eitaa logo
- تامیلا -
1.2هزار دنبال‌کننده
612 عکس
118 ویدیو
8 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
بچه‌ها‌بهتون‌گفته‌بودم؟ عشق‌، جسارت‌میخواد. اگه‌عاشق‌شدین، پس‌باید‌جسورانه‌‌براش‌تلاش‌کنین.‌ به‌هر‌قیمتی‌که‌شده*
- تامیلا -
و‌نهایتا‌این‌‌حاج‌رضا‌بود‌که‌‌هروقت‌به‌مو‌‌ رسید‌و، پاره‌شد، منو‌برد‌حرمش‌و‌ بغلم‌کرد‌و‌‌یه‌لیوان‌چا
دیگه‌جدی‌اگه‌تویِ‌این‌وضعیت‌حاج‌رضا‌ هم‌نطلبه‌هیچی‌دیگه‌،احتمالا‌باید‌برم‌ بمیرم.
اما‌عزیزِ‌من، هراسی‌از‌مرگ‌ندارم. ‌تنها‌ترسم‌این‌است‌که‌‌آنقدر‌عمر‌کنم‌تا‌‌ مرگِ‌تمام‌ِ‌عزیزانم‌را‌ببینم.‌ وحشتِ‌واقعیِ‌من‌، این‌است.
- دیدی‌ای‌تنها‌امیدم ؟
امروز‌بعد‌از‌مدت‌ها‌بلند‌شدم‌تا‌به‌کار‌هام‌ برسم، یه‌تخم‌مرغ‌گذاشتم‌آبپز‌شه‌تا‌ صبحونه‌بخورم‌، بعد‌از‌انجام‌دادن‌یه‌سری‌ کارها‌رفتم‌و‌تخم‌مرغ‌رو‌پوست‌کندم، و‌دیدم‌اره، تخم‌مرغ‌داشته‌جوجه‌میشده(((((((: هیچی‌دیگه، یک‌ساعت‌تموم‌نشستم‌ ‌همونجا‌و‌گریه‌کردم، برا‌ی‌جوجه‌، برای‌خودم، برای‌غمام، برای‌جوجه‌و‌برای‌جوجه.‌ جوجه‌یِ‌طفلکی(((((((((((((((((((:.
- تامیلا -
[ با‌تاخیر، به‌جا‌مونده‌از‌نماز‌عید‌فطر ]
من‌آخرین‌سفری‌که‌به‌مشهد‌داشتم، [ یعنی‌همین‌جا* ] پراز‌اتفاق‌بود‌برام، پر‌از‌داستان‌، پر‌از‌نشونه. در‌حین‌همین‌سفر‌بود‌‌که‌طیِ‌یه‌سری‌ ‌اتفاقات‌، و‌موضوعات‌‌از‌مجازی‌رفتم. و‌هیچوقت‌نشد‌‌که‌‌داستان‌های‌این‌سفرِ‌ پر‌از‌ماجرام‌رو‌تعریف‌کنم‌و‌عکس‌ها‌رو‌اینجا‌بزارم. حالا‌اما؛ تصمیم‌گرفتم‌بیام‌و‌براتون‌بگم.‌ و‌دلم‌میخواد‌اینجا‌نقل‌بشه، و‌اینجا‌بمونه* اگر‌موافق‌باشید‌پلن‌‌پلن‌، ‌هر‌شب‌براتون‌روایت‌میکنم*
- و‌ناگهان، ‌هوس‌کردم‌‌‌آن‌چای‌نباتِ‌حرم‌را.
تویِ‌این‌مدت‌‌و‌بعد‌از‌اتفاقاتی‌که‌برام‌افتاد ‌شب‌ها‌که‌میخوابم، بدنم‌در‌حالت‌تدافعیه.‌ انگار‌قراره‌حمله‌ای‌بهش‌بشه، یا‌قراره‌حمله‌ای‌رو‌دفع‌کنه.‌ مرز‌ِبین‌خواب‌و‌بیداری، کابوس‌و‌کابوس‌. نمیدونم، ولی‌میدونم‌تویِ‌‌این‌تایم‌واقعا‌ به‌اندازه‌یِ‌۲‌ساعت، درست‌نتونستم‌بخوابم.‌ آدمیزادِ‌طفلکی، با‌این‌همه‌رنج‌همچنان‌‌زنده‌ای، میبینی؟