¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
کپشن این پست باشه واسه چند روز دیگه... #شاید_موقت
کم کم باید کپشن این پست رو بزارم؟
امروز یکی از بچه ها بدو بدو اومده میگه : محمد هرچی که گفتی داره دونه به دونه به واقعیت میپیونده؛ امشب وقت داری بیام بقیشو برام بگی؟
بنظرتون تحلیلامو پولی کنم یا نه؟😁
آری! "مصلحت"؛ این تازیانه شومی که همیشه بر گرده "حقیقت" مینواختهاند...
_زن، فاطمه فاطمه است /دکتر علی شریعتی
#کپسول_مطالعاتی
#شریعتی
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
حقیقت قربانی مصلحت! #علی_شریعتی : من یک عُقده ای از این مصلحت دارم، برای اینکه در تمام عُمرم شاهد قر
اینجا هم یه نسخه صوتی از دکتر در مورد مصلحت و حقیقت☺️
البته قابل ذکره که این بحث رو با مباحث ولایت فقیه اشتباه نگیرید
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برو خدا رو شکر کن همون اول کار دنگشو میداده
واسه ما همون اولشم نمیده😂
#به_وقت_خوابگاه
شب امتحان با خودت عهد بستی که نری تو کانالای ازدواجی؛ و اما محتوایی که تو کانال های خبری میبینی🤪:
+خداوندااااا
این چه کاریه قربونتتتتتت
آخه هم معلم هم دانش آموز هم مدیر هم همه چی، هم ما اندر خم یک کوچه؟😂
#دراشام
#به_وقت_امتحان
#معرفی_فیلم
فیلم سینمایی "هیولا Monster" ساخته کورئیدا
فیلم خوش ساختی بود.
نوع روایت و ایده داستان هم جالب بود.
داستان فیلم از سه دیدگاه مستقل روایت میشه.
و در هر دیدگاه، یکی از این سه جناح محکوم میشود و مخاطب هم در هر سه دیدگاه با نقطه نظر راوی همزادپنداری میکند.
میتوان خوشبینانه نکته اخلاقی این حرکت فیلمساز را اینگونه بیان کرد که "به سادگی هرکسی را قضاوت نکنیم". (اگر نخواهیم بگوییم هدف فیلم انکار وجود حقیقت است).
داستان فیلم از این قرار است که پسری 11 ساله به نام یوری خوی دخترانه دارد و از تمامی اطرافیان و دوستانش در مدرسه طرد میشود.
میناتو دوست و همکلاسی او به ارتباط و دوستی با یوری تمایل نشان میدهد؛ اما عذاب وجدان دارد و میترسد او نیز طرد بشود. (به دلیل همجنسگرایی)
او بیماری همجنسگرایی یوری را انکار میکند اما در یک صحنه که یوری ابراز علاقه شدید خود را با درآغوش کشیدن (و اقدام به روبوسی) میناتو در میان میگذارد، میناتو تحت عذاب وجدان زیادی قرار میگیرد.
اما رفته رفته این مفهوم، عادی انگاری و طبیعی جلوه داده میشود و به یک حس انسانی تبدیل میشود که میناتو هم آن را میپذیرد؛ و مخاطب از دوستی و رابطه عاطفی (بخوانید همجنسگرایی) هرچه عمیق تر این دو به وجد میآید و خواهان مستحکم تر شدن آن است.
در روایت سوم، مخاطب دارای چالش های روحی میشود و کاملا با میناتو و یوری و عواطف آنها همراه و همدل میشود و این همراهی و همدل شدن مخاطب که ماثور از مقدمه چینی عالی فیلم ساز بوده، از نقاط قوت فیلم است که حقیقتا فیلم را به یک اثر منحصر بفرد تبدیل میکند.
روح تناسخ در فیلم حاکم است.
559.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بریم واسه یه معرفی کتاب😉
#معرفی_کتاب
رمان "قمارباز" اثر فئودور داستایفسکی، به ترجمه سروش حبیبی است که پیرامون قمار و تاثیرات آن بر فرد و جامعه سخن میگوید.
🌀 شخصیت اصلی رمان، مردی به نام الکسی ایوانوویچ است که داستان را روایت میکند.
قمار مقولهای است که با تخدیر و افیون خود مغزها را ایستا نموده و به انحلال میکشاند.
به تعبیر داستایفسکی " کسی که در این راه قدم گذاشت به آن میماند که با سورتمهای از سراشیب برفپوش کوهی فرو لغزد. پیوسته بر سرعتش افزوده میشود..." و یا "روح آدمیزاد، بعد از چشیدن این همه احساسهای تند، دیگر سیری نمیشناسد و بهعکس تشنگیاش تیزتر میشود و خواهان احساسهای تند دیگری است، احساسهایی هرچه شدیدتر و تندتر تا آنکه پاک از رمق خالی شود".
اما جامعه ای که به سوی قمار روی آورد، مفهوم کار و تلاش در آن رنگ میبازد و به سطح «گردهمایی مشتی معتاد مصرفگر» تنزل مییابد.
داستایفسکی در این رمان نیز، به مانند رمانک "نازنین" مساله عشق و نفرت و تناقضات احساسی را مطرح میکند. معشوقهٔ الکسی که پولینا نام دارد، در عین اینکه به الکسی علاقه دارد، او را تحقیر میکند و از خود میراند.
✔️ من دو سوم ابتدایی کتاب را به صورت متنی خواندم و بقیه را با خوانش فوق العاده زیبای آرمان سلطانزاده...