اگهکسیُدارینکهعکساتونُبدونُسانسور
براشمیفرستین ؛ همونرفیقِواقعیتونه .
- تامیلا -
- بچهترکهبودم ؛ هروقتآقاجون میخواستازشماحرفبزنهُ
خطابتونکنه ، " باباحسین "
صداتونمیزد
همیشهمیگفت : باباحسین ، مثلِپدر میمونه .. پدراهرچقدربچشونبدکنه
بازمبرایِدفاعازشپیشقدممیشن
بازمدورادورهواشُدارن .. هرچقدر
بدیکنن ؛ بازمبچهیِهمونپدرن.
آقاجونمردِدنیادیدهایبود ؛ سردُگرمِ روزگارُچشیدهبود ، هفتتاپیرهنبیشترازبقیهپارهکردهبودُ
خلاصهکهموهاشُتوآسیابسفیدنکردهبود
اماهربارکهازشمامیگفت ؛ اشکتوچشماش
جمعمیشد ..
آخرِهفتههاکهمیرفتیمخونهشون
بچههاُنوههاروجمعمیکرددورشُ ؛ شروعمیکردازشماحرفزدن
همیشهوقتیمیخواستنصیحتمونکنه
میگفت : باباجانهرچیکهبودین
هرکاریکهکردین ، برگردین بهآغوشِباباحسین ؛ هرچیمکهشد حسینُولنکنید ، هرطورشدهمراقبِ
باباحسینِزندگیتونباشین .
اونموقعهابچهبودمُ ؛ ازشمافقطیهتصور
داشتم ، تصورِکربلا .. خیمههاوروزِ عاشورا
تصورِهیئتاوُسینهزنیهاوُکتیبههاتون
اماحالا ؛ بهعمقِحرفایِآقاجونپیمیبرم
آقاجونرفته ؛ اونمچهرفتنی همونطورکهخودشمیخواست ، وسطِ روضهیِشما. چهسعادتیبالاترازاین؟
آقاجونجوابِتکتکِاشکاییکهشبایِجمعه
وسطِکمیلریختُ ، گرفت
جوابِحسینحسینگفتناشُگرفت ..
جوابِنوکریاشُتومحرمگرفت
جوابِ۵۸بارکربلارفتنُ ؛ روضهخوندن وسطِبینالحرمینُگرفت .
آقایِامامحسین ؛ میخواممثلِآقاجون
باباحسینصداتونکنمُبگم ..
[ آقاجان ؛ گدانمیخواهی؟ دخترِبیوفانمیخواهی؟
کاشزِمنسوالمیکردی
دخترم .. کربلانمیخواهی؟ ]
تصدقتونگردمباباحسین(:* .
هدایت شده از . 𝐢𝐧𝐟𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲 .
Elissa & Saad LamjarredElissa Saad Lamjarred Min Awel Dekika.mp3
زمان:
حجم:
11M
1:24 ♥..
با گوش جان لطفا .
برای تک تک ثانیه هایی که الیسا میخونه میشه مرد :)
- تامیلا -
1:24 ♥.. با گوش جان لطفا . برای تک تک ثانیه هایی که الیسا میخونه میشه مرد :)
وقتیاززیباییصحبتمیکنم :
بهقولِاونعزیزکهمیگفت :
عصرِجمعهخودشخراست
توکهنباشی ؛ تازهجفتکهممیاندازد ..
جمعههابرایِهمنامهبنویسید ، ازباجهیِ
تلفنبهخانهیِدلبرزنگبزنید
اصلابرویدسرکوچهٔشانُبرایشآهنگِ
" آسمانِچشمِاو " بخوانید .
دلگرهبزنیدبهرویِمثلِماهش ؛ جمعههابهاوبگوییدکهچقدردلتنگید
برایششعرِحافظبخوانید ، واورا دوستداشتهباشید !
- تامیلا -
جمعههابرایِهمنامهبنویسید ، ازباجهیِ تلفنبهخانهیِدلبرزنگبزنید اصلابرویدسرکوچهٔشان
درعصرِتکنولوژی ، جمعههابهرهگذرایِتویِخیابونلبخند بزنید
جمعههابههمپیامبدید ؛ جمعههابرایِ ادماشعربخونید ؛ یهتِرَکآهنگ بفرستینبراشون ؛ بغلشونکنین ؛ جمعههابهآدماامیدبدین .. بهشون
بگینکهفراموشنشدن .
جمعههابیدلیلبهمخاطبینتونزنگبزنیدُ
بعدازثانیهیِسومپشتِتلفنبراشونآهنگ بخونید
اینروزاآدماحالشونبده ؛ جمعههابیشتر
جمعههامهربونترباشید*
اونلحظهایکهمیخوایگلهکنی ؛ شکایتکنی ؛ بگیکهچقدردلتنگشبودی ..
اماسکوتمیکنیُبغضتُقورتمیدی. *جزوِبدترینلحظاتزندگیِ .