بچهها ؛ همدیگهروبغلکنید ..
بغلخیلیقشنگه ؛ خیلیروحنوازه ؛ خیلی
حالخوبکنه((((((((((((((((:*
احتمالااونموقعیکهدکتردرحالبریدنبند نافمنبود ؛ خمشدُآرومتوگوشمگفت
لانگدیستنسسرنوشتتوست ..
واِلا ، چراهرکیودوسدارم
دورهآخه ؛ خیلیدور
- تامیلا -
کاشمیشدغمِرفیقامُانتقالبدمبهقلبم کاشمیشد ..
کاشمیشدازپشتِگوشیبغلشونکنم ..
کاشمیشدقلبشونُازسینهشوندربیارمو
ببوسم(:
خانوادهیِایرانی ؛ یکعمربهتمهارت
نهگفتنُیادمیده ..
اماتوحقندارییکباربهشون " نه " بگی
و ، اینجالبه😂 .
- تامیلا -
باپیتزاازمنخواستگاریکن. قطعاجوابمثبتمیشنوی.
تو فقط خواستگاری کن
قطعا جواب مثبت میشنوی !
اوسکریم ؛ حکمتِجمعههاتچیه؟
چراانقدرغمِتوش ، چراانقدر عصراشدلگیره؟
واقعیتاینهکه ..
منهیچوقتبهترینرفیقنبودم ..
هیچوقتاولویتِکسینبودم
هیچوقتنزدیکترینِهیچکسنبودم
هیچوقتاونفردِدوستداشتنینبودم .
همیشهمرهمبودمآ ، ولیمرهممنبودن
هیچوقتآدمِامنِکسینبودم
گاهیحتیبودُنبودمفرقینداره
هیچوقتقشنگتریننبودم
هیچوقتبهتریننبودم ..
همیشهبودم ؛ برایهمهدلسوزی
کردم ، اعتمادکردم ؛ ضربهخوردم ..
برایمشکلاتِبقیه ؛ کلِخودمُخرجشون کردم .. همیشهسعیکردممورداعتمادباشمُ
رازِبقیهروتوصندوقچهیِقلبمبایگانیکنم
ازکسیسوءاستفادهنکردم ، همیشهدلم
میخواستهآدمایِاطرافمازمنخاطرهیِ خوبداشتهباشن ، همیشهاولمن پیامدادم ..
ازهمهچیمبرایِحالِخوبِبقیهگذشتم ..
اماهمهجافقطمنبودم .
منیهآدمِمعمولیمکهناراحتیِآدماقلبمُ مچالهمیکنه ؛ سعیمیکنمحالشونُ خوبکنم
اما .. بُگذریم .
منمگاهیدلممیخواد [ ... ] ترینِ یکیباشم .