eitaa logo
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
145 دنبال‌کننده
303 عکس
88 ویدیو
0 فایل
جایی برای برون‌ریزی کلمات و تراوشاتِ تافته از وجودی ناآرام❣ دوست‌دار قلم و کلمه 🖋️ اینجا می‌شنوم : @mirzaiiyi آدرس کانال بله : https://ble.ir/Taranomat ناشناس :https://daigo.ir/secret/6937333258
مشاهده در ایتا
دانلود
super sako super_sako_mi_gna.mp3
زمان: حجم: 8.6M
بی‌خیال، مامان جان؛ بذار میگنا گنا گنا مونو گوش بدیم و خیارمونو گاز بزنیم؛ بخدا من دارم تو گوشی کتاب میخونم👀🦦 پ. ن : اینم ترجمه‌ش برای اینکه خیلی هم مهملات نشنیده باشید🥸 : بیا و ببین بیا و ببین بیا و ببین التماست می‌کنم نرو gna نرو نرو نرو
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
#پست_موقت سریال وحشی رو می‌بینید ؟ تو این دو قسمتی که اومده، کاشت و برداشت ها عالی بودن. فیلم ضرب آ
فصل اول سریال وحشی ساخته هومن سیدی را به خاطر شخصیت پردازی، تحول منطقی و خوب شخصیت، کاشت و برداشت‌های خوب، و به خاطر اختلالات کاراکترهایش ببینید؛ مخصوصا اختلال مبتلابه داوود اشرف(جواد عزتی). قسمت آخر حقیر را مچاله کرد؛ حقیقتا درگیری روحی داشتم. از ضرب‌آهنگ خوب و نفس‌گیر سریال هم بسیار تشکر می‌کنم. الان نمی‌خواهم مفصل‌تر درباره‌اش صحبت کنم؛ منتظر فصل دوم می‌مانیم تا داستان ناقص وحشی تمام شود. طبق تحول شخصیتی که برای داوود اشرف اتفاق افتاده است، باید منتظر یک "وحشیِ" به تمام‌معنا باشیم که یک عقبهٔ قوی پردازش شخصیت دارد و باعث همراهی و همزادپنداری مخاطب با وحشی‌گری آتیِ داوود اشرف خواهد شد... تغییر شخصیت جواد عزتی کاملا منطقی پیش رفته است. چند قسمت ابتدایی سریال خیلی خوب بود؛ اما رفته رفته ضعیف تر شد، که خوشبختانه پایان قدرمند آن، سریال را نه تنها احیا کرد، بلکه به یو سی ال برد. ‼️حاوی اسپویل‼️ : بچه ها یه نکته بگم درباره صوتی که رها جهانشاهی(نگار جواهریان) از داوود اشرف (جواد عزتی) رو کرد و دادگاه بر علیه جواد عزتی حکم داد: توی دادگاه "صوت" سندیت نداره؛ جواد عزتی هم اولش انکار کرد اما در چندتا دیالوگ جلوتر، ناخواسته از دستش در رفت و اقرار کرد. پس اثبات حکم طبق قاعده "اقرار" بر علیه جواد عزتی ثابت شد نه از باب "ضبط صدا". وانگهی که جواد عزتی می‌تونست ادعا کنه که من درحال مستی این حرفارو زدم و زوال عقل داشتم. "عقل" هم که از شرایط اقرار و بلکه عمومی تکالیف است؛ و البته حقیقتا هم مست بود. خلاصه که حقوق نابلدی جواد کار دستش داد.
ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینم کمین از گوشه‌ای کرده‌ست و تیر اندر کمان دارد (حافظ) پ. ن : تصویر منتشر شده از کودکی سید علی خامنه ای، توسط سایت ایشان (البته با اندکی اعمال فیلتر)
همیشه به دوستان هنرجو و اهل هنرم گفته‌ام : هنر به شما شیوه ساختارسازی و اسکلت‌سازی، و در یک کلام «فرم» آموزش می‌دهد؛ به فکر محتوای غنی و بدنه‌ی قوی آن هم هستید؟ اگر محتوا قوی باشد اما فرم ضعیف باشد، اثر شما می‌شود چیزی شبیه آفتابه‌ای که درون آن موهیتو قرار دارد. و اما اگر فرم قوی باشد و محتوا ضعیف یا معمولی، اثر شما چیزی بسان جام های بلورینی‌ست که فقط از آن آب می‌نوشند و نه شرابی گوارا به تناسب و فراخور زیبایی آن جام... این چنین بود که ما بر آن شدیم تا علاوه بر کلاس‌های فرمیک و تئوریک تکنیکالی که دوستان در کلاس های هنری پی می‌گیرند، روی ايدئولوژی و محتوا هم کار کنیم. پس سراغ سه شخصیت بزرگ رفتیم. نادر ابراهیمی، دکتر شریعتی و آیت الله سید محمدمهدی میرباقری. برای هر شخصیت، گروهی مجزا تشکیل شده و آثارشان یک به یک و یکی پس از دیگری خوانش و بررسی می‌شود. شنبه روز شروع سه کتاب است : _ تکثیر تأسف‌انگیزِ پدربزرگ [1]؛ نادر ابراهیمی[2] : روزانه 8 تا 10 صفحه _ جستاری در مبانی نظری ولایت فقیه؛ سید محمد مهدی میرباقری : هفته اول، روزانه 2 صفحه و هفته های بعدی روزانه 5 صفحه _ با مخاطب های آشنا؛ علی شریعتی : روزانه 6 تا 9 صفحه اگر تمایل به عضویت دارید به شخصی من پیام بدهید : @mirzaiiyi [1] : کتاب «آتش بدون دود» طبق خواسته اعضا به تعویق افتاد و إن شاء الله 16 یا 17 تیر شروع به خوانش می‌شود [2] : در تنها گروه ادبیات مان، تا حدود یک سال، کمتر یا بیشتر، در خدمت نادرخان ابراهیمی هستیم که به حق علاوه بر قلمی که در نوع خود مسحور کننده است، همواره ايدئولوژيک‌محور نوشته است(ملاک خوانش قابل تغییر است)
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
در مورد کتاب ها و قیمت هاشون : جستاری در مبانی نظری ولایت فقیه : 5 هزار تومان(چاپی) / نسخه الکترونیک ندارد تکثیر تأسف‌انگیزِ پدربزرگ : چاپی حدودا 115 تومن توی سایت بازار کتاب موجود است / نسخه الکترونیکی دارد(طاقچه) با مخاطب های آشنا : قیمت چاپی را نمی‌دانم / نسخه الکترونیکی دارد؛ رایگان(فراکتاب)
هدایت شده از محسن قنبریان
الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ ۚ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا ۚ ☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از حُفره
دیشب خواب دیدم که حیوانات عجیب و غریبی می‌آمدند به خانه‌مان. بچه‌ها را یک گوشه پشت خودم پنهان کرده بودم و یکی یکی آن حیوانات را نابود می‌کردم. هنوز نفسم بالا نیامده بود که یکی دیگر می‌آمد. با تکان و صدای شدیدی بیدار شدم. نشستم. فکر کردم همچنان در خوابم. چند دقیقه از دراز کشیدنم نگذشته بود که صدا و لرزش دوباره‌ی خانه شروع شد. به بچه‌ها سر زدم و ملحفه را رویشان کشیدم. یکی دو ساعت بعد که خبر را شنیدم تعبیر خوابم را فهمیدم. تازه دیشب رسیده بودیم تهران و چمدان‌هایمان باز نشده. مهدی می‌گوید کاش نمی‌آمدید اما من به خوابم فکر می‌کنم. به جنگیدن و کشتن آن حیوانات موذی. وظیفه‌ام مشخص است. باید چادرم را به کمر ببندم و سپر پسرها بشوم تا برسانمشان به آن‌جا که باید. به عنوان یک مادر باید پناهگاه باشم و پناهگاه یعنی جای محکم و استوار که برای حفاظت از جان به آن پناه برند. 🇮🇷 @hofreee