Homayoun Shajarian4_6050623087630623181.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
رفتن سوار کولی
باخود تو رو نبرده
شب مانده است وباشد
تاریکی فشرده🥹
✨
ای جان،
اگر عشق را میجویی،
از خویش عبور کن...
آنگاه که «من» فرو میریزد،
اوست که در تو طلوع میکند؛
و آنگاه که از خویش تهی میشوی،
تمام جهان، پر از حضور او میگردد.
من تو را در دوردستها جستوجو کردم،
در آسمان، در ستاره، در سجده، در اشک...
غافل از آنکه
تو نزدیکتر از نفس من بودی.
چه سوزیست این عشق،
که هرچه از تو دور میشوم،
بیشتر در تو گم میشوم؛
و هرچه میخواهمت،
بیشتر میفهمم که
خواستنِ تو،
سوختنِ من است.
ای نورِ بیکران،
مرا چنان در خود بسوزان
که دیگر از «من»
جز خاکستری بر جای نماند؛
تا از میان خاکسترِ خویش،
فقط یک حقیقت برخیزد:
تو...
و من، هیچ.
و شاید رازِ عشق همین باشد؛
که عاشق سرانجام به جایی میرسد
که دیگر نمیپرسد:
«کجایی؟»
چون میفهمد
هرجا که دل میتپد،
هرجا که اشکی بیصدا میچکد،
هرجا که روح از شوق میلرزد،
تو همانجایی...
و من
در این دریای نور،
با تمام وجود
به سوی تو میآیم؛
نه برای رسیدن،
که برای سوختن...
که عشق،
راهِ رسیدن نیست؛
راهِ گمشدن در محبوب است.
🟣عطار نیشابوری:
دور دور مرو که مهجور گردی
نزدیک نزدیک میا که رنجور گردی
اگر گرد کسی بسیار گردی
گر چه بس عزیزی خار گردی
گاهی میاندیشم درختی که تنها بالای کوه زندگی میکند، چرا از جنگل فرار کرده.
#آلبر_کامو
در همه عمرم
من عاشق دوست داشتن عشق بوده ام
و به هر مقدار از آن که رسیده ام
هرگز نگفته ام
که مرا بس است.
#ابن_عربی
درویشی از ابوسعید ابوالخیر پرسید:
او را کجا طلب کنیم؟
گفت: کجایش جستی که نیافتی؟!
#اسرارالتوحید