارا می کند فصل خزان ازهم جدا صائب تبریزی🌱 گر رود عشق از مزاج پیر ،لذت کی رود بوی می باقی بود ،گر بشکنی پیمانه را نظیری نیشابوری🌱 برون آید نفس افتان وخیزان از دل تنگم چو محبوسی که بازنجیر از زندان برون آید طالب آملی🌱 خنده می بینی ولی از گریه ی دل غافلی خانه ی ما اندرون ابر است وبیرون آفتاب فصیحی هروی🌱 وای بر آیندگان روزگار ای آسمان! گر کنی با دیگران هم آنچه با ما کرده ای قدسی مشهدی🌱 مشرب پروانه دارم در طریق دوستی شاد می گردم چراغ هرکه روشن می شود سلیم طهرانی🌱 ما زآغاز وز انجام جهان بی خبریم اول وآخر این کهنه کتاب افتاده است کلیم همدانی🌱 در کوچه ی زنجیر به خاکم بسپارید روزی که بمیرم زغم سلسله مویی طغرای مشهدی🌱