eitaa logo
سروده‌های تهمتن
1.3هزار دنبال‌کننده
174 عکس
28 ویدیو
0 فایل
کانال سروده‌های سجاد رستمعلی (تخلص ادبی: تهمتن) حضرت حافظ: شاهِ تُرکان چو پسندید و به چاهم انداخت دستگیر ار نشود لطفِ تَهَمتَن چه کنم؟ اندیشکده علوم و فناوری‌های نرم انقلاب اسلامی: 🆔 @jahaadetabin ارتباط با ادمین کانال: 🆔 @Z_3_1_3M
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سروده‌های تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم «باغ بهشت» ای که هر گامت مرا رو سوی جنت می‌بَرد دیدن گل‌خنده‌ات ازسینه محنت می‌بَرد هرچه بد کردم تو خوبی کرده‌ای باغِ بهشت بوی عطرِ چادرت زشتی ز طینت می‌برد من، زبان را از تو دارم، شاعری بی‌تو محال ای که صبرت از زبان گنگ لکنت می‌برد گرمی آغوش تو تا عمر دارم از خدا آبرو از هر سرای و مال و مکنت می‌برد در تمام زندگی گر حُسن در کار من است برسر سجاده‌ات ای مام، منت می‌برد هر دعایت مستجاب و هر قنوتت ذکر ناب چون خدا هم نام مادر را به زینت می‌برد سجاد رستمعلی (تهمتن) ❗️بازنشر کلیه آثار مجاز است. ‼️عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید! 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 📲 پیوستن به کانال سروده‌های سجاد رستمعلی (تهمتن)
بسم الله الرحمن الرحیم «تمنای تو» سر زده از واژه تمنای تو می‌طلبد قامت رعنای تو هر چه بگویم همه صورت بود در طلب وصل به معنای تو ترک قفس کرده غزل از دلم با هوس گنبد مینای تو نیست توانی و فنا می شود در گذر مسند مانای تو جز به مدد کز تو رسد چامه را نصرتی از دست توانای تو تا که به معراج رساند قدم دولتی از دولت برنای تو سجاد رستمعلی (تهمتن) پ.ن: ۱. تمنا: خواهش و آرزو ۲. رعنا: خوشنما و نازنین و لطیف و ظریف و دلربا و زیبا و موزون ۳. صورت: آنچه به یکی از حواس ظاهر درک شود؛ مقابل معنی و سیرت ۴. طلب: مرحله‌ای از سلوک که در آن سالک در پی یافتن حق و حقیقت است. ۵. وصل: در اصطلاح سالکان وحدت حقیقی که واسطه میان ظهور و بطون است؛ نیز فنای سالک و تحقق اسماءﷲ تعالی در او ۶. معنا: حقیقت، باطن و واقعیت؛ مقابل صورت ۷. گنبد مینا: کنایه از آسمان؛ جواهر کبود که به گردن می‌آویزند. ۸. فنا: زوال ادراک سالک است بر اثر استیلای ظهور حق بر باطن وی؛ نیز زوال اوصاف مذموم و پدید آمدن اوصاف محمود ۹. گذر: راه ۱۰. مسند: مقام، پایگاه و مرتبه ۱۱. مانا: نیروی مستقل مادی وروحانی که همه جا پراکنده است و در همه شعارها و موجودات و اشیاء مقدس شرکت دارد؛ ریشه علم و معرفت به خدا. ۱۲. مدد: یاری، استعانت ۱۳. چامه: چکامه، شعر و غزل ۱۴. نصرت: دستگیری، حمایت ۱۵. معراج: پیوستن روح به عالم غیب و مجردات ۱۶. دولتی: حظ، نصیب و بهره ۱۷. برنا: جوان ❗️بازنشر کلیه آثار مجاز است. ‼️عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید! 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 📲 پیوستن به کانال سروده‌های سجاد رستمعلی (تهمتن)
هدایت شده از سروده‌های تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم «ساقی» ساقی تشنه‌لبان در تف داغ برهوت شافع حضرت یونس به دل ظلمت حوت هادی گم شدگانی تو به ادوار زمان گرهِ زلفِ تو بنیان و قِوام ملکوت سجاد رستمعلی (تهمتن) پ.ن: 1. تف: حرارت و گرمی بسیار 2. داغ: سوزاننده 3. برهوت: جای بسیار بی آب و گیاه و گرم؛ نام وادی است در حضرموت در عربستان جنوبی در دامنه کوهی آتشفشانی که از چاه واقع در آن بویی بسیار ناخوشایند برمی‌خیزد. 4. شافع: شفاعت کننده، درخواست بخشش کننده، واسطه 5. حوت: ماهی 6. ادوار: دوره‌ها، مراحل 7. گره: چین و شکن زلف 8. زلف: موی کنار گوش، طره، جعد، دسته مویی که بر دو طرف صورت می‌افتد. 9. بنیان: بنیاد خانه 10. قِوام: نظام و اصل چیزی 11. ملکوت: مرتبه سوم از عوالم سبعه (عالم‌های چهارگانه) که در رتبه وجودی پایین‌تر از لاهوت و جبروت و بالاتر از ناسوت قرار دارد. ❗️بازنشر کلیه آثار مجاز است. ‼️ عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید! 🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔸 🌐 کانال سروده‌های سجاد رستمعلی (تهمتن): 🆔 @TahamtanPoems 📲 پیوستن به کانال سروده‌های تهمتن
هدایت شده از سروده‌های تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم «شبیخون» دلم پر درد و آشوب است در سودای شب‌های ملال‌انگیز و در سوگ است اندر ماتم شهری که می‌سوزد میان شعله‌های آتش ناپاک وهم‌انگیز! هنوز آن شب به یادم هست؛ شبیخون بود و پیر شهر جوانان را که خواب شه‌پریان در میان لشگرِ دشمن چو پیچک‌های هرزی پایبند مرگشان می‌کرد ز حیلت‌های چشم‌آرا حذر می‌داد! ولیکن چشم‌ها و گوش‌ها و قلب‌هاشان قفل ولیکن کور و کر همچون مجانین ذهن‌هاشان گنگ نفهمیدند و نشنیدند هشدار شبیخون را! هنوز آن شب به یادم هست؛ که اول در نقاب دلقکان و مطربان آتش به پا کردند آتش‌بازی شب را پریان چشم‌ها را سِحر با چشمانشان کردند و در اوضاع خواب‌آلود این مردم خودم دیدم تمام کوچه‌های شهرمان اندر میان شعله‌ها می‌سوخت! هنوز آن شب به یادم هست؛ تمام سایه‌های شب به آرامی ز دژهامان گذر کردند و خنجرهای زهرآگین به جان مردهای خفته در اوهام به آرامی و با نرمی اثر کردند! و برخی زهرخون گشته به خنده پیر را گفتند: «دشمن را کجا دیدی؟! که دشمن در سرای خود هزاران دردسر دارد!» نفهمیدند دشمن فطرتش با فطرت این مردمان قهر است! هنوز آن شب به یادم هست؛ که دشمن حِقد و بغضش را به جادو درد آزادی نشان می‌داد و با غیظی شرارت‌بار با چنگال و دندانش به پیر شهر خشمش را نشان می‌داد! و مردان در غل و زنجیر نفسانی اسارت را میان فتنه‌ی شیطان به آزادی مثل کردند! ولی امروز اگرچه جنگ اندر خانه‌مان برپاست جوانانی ز نسل آن اساطیر سفر کرده دوباره همتی بستند افشای حقایق را! دوباره قصد حمله کرده‌اند امروز با طرحی تمام مایه‌اش افکار پیر شهر! بدین امّید که برخیزند مردان از میان فتنه‌ی دشمن و صف‌های نبرد خویش را از سر به پا سازند و دژها را ز دشمن‌های مردم باز پس گیرند! بدین امید که برگردد جوان آسمانی رهبر آن حمله‌ی آخر! بدین امید که اندر آسمان پر غبار شهر دوباره سر زند خورشید! سجاد رستمعلی (تهمتن) ❗️بازنشر کلیه آثار مجاز است. ‼️عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید! 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 📲 پیوستن به کانال سروده‌های سجاد رستمعلی (تهمتن)
هدایت شده از سروده‌های تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم «گرو» گر سر زده ز رحمتِ ربّ حکیم، ما هستی خدا و أمر شما و اَنیم، ما وجه خدا شما، که تصدّقْ سرِ شما روزی گرفته‌ایم ز ربّ کریم، ما ساغر شما، پیاله شما، خمّ مِی شما مخمورِ از رحیقِ مُدامِ قدیم، ما مُحرِم شما، حَرم ز شما، حُرمت از شما احرامْ بسته‌، معتکفِ این حریم، ما نعمت شما و فضل شما و جَنان شما دل‌بسته بر تَنعّم أجرِ عظیم، ما عالین شما، صراط شما، روح از شما زنهارگان ز دیوِ سیاهِ رجیم، ما ما از اضافی گِلتان خلق گشته‌ایم گُل گر شما، ز لطفِ شما هم شمیم، ما هشت از شما رئوف و نُه از جمعتان جواد از مهرتان مگر شده اهل نعیم، ما پیچیده شد سخن، ز تکلّف رها شویم باید که هشت را گرو نُه کنیم، ما سجاد رستمعلی (تهمتن) پ.ن: ۱. اَنیم: آفریدگان، مخلوقات ۲. مخمور: مست، خمارآلوده ۳. رحیق: مِی، باده ۴. مُدام: مِی، شراب، ته پیمانه که غلیظ است. ۵. تنعّم: به نعمت رسیدن ۶. عالین: برترین‌ها ۷. زنهارگان: پناه بردگان ۸. دیو: جن ۹. رجیم: رانده شده ۱۰. شمیم: عطر، بوی خوش ۱۱. رئوف: مهربان، دلسوز ۱۲. جواد: بخشنده، سخاوتمند ۱۳. اهل نعیم: بهشتی ۱۴. تکلّف: کاری با مشقت و سختی و خلاف معمول انجام دادن ۱۵. هشت را گرو نه کردن: در اینجا اشاره به رسم عرب دارد که برای گرفتن قطعی حاجت از کسی او را به پدرش قسم می‌دادند. 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 📲 پیوستن به کانال سروده‌های سجاد رستمعلی(تهمتن)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از سروده‌های تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم «وجهِ اللهِ علی» مژده ای دل! که به دل، نورِ هدی آمده است صاحبِ عرشِ بَرین جانب ما آمده است گر فقط شیرِ خدا، چشمِ خدا، دستِ خداست سرّ این چیست که از بیتِ خدا آمده است؟ ماسوی الله که نه! حضرتِ الله که نه! بنویسم چه کس از سوی سما آمده است؟! نفْسِ پیغمبر و روحِ أزلی، کفوّ بتول بابِ علم نبی و علم خدا آمده است صف به صف فوجِ مَلَک، مانده که رب سر برسد! وجهِ اللهِ علی، روی‌نما آمده است سجاد رستمعلی (تهمتن) پ.ن: ۱. وجه: طریق، سمت ۲. علی: بی‌مانند در بلند مرتبه بودن ۳. برین: قرار گرفته در جای بالاتر و برتر ۴. ماسوی الله: غیر از خدا، مخلوقات ۵. سما: آسمان، سپهر، فلک ۶. نفس: حقیقت هر چیز ۷. أزلی: ویژگی آنچه ابتدا نداشته و همیشه بوده و خواهد بود. ۸. کفو: هم‌جنس، هم‌سنگ، هم شأن ۹. بتول: در لغت به معنی نهال (پاجوش) خرما که از ریشه‌ی مادرِ خود جدایش کرده باشند، لقب حضرت زهرا(س) به معنی از دنیا بریده و به خدا پیوسته ۱۰. وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا؛ و [أمر] رب تو سر می‌رسد در حالی‌که ملائکه صف در صف ایستاده‌اند. (آیه ۲۲ سوره مبارکه فجر) ❗️بازنشر کلیه آثار مجاز است. ‼️عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید! 🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔸 📲 پیوستن به کانال سروده‌های سجاد رستمعلی (تهمتن)
هدایت شده از سروده‌های تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم «حضرت مولا» به شهدِ انگبین امشب، نباشد حاجتی ما را که ساقی با سبو آمد، فرود از عالم بالا چنان میخانه مست آمد، ز شورآگین حضور او که بگشوده است دیوارش، به جای در ز سر تا پا گرت مقصد بوَد مستی، بزن بر دامنش دستی که شاه میگساران شد، غلام حضرت والا تعجب نیست گر خانه، شده گهواره‌ی جانش که رب فرموده نامش را، علی بگذار ای طاها! زنم دم گر ز فضل او، نه از باب هواداری توانش نیست بدخواهش، کند شأنیتش حاشا! تمسّک جو به درگاهش، که هر که عافیت خواهد بنوشیده است جامِ می، ز خُم ّحضرت مولا سجاد رستمعلی (تهمتن) پ.ن: ۱. شهد: شیرینی ۲. انگبین: عسل ۳. ساقی: واسطه فیض، در اینجا ساقی کوثر ۴. سبو: کوزه بزرگ دسته‌دار ویژه آب یا شراب ۵. مست آمدن: مست شدن ۶. شورآگین: پر هیجان، سراسر ذوق ۷. حضرت والا: شخص اول مملکت یا ولیعهد ۸. علی: بلند مرتبه، از اسماء الهی ۱۰. طاها: از القاب رسول‌الله(ص) ۱۱. دم زدن: تکلم کردن، سخن راندن ۱۲. فضل: برتری، معرفت ۱۳. هواداری: جانبداری، طرفداری ۱۴. شأنیت: آنچه پیرامون بزرگی یک شخص قابل ذکر است. ۱۵. حاشا: انکار، تکذیب ۱۶. تمسک: اعتصام، چنگ انداختن، تلمیح به «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا». ۱۷. عافیت: حسن عاقبت، فرجام نیک ۱۸. خُم: ظرف بزرگ مخصوص شراب و همچنین در اینجا اشاره به واقعه غدیر خُم. ❗️بازنشر کلیه آثار مجاز است. ‼️عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید! 🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔸 📲 پیوستن به کانال سروده‌های سجاد رستمعلی (تهمتن)
هدایت شده از سروده‌های تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم «سوگ سلیمانی» ز خونت می‌خروشد خشم در رگ‌های ملت‌ها به لرزش آمده بنیان طاغوتی دولت‌ها همه آزادگان چون خوشه‌های قهر، آماده به پایان می‌رسد عصر حکومت‌های آلت‌ها سپاه قدس بالیدن گرفت از صدق رفتارت و مؤمن گشته عالم بر طریق نصر قلت‌ها کشیدی خط بطلان بر سیاق سازش و تسلیم به جان ترسیم کردی راه رَستن زین مَذلت‌ها نشان دادی طریق‌القدس راه عزت ایران شهادت راه جَستن از میان دام ذلت‌ها شده سرخط اخبار جهان سوگ سلیمانی که بر کینخواهی سخت خدا دارد دلالت‌ها طنین ذکر یا زهرا چونان سیلی به گوش دَد نوازد ضربه‌ای کز آن فرو ریزد ایالت‌ها سجاد رستمعلی (تهمتن) پ.ن: ۱. قهر: غضب، خشم ۲. آلت: واسطه بین فاعل و مفعول در انتقال اثر، در اینجا اختصار مفهوم آلت دست و بازیچه ۳. بالیدن: رشد کردن، مباهات و افتخار کردن ۴. نصر قلت‌ها: تلمیح به آیه «کَم مِن فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَت فِئَةً کَثیرَةً بِاِذنِ الله»؛ چه بسیار گروه‌های کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه‌های عظیمی پیروز شدند. ۵. سیاق: اسلوب و روش ۶. مذلت: خواری و پستی ۷. کینخواهی: انتقام، خونخواهی ۸.دَد: جانور درنده ❗️بازنشر کلیه آثار مجاز است. ‼️عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید! 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 📲 پیوستن به کانال سروده‌های سجاد رستمعلی (تهمتن)
هدایت شده از سروده‌های تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم «بیت سوم» در میان بیت سوم، محشری برپا نموده دست تقدیرش حدیث عشق را یکجا سروده گرکه تعبیرم به صورت ننگری، کفرش ندانی او ز شاعر هم بلی، پیش از ازل دل را ربوده تاکه نورِ وجه او روشن کند أرض و سما را بانثار خون خود زنگار از جان‌ها زدوده باهزار و نهصد و پنجاه زخم تیغ و نیزه باب یکتایی به رویِ هر که حق خواهد گشوده آنکه در عرشش خدا بنوشته از نور نجاتش جزحسین بن علی بن ابی‌طالب که بوده؟ سجاد رستمعلی (تهمتن) ❗️بازنشر کلیه آثار مجاز است. ‼️عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید! 🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔸 🌐 کانال سروده‌های سجاد رستمعلی (تهمتن): 🆔 @TahamtanPoems
بسم الله الرحمن الرحیم «سجاد» مرا از عشق، نامم را پدر هم نام او کرده ز بعدش مام کامم را عَجین جام او کرده خدا من را به تقدیرش، ز روی حُسن تدبیرش کبوتر بچه‌ی جَلدی بروی بام او کرده چه بد گفتم، غلط کردم، ندارد گنبدی آخر خرابش از سرِ کین، خصمِ خوناشام او کرده و این‌ها از سرِ حِقدی است کز کرب و بلا خیزد که ویران کاخ‌هاشان خطبه‌های شام او کرده بِسان روضه شد شعری که گفتم در شب زادش خدا را شکر من را شاعر خوشنام او کرده سجاد رستمعلی (تهمتن) پ.ن: ۱. عشق: حالتی که در آن عاشق به حسب معرفت به معشوق در او ذوب شده و او را بر خود در همه امور مقدم می‌دارد و از خود فارغ شده و «او» می‌شود. ۲. مام: مادر ۳. کام: خواهش، مقصود، آرزو؛ همچنین دهان ۴. عجین: در آمیختن، آغشته کردن ۵. جام: پیاله؛ در عرفان به معنی عشق، معرفت، تعینات ذات در مرتبه اسما و صفات، حقایق و اسرار الهی ۶. تقدیر: معین کردن اندازه و میزان حکم ۷. تدبیر: نیکو اندیشیدن و به عاقبت امر توجه داشتن ۸. کبوتر جلد: کبوتر خانه زاد که خانه و لانه را گم نکند و هرجا که رود بازآید. ۹. کین: عداوت، بغض و کینه ۱۰. خصم: دشمن ۱۱. خوناشام: بیرحم، سخت دل، خونریز ۱۲. حقد: کینه ۱۳. روضه: نوحه‌سرایی بر مصائب اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم به نثر ۱۴. زاد: میلاد ۱۵. خوشنام: دارای نام نیکو ❗️بازنشر کلیه آثار مجاز است. ‼️عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید! 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 📲 پیوستن به کانال سروده‌های سجاد رستمعلی (تهمتن)
بسم الله الرحمن الرحیم «دستان رب» دامن‌کشان حور و ملک، از عرش بالا می‌رسد طفلی شگفت انگیز از، اولاد مولا می‌رسد طفلی که عالِم می‌شود، رب المَعالِم می‌شود تفسیر بی‌مانندی از، عشق و تَوَلا می‌رسد چون او دگر خلقت نشد، هم معنی شوکت نشد چون تکیه‌گاهی بر حسین، آن شاه والا می‌رسد حامی دین مصطفی، نور دو چشم مرتضی دستان ربّ سرمدِ عالیِ اعلی می‌رسد قرص قمر شرمنده‌اش، آزادمردان بنده‌اش ساقی دشت نینوا، سردار مهلا می‌رسد سجاد رستمعلی (تهمتن) ❗️بازنشر کلیه آثار مجاز است. ‼️عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید! 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 📲 پیوستن به کانال سروده‌های سجاد رستمعلی (تهمتن)