eitaa logo
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
145 دنبال‌کننده
303 عکس
88 ویدیو
0 فایل
جایی برای برون‌ریزی کلمات و تراوشاتِ تافته از وجودی ناآرام❣ دوست‌دار قلم و کلمه 🖋️ اینجا می‌شنوم : @mirzaiiyi آدرس کانال بله : https://ble.ir/Taranomat ناشناس :https://daigo.ir/secret/6937333258
مشاهده در ایتا
دانلود
رمان "قمارباز" اثر فئودور داستایفسکی، به ترجمه سروش حبیبی است که پیرامون قمار و تاثیرات آن بر فرد و جامعه سخن می‌گوید. 🌀 شخصیت اصلی رمان، مردی به نام الکسی ایوانوویچ است که داستان را روایت می‌کند. قمار مقوله‌ای است که با تخدیر و افیون خود مغزها را ایستا نموده و به انحلال می‌کشاند. به تعبیر داستایفسکی " کسی که در این راه قدم گذاشت به آن می‌ماند که با سورتمه‌ای از سراشیب برف‌پوش کوهی فرو لغزد. پیوسته بر سرعتش افزوده می‌شود..." و یا "روح آدمیزاد، بعد از چشیدن این همه احساس‌های تند، دیگر سیری نمی‌شناسد و به‌عکس تشنگی‌اش تیزتر می‌شود و خواهان احساس‌های تند دیگری است، احساس‌هایی هرچه شدیدتر و تندتر تا آن‌که پاک از رمق خالی شود". اما جامعه ای که به سوی قمار روی آورد، مفهوم کار و تلاش در آن رنگ می‌بازد و به سطح «گردهمایی مشتی معتاد مصرف‌گر» تنزل می‌یابد. داستایفسکی در این رمان نیز، به مانند رمانک "نازنین" مساله عشق و نفرت و تناقضات احساسی را مطرح می‌کند. معشوقهٔ الکسی که پولینا نام دارد، در عین اینکه به الکسی علاقه دارد، او را تحقیر می‌کند و از خود میراند. ✔️ من دو سوم ابتدایی کتاب را به صورت متنی خواندم و بقیه را با خوانش فوق العاده زیبای آرمان سلطانزاده...
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انعطاف پذیری مغزم برای موازی خوانی شونصدتا موضوع 😅 :
Tick ​​tock...the storm is coming
انمیشن فوق العاده "ربات وحشی" با دوبله بسیار زیبای سورن. ما در این انمیشن با «روایت» طرف هستیم؛ روایتی مادرانه... حقیقتا سازنده توانسته بود مخاطب را به خوبی درگیر احساسات کند. من با ثانیه به ثانیه این انمیشمن همزادپندازی کردم. این اثر زیبا در خلال روایت مادرانه اش مفاهیمی همچون لزوم «فداکاری» و «اتحاد جامعه» را هم به تصویر می‌کشد. در متن داستان، این ربات که نقش مادری را هم ایفا می‌کند، یک مسئولیت اجتماعی را برای خود تعریف می‌کند و به صورت یک پاتولوژیست در می‌آید. داستان اینگونه شروع می‌شود: یک ربات که انسان ها آن را برای تسهیل زندگی اجتماعی خود ساخته اند، سر از جنگل و طبیعت وحشی در می‌آورد. او در سانحه ای، با لانه یک غاز برخورد می‌کند و غاز ها و تخم هایش به جز یکی، همگی تلف می‌شوند. ربات در برابر بازمانده‌ این خانواده احساس مسئولیت می‌کند و تصمیم میگیرد او را بزرگ گند. اما این جوجه، از نوع جوجه هایی است که طبیعی نیست و طبق سیر طبیعت و حتی با حضور مادر و پدرش، بایستی تلف می‌شده... از همین‌جاست که رابطهٔ شدیدا احساسیِ مادر و فرزندی میان این دو شکل می‌گیرد. این ربات، نمونه یک دوست، مادر، و پاتولوژیست اجتماعی بود. پایان بندی رئال سازنده هم بسیار جالب بود. سازنده می‌توانست کاری کند که مخاطب با حس بهتری داستان را تمام کند؛ اما ترجیح جانب واقعیت و رئالیته کردن داستان، به کاستن از لذت پایان بندی بهتر، می‌ارزید. اما سؤال من این است. چرا در عصر تکنولوژی و مدرنیته، باید بر "احساس داشتن" ربات مانور داده شود؟ (هوش مصنوعیِ با احساس؟)
معرفی یه کتاب خوب و مناسبتی در راهه☺️
کتاب "زن، فاطمه فاطمه است " اثر دکتر علی شریعتی دکتر شریعتی در این کتاب، پیرامون زندگانی حضرت زهرا(س) سخن می‌گوید. او سعی دارد جایگاه حقیقی زن و نمونه یک اسوه و شخصیت را از لابلای صفحات تاریخ بیرون کشیده و به مخاطب اصلی خود، که زنانِ ایستاده در میان دو لبه تیغ «سنت‌گرایی تعصبی» و «غرب‌گرایی سکسوالیته‌ای» باشد، نشان بدهد. بگذارید خود دکتر با شما سخن بگوید : آنچه می خوانید، سخنرانی من است در موسسه ارشاد. ابتدا خواستم گزارشی بدهم از تحقیقات پروفسور لویی ماسینیون، درباره شخصیت و شرح حال پیچیده‌ی حضرت فاطمه (س)، و به خصوص اثر عمیق و انقلابی خاطره‌ی او در جامعه های مسلمان و تحولات دامنه دار تاریخ اسلام، اختصاصا برای دانشجویانم در کلاس درس «تاریخ و شناخت ادیان» و «جامعه شناسی مذهبی» و «اسلام شناسی». به مجلس که‌ آمدم، دیدم جز دانشجویان، بسیاری دیگر هم آمده‌اند. وجود جلسه، مساله فوری تر را ایجاب می‌کند. بر آن شدم که به این «سوال مقدر» که امروز به شدت در جامعه‌ی ما مطرح است جواب بگویم که زنانی که در قالب های سنتی قدیم مانده اند، مساله ای برایشان مطرح نیست؛ و زنانی که قالب های وارداتی جدید را پذیرفته اند، مساله برایشان حل شده است. اما در میان این دو نوع «زنان قالبی»، آنها که نه می توانند آن شکل قدیم موروثی را تحمل کنند و نه به این شکل تحمیلی تسلیم شوند، چه باید بکنند؟ اینان می خواهند خود را انتخاب کنند ، خود را بسازند. الگو می خواهند، نمونه ایده آل. برای اینان مساله‌ی «چگونه شدن» مطرح است. فاطمه با بودن خویش، پاسخ به این پرسش است.