هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
#عکسکمتردیدهشده
#شهیدحاجمحمدابراهیمهمت
و معاون باوفا و گمنامش شهید اکبر زجاجی به مناسبت سالگرد شهادت🕊 شهید اکبر زجاجی صبح روز سهشنبه پانزدهم اسفند، وقتی اکبر برای سرکشی از نیروهای مستقر در خط گردان سلمان ،به پد شرقی جزیره ی جنوبی مجنون رفت🍃، #حاجهمت بی صبرانه منتظر بود تا اکبر به قرارگاه برگردد😞 هرکس از خط بر می گشت ، #حاجی از او سراغ زجاجی را می گرفت و می گفت چرا اکبر با من تماس نميگيرد؟😢 هیچ کس هم جرات نمیکرد تا خبر شهادت💔 او را به #حاجی بدهد دست آخر ،وقتی به #حاجهمت گفتیم اکبر مجروح شده، باور نکرد و گفت اگر اکبر شهید شده، به من بگویید😔 ناچار حقیقت ماجرا را به ایشان گفتیم #حاجی وقتی مطمئن شد، اکبر زجاجی شهید شد💔 ،به بیرون قرارگاه رفت صورتش را به سمت هور برگرداند و چند لحظه در سکوت به هور برگرداند و چند لحظه در سکوت به هور خیره شد، بعد فقط یک جمله به زبان آورد خوشا به حال اکبر من ميدانستم اگر شرایط فراهم بود، #حاجی برای شهادت معاون باوفای خودش، چه بسا چندین ساعت گریه میکرد😭
راوی:شهیدسعیدمهتدی
کتاب شراره های خورشید📒
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
عیداست
مرادیدن رخسار توای دوست😍
بشکفته دلم✨
درتب دیدارتوای دوست🕊
#شهیدحاجمحمدابراهیمهمت
#سال_نو_مبارڪ🌸
#روزتون_متبرک_به_لبخندشهید🌹
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌱
| بِسمِ اللّٰه الرَحمٰنِ الرَحیمــــ |
#شهیدحاجمحمدابراهیمهمت
پادگان شلوغ بود. براي رفتن به لبنان اسم من را هم داده بودند. كسي را آنجا نميشناختم. مثل بقيه رفتم چيزهايي را كه لازم بود، بگيرم. ولي بهم ندادند.كناري نشسته بودم كه يك نفر آمد جلو.
- چرا وسيله نگرفتي.😕
- رفتم،ندادند.😒
- پاشو برو! بگو ابراهيم منو فرستاده.
رفتم. گفتم:«منو ابراهيم فرستاده. از اين چيزايي كه به بقيه دادهين، به منم بدين.»
گفت:«برو بابا.»😕
گفتم:«چشم.» و دوباره برگشتم سر جام نشستم.
- بازم كه دستت خاليه.
- آخه تحويل نميگيرن.
- ايندفعه بگو حاجابراهيمهمت منو فرستاده.
تا اسم همت رو شنيد، دويد. هرچي لازم داشتم آورد. دهنم باز مانده بود.😧 پرسيدم «مگه همت كيه؟»
گفت:«نميشناسي؟ همت. معاون حاج احمد متوسليان. فرمانده تيپ بيست و هفت.»🙂✌️
اينبار از دور كه ديدمش، شناختمش. گفتم«چرا نگفتيد چي كارهايد؟» خنديد و گفت «همين كه كارت راه افتاد كافيه. حالا برو مثل بقيه آماده شو ميخوايم بريم.»😊 🌱
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌱🌈🌸
•|... ﷽... •
#شهیدحاجمحمدابراهیمهمت
🌸من زندگی را دوست دارم، ولی نه آن قدر که آلوده اش شوم و مرا فراموش و گم کنم،🍁
🕊علی وار زیستن و علی وار شهید شدن
حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست دارم.💔
#حاج_ابرهیم
🌱🌈🌸
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f