eitaa logo
| کتـابچـهِ تَــک |
1.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
133 ویدیو
0 فایل
﷽ - اگر کتاب‌ها نفس می‌کشیدند ؛ کتابچه‌تک قلب‌شون بود . . . ⤶‏ به کجا قدم گذاشتید؟ به کوچه‌های بی‌پایانِ قصه‌ها 📖 ⤶‏ ارسال از؟ قم، شهرِ آرامش و اندیشه 🕊️ ⤶‏ برای سفارش؟ @Sadr_alef ⤶‏ اعتماد؟ اولین خریدت، شروع یه رفاقت بلندمدته ✨
مشاهده در ایتا
دانلود
| کتـابچـهِ تَــک |
بنظرتون کدوم کتابِ 😗❣️
جلد دوم چه کتابیو اوردم واستون؟؟؟👀
| کتـابچـهِ تَــک |
جلد دوم چه کتابیو اوردم واستون؟؟؟👀
ما عجیب‌ترین خانواده‌ی دنیا بودیم… خانواده‌ای که می‌تونست با مُرده‌ها ارتباط برقرار کنه !! روح‌هارو ببینه و حتی باهاشون حرف بزنه… البته همه این قدرت رو داشتن به جز من! مادرم احضارگر خانواده‌ی ما بود، اما وقتی مُرد قدرتش مثل ارث فقط به خواهرم رسید… اوفلیا هم مثل مادرم می‌تونست با دنیای مردگان ارتبط داشته باشه…
| کتـابچـهِ تَــک |
ما عجیب‌ترین خانواده‌ی دنیا بودیم… خانواده‌ای که می‌تونست با مُرده‌ها ارتباط برقرار کنه !! روح‌هارو
اما من این قدرت رو نداشتم… قدرت من فقط همین بود که می‌تونستم نامرئی بشم! برای همین بعد از مرگ مادرم، احساس کردم دیگه هیچکس واقعا من‌رو نمی‌بینه… برای فرار از این احساس تنهایی و پیدا کردن آدم‌هایی شبیه خودم، همه‌چیز رو ول کردم و به شهر دیگه‌ای رفتم… فکر می‌کردم شاید بتونم زندگی بهتری برای خودم بسازم اما نشد !!
| کتـابچـهِ تَــک |
اما من این قدرت رو نداشتم… قدرت من فقط همین بود که می‌تونستم نامرئی بشم! برای همین بعد از مرگ مادرم،
روز اولی که پام رو داخل شهر گذاشتم، یک گله کلاغ سیاه شروع کردن به تعقیب کردنم !! کلاغ‌هایی که ول‌کن نبودن، تا خونه دنبالم می‌اومدن و وحشتناک به شیشه‌های اتاقم نوک می‌زدن... انگار می‌خواستن یه چیزی بهم بگن… اونا یک نشونه‌ی جادویی بودن! می‌خواستن مجبورم کنن تا نامه‌ای که سال‌ها بازش نکرده بودم و از دوست قدیمی مادرم گرفته بودم، رو بخونم… پس تصمیم گرفتم بالاخره بازش کنم…
| کتـابچـهِ تَــک |
روز اولی که پام رو داخل شهر گذاشتم، یک گله کلاغ سیاه شروع کردن به تعقیب کردنم !! کلاغ‌هایی که ول‌کن
توی اون نامه با اصرار ازم خواسته بود به یک عمارت مرموز به اسم «اینچنترا» برم !! فکر می‌کردم اونجا همون‌جاییه که بالاخره می‌تونم جواب سؤال‌هامو بگیرم و از تنهایی دربیام… پس چمدونم رو بستم و راه افتادم!! بالاخره بعد از کلی دردسر به آدرسی که گفتن رسیدم… اما فقط یک دروازه و یک دشت خالی جلوم بود!! هیچ عمارتی در کار نبود !!
| کتـابچـهِ تَــک |
توی اون نامه با اصرار ازم خواسته بود به یک عمارت مرموز به اسم «اینچنترا» برم !! فکر می‌کردم اونجا هم
فکر می‌کردم همش همینه ولی وقتی یک میوه‌ی جادویی خوردم، تازه تونستم اون عمارت رو ببینم! عمارت مرموزی که توی مه و تاریکی فرو رفته بود… کلاغی که من رو تا اینجا اورده بود، روی زمین افتاده بود !! اونجا بود که فهمیدم چه اشتباهی کردم و توی این عمارت پا گذاشتم …
| کتـابچـهِ تَــک |
فکر می‌کردم همش همینه ولی وقتی یک میوه‌ی جادویی خوردم، تازه تونستم اون عمارت رو ببینم! عمارت مرموزی
کسی که من رو اینجا دعوت کرده بود، پسر مرموزی بود که با چشم‌های کهرباییش داشت نگاهم میکرد… همه‌چیز بهم میگفتن که نباید پام‌رو اینجا میذاشتم!! ولی دیگه دیر دیر شده بود… با ناامیدی گفتم من از اینجا برمی‌گردم، اما با یک لحن سرد و بی‌رحمانه بهم گفتن: «دیگه خیلی دیر شده... جادوی دروازه‌ها تغییر کرده و اگه الان بخوای برگردی بیرون، پودر می‌شی!»
| کتـابچـهِ تَــک |
کسی که من رو اینجا دعوت کرده بود، پسر مرموزی بود که با چشم‌های کهرباییش داشت نگاهم میکرد… همه‌چیز به
عمارتی که قرار بود خونه‌ی جدیدم باشه، در واقع یک تله‌ی مرگبار بود 🩸... تله‌ای که دروازه‌هاش بسته شده بود و حالا من گیر افتاده بودم… اونم با پسری که نمی‌دونستم کیه… اما از چشم‌هاش می‌فهمیدم که چقدر خطرناکه! و میتونه چه بلاهایی سر من بیاره !!
| کتـابچـهِ تَــک |
عمارتی که قرار بود خونه‌ی جدیدم باشه، در واقع یک تله‌ی مرگبار بود 🩸... تله‌ای که دروازه‌هاش بسته شد
فنتزما ❤️‍🔥🔮 اینچنترا سورپراااااااااایز... بالاخره جلد دوم این رمان جذاب هم اومد...😭🤲🏻 یک دارک فانتزی بی‌نظیر که از همون چند صفحه‌ی اول رهاتون نمی‌کنه... اگه عاشق فضای عاشقانه‌ی دارک، معمایی و هیجانی باشید، این کتاب رو نباید از دست بدید... 🖤
| کتـابچـهِ تَــک |
فنتزما ❤️‍🔥🔮 اینچنترا سورپراااااااااایز... بالاخره جلد دوم این رمان جذاب هم اومد...😭🤲🏻 یک دارک فانتز
بالاخره جلد دوم فنتزما هم ترجمه شد😍🔥 جلد اولش که به شدت ترکوووند و کلی هم طرفدار پیدا کرد و حالا جلد دوم این رمان جذاب بالاخره ترجمه شده... 📖✨ فنتزما از اون کتاب‌های دارک فانتزی / دارک رومنسیه که به شدت بین کتاب‌خون‌ها محبوب شده. 🥹🌙 فضاسازی خاص، حال‌وهوای گوتیک و هیجان مداوم باعث شده خیلی‌ها عاشقش بشن. 🤲🏻🖤
| کتـابچـهِ تَــک |
بالاخره جلد دوم فنتزما هم ترجمه شد😍🔥 جلد اولش که به شدت ترکوووند و کلی هم طرفدار پیدا کرد و حالا جلد
این مجموعه از زمان انتشارش کلی بازخورد مثبت گرفته و بین مخاطب‌های ژانر فانتزی حسابی محبوب شده. 🌍 برای خیلی‌ها یکی از جذاب‌ترین رمان‌های جدید این سبک بوده. ⭐ این مجموعه توی سایت‌های کتاب‌خوانی هم امتیازهای خیلی خوبی گرفته و کلی نقد مثبت دریافت کرده. 📖 همین باعث شده خیلی‌ها بدون معطلی سراغش برن. 💜