eitaa logo
زهره بهرامی| تربیت آگاهانه
370 دنبال‌کننده
428 عکس
138 ویدیو
8 فایل
من 🧕زهره بهرامی مشاور کودک و نوجوان هستم (با رویکرد دینی) کارشناسی ارشد 🔴قراره با آموزشام 👇 ✅ بهت یاد بدم چطور با فرزندت رابطه بهتری داشته باشی ✅ یه مادر دارای عزت نفس بالا باشی و... سوالی داشتی من اینجام👇 @Bahrami_Zohreh
مشاهده در ایتا
دانلود
محمد از كودكي خیلی باهوش و زيرك بود و براي آشنايي با اجزا تشكيل دهنده وسايل الكترونيكي كنجكاو بود، كه گاهی موجب از كار افتادن و خرابی اين وسايل هم مي شد. از همان كودكي، همراه پدر با مسجد آشنا شد. به ورزش به ويژه ورزش هاي رزمي علاقه‌ داشت. ➖ يك بار سيزده بدر با خانواده به باغي رفته بودند. در باغ پرنده‌اي كوچك از لانه‌اش در بالاي درخت پايين افتاده بود. درخت خيلي بلند بود. محمد پرنده را دستش گرفت تا داخل لانه‌اش بگذارد. خواهرش به او گفت محمد چكار مي‌كني؟ گفت مي‌خواهم ببرمش تا مادرش نگران نشود. محمد همه را چند ساعت در آن باغ نگه داشت تا مطمئن شود مادر پرنده مي‌آيد يا نه. ➖تأكيد بر نماز اول وقت، خوش اخلاقی، صبر، سكوت و رازداري از مهم ترین خصوصیات اخلاقی محمد بود. نسبت به حضور در مراسمات مذهبي، به ويژه مراسم عزاداري امام حسين (ع) خیلی مقيد و پايبند بود. او سالهای زیادی را برای دفاع از کشورش در لباس پاسداری خدمت کرد و در مأموریت‌های مختلف داخلی و خارجی بارها مجروح شد. در سالهایی که دشمنان به حرم حضرت زینب حمله ور شده بودند برای مقابله با آنها و دفاع از حرم حضرت زینب (س) به کشور سوریه رفت. شهید حمیدی به شجاعت و دلیریِ خاصی معروف بود. یکی از دوستانش می گفت که جایی در حین مبارزه نیروها در حال عقب کشیدن بودند اما شهید حمیدی برعکس همه نیروها، اسلحه خود را برداشت و به دل دشمن زد و دو نفر از این نیروهای دشمن را نیز اسیر کرد. ➖در سال ۹۴ شهید حمیدی و دو نفر از دوستانش شهید غفاری و شهید امرایی در حال خروج از پایگاهی در شهر درعای سوریه بودند، با خروج ماشین شهید حمیدی و دوستانش از پایگاه، پهپادهای اسرائیلی ماشین آنها را با موشک هدف قرار دادند و شهید محمد حمیدی و دو همراهش شهیدان غفاری و امرایی به شهادت رسیدند. حاج قاسم سلیمانی آن روز در آن پایگاه بودند‌ .قصد دشمن هدف قرار دادن ماشین حاج قاسم بود. ماشین سردار سلیمانی بعد از شهادت این عزیزان از پایگاه خارج شد. با شهادت شهیدان حمیدی و غفاری و امرایی در روز پنجم ماه رمضان عملیات شهادت سردار سلیمانی در آن زمان شکست خورد. https://eitaa.com/Tarbiyat_agahane
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعالیت های امروز چالش چی باشه؟ 👈۱. شرکت در نماز جمعه آخر سال ( در صورت امکان) 👈۲. انجام کارهای منزل به همراه ذکر صلوات 👈۳. بازی قرآنی و شاد کردن دل سرباز کوچولوی امام زمان 👈۴.همراه کردن بچه ها در پخت افطار و نیت نذری یادمون باشه ما در مقابل فرزندان مون مسئول هستیم و نقش زیادی در تربیت دینی اونها داریم پس این روزها براشون خاطره خوب بسازیم. https://eitaa.com/Tarbiyat_agahane
زهره بهرامی| تربیت آگاهانه
امیدوارم از چالش امروزمون لذت برده باشید و براتون مفید بوده باشه راستی یادتون باشه به کسانی که در چ
شرکت کنندگان در مسابقه تا ساعت ۱۳ فرصت دارید پاسخ سوال دیشب را ارسال کنید.❌❌❌❌ شرکت کنندگان تا الان: ۱. مرضیه احسانی ۲.رقیه شیری ۳.حوریه حسینی ۴.سپیده ایرجی ۵.مادر نازنین ایزدی (فاطمه محمدی) ۶.‌زهرا توکلی
امروز هم سوره قدر را با بچه ها میخونیم. می تونید با گذاشتن یک ساعت شنی ⏳شروع کنیم سوره قدر را خوندن و بعد در مورد گذشت زمان و ارزشمند بودن زمان با بچه ها صحبت کنیم.👏👏👏👏
بعد از نماز ظهر( جمعه ) میام با یک قصه خیلی زیبا و جذاب در مورد سوره قدر👌👌😍 یادتون باشه برای بچه ها قصه را بخونید.😎 با این روش بچه ها سوره ها را با عمق جان میفهمند . برای این چالش وقت و انرژی گذاشته میشه لطفاً فقط تماشاچی نباشید.☺️☺️☺️ دوست تون دارم❤️ التماس دعا🤲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
رفتم نماز جمعه و زیارت به یاد همه تون بودم.☺️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بریم یه قصه خوب برای بچه ها بخونیم؟ بعد از خوندن قصه از بچه ها بخواین با این قصه یه نقاشی بکشند و برامون ارسال کنید. @Bahrami_Zohreh
🌱بسم الله الرحمن الرحیم🌱 🌀همه روستا در تکاپو بودند و هر کس مشغول کاری بود. یکی آب و جارو می‌زد، یکی چراغانی می‌کرد، یکی نان می‌پخت و بوی خوشمزه‌اش همه جا پیچیده بود. یکی پرچم یا معصومه و امام رضا علیه‌السّلام در خونه ش نصب می‌کرد. قشنگ معلوم بود که ایام ولادت حضرت معصومه و امام رضا نزدیکه. در این روزها مردم روستا خیلی از امام رضا حاجت گرفتند و خیلی به ایشان ارادت دارند. 🌀ننه رعنا، محمد جواد را صدا کرده بود تا فوراً برایش یک کاری انجام دهد، یک کار مهم. محمد جواد سریع خودش را به خونه‌ی مادربزرگش رساند. ننه رعنا گفت :نوه‌ی خاله زهرا بدنیا اومده و من میخوام برم کمکشون ،برای رفتن به کمک تو نیاز دارم تا سریعتر وسایل را جمع و‌جور کنم. محمدجواد به حالت خبردار ایستاد و پاهایش را به حالت نظامی به زمین کوبید و گفت :بله قربان. 🌀ننه رعنا گفت اول برو آب نیسان را بیاور. محمدجواد سریع به حیاط رفت و در نیسان پدرش که در حیاط بود را باز کرد و کلی زیر و روی ماشین را گشت، ولی آبی پیدا نکرد. آنقدر دیر کرد که ننه رعنا به ایوان آمد و گفت پس چی شدی؟ کجا رفتی؟ چرا رفتی ماشین بازی می‌کنی؟ گفتم تو بیای کمکم کنی که زودتر برسم. 🌀محمد جواد گفت: هر چی می‌گردم آب پیدا نمی‌کنم. ننه با عصایش به ظرف آبی اشاره کرد و گفت اوناهاش. محمد جواد گفت اون که بالای نردبونه، شما گفتی برو از نیسان بیار. ننه رعنا یک لحظه نفهمید که محمدجواد چه می‌گوید. بعد از یکم فکر کردن، تازه فهمید محمدجواد چه اشتباهی کرده. گفت: پسرجون، نیسان اسم یک ماه رومی هست. بارون این ماه را جمع کردم. بهش میگن آب نیسان. 🌀 محمدجواد گفت: آب آبه دیگه. به خودم می‌گفتی از آب چشمه، سریع برم برات بیارم. ننه رعنا گفت: نه ننه جون، آب بارون ماه نیسان خیلی ارزش داره و باعث شفا بیمار میشه. من یه ظرف گذاشتم که از آب بارون این ماه جمع بکنم. روی یه مقدار از این آب، دعا هم خوندم حالا میخوام ببرم خونه ی خاله زهرا 🌀 محمدجواد گفت: چه جالب من فقط فکر می‌کردم نیسان بابای من خیلی ارزش داره. باهاش کلی کار انجام می‌دیم که ماشینی دیگه نمیشه انجام داد مثلاً باهاش گوسفند اینور اونور می‌بریم، توش می‌خوابیم،... همینطور داشت می‌گفت که ننه رعنا گفت پسر داره دیر میشه. بدو اون ظرف رو بردار بیار. 🌀 محمدجواد مثل مرغ تیزپا از نردبان رفت بالا و ظرف آب را برداشت آورد. بعد ننه گفت برو یک ظرف آب هم توی یخچاله اونم بردار بیار. محمد جواد گفت: اون دیگه چیه... بچه تازه بدنیا اومده که آب نمیخوره. 🌀 ننه خندید و گفت اون آب زمزمه، همسایمون چند وقت پیش مکه بود و برام یه ظرف آب زمرم آورده. کام بچه رو با اون باز می کنن. ننه خوبه یادم افتاد باید تربت امام حسین هم بردارم. 🌀محمد جواد گفت: کام منم با تربت باز کردید که من عاشق امام حسینم؟ ننه رعنا گفت: پس چی فکر کردی؟ من همیشه سعی کردم تربت و آب زمرم داشته باشم تا هر بچه‌ای بدنیا میاد بدم کامش رو با اون باز کنند. 🌀محمد در یخچال را باز کرد و چند تا ظرف آب دید. یکیش را برداشت به ننه رعنا داد. ننه گفت: این نه، این آب معمولیه. آب زمرم رو گذاشتم تو اون ظرف در دار خوشگله. چون آب با ارزشیه تو هر ظرفی نمیشه گذاشتش. 🌀محمد جواد گفت: چه جالب ارزش و خاصیت آبها با مکان و زمان تغییر می‌کنه 🌀ننه رعنا گفت: ما انسانها هم همینطوریم. تو یه مکانها و زمانهایی ارزش کارهایی که می‌کنیم باهم فرق می‌کنه. آدم باهوش اونیه که از این زمانها و مکانهای با ارزش استفاده می‌کنه و کم کم ارزش خودشم بیشتر میشه. https://eitaa.com/Tarbiyat_agahane
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
تربیت دینی ۳.mp3
8.81M
پدر و مادرا لطفاً کودکان زیر ۲ سال خود را به مدت طولانی از خود دور نکنید. https://eitaa.com/Tarbiyat_agahane
سوال مسابقه امشب👇👇 🌀چه چیز باعث بدبین شدن کودک به خدا میشود؟ چرا ؟ ان شاءالله در روز میلاد امام حسن مجتبی و روز عید فطر هدایا تقدیم میشود. ببینم کدوم مامان زرنگ اولین نفر پاسخ صحیح را میفرسته؟👏👏👏😉 @Bahrami_Zohreh در ضمن فعالیت های کودکان هم امتیاز داره
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
صوت هایی که میفرستم را باید گوش بدید🥸
چالش مون ۳ قسمت داره ۱. معرفی قهرمان های زندگی ( شهدا) و شروع روزمون با توسل به شهید و هدیه اعمال مون به شهید آن روز ۲. تدبر در قرآن به همراه قصه، شعر و بازی قرآنی ۳. بخش آموزشی که صوتی هست. شرکت در چالش ۲ امتیاز داره 👈 اجرای فعالیت های مادر و فرزندی : 1⃣ امتیاز و 👈 پاسخ به سوالات 1⃣ امتیاز
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلاااااااااااام✋ روز پنجم ماه مبارک رمضان اعمال امروزمون هدیه به شهید بزرگوار : شهید مهدی باکری تاریخ شهادت ۲۵ اسفند ماه
یکی از کارمندان شهرداری ارومیه می گفت: تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار می گشتم. از پله های شهرداری می رفتم بالا که یکی از کارکنان شهرداری را دیدم و ازش پرسیدم آیا اینجا برای من کار هست؟تازه ازدواج کردم و دیپلم دارم.😔 یه کاغذ از جیبش درآورد و یه امضاء کرد و داد دستم گفت بده فلانی، اتاق فلان. رفتم و کاغذ را دادم دستش و امضاء را که دید گفت چی می خوای؟ گفتم :کار گفت : فردا بیا سرکار باورم نمی شد😳 فردا رفتم مشغول شدم . بعد از چند روز فهمیدم اون آقایی که امضاء داد شهردار بود. چند ماه کارآموز بودم بعد یکی از کارمندان که بازنشست شده بود من جای اون مشغول شدم. شش ماه بعد رئیس شهرداری استعفاء کرد و رفت جبهه. بعد از اینکه در جبهه شهید شد یکی از همکاران گفت :توی اون مدتی که کارآموز بودی و منتظر بودیم که یک نفر بازنشسته بشه تا شما را جایگزین کنیم، حقوقت از حقوق شهردار کسر و پرداخت می شد. یعنی از حقوق شهید باکری این درخواست خود شهید بود.🥺🥺 شادی روحشون فاتحه و صلوات 🌷🌷 https://eitaa.com/Tarbiyat_agahane
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️🍃 خب خب امــــــــــࢪوز قراره چیکار کنیم؟ 😍💪 بہ کمک پارچہ هاے اضافے خونہ یا نمد 🍃 با همراهے و ایده بچه ها براشون جانماز بدوزیم 📿 این کار برای بچه ها پراز ذوق و حال خوبہ 😍 وپس همین امروز دست به کارشو مامان جون...✂️ https://eitaa.com/Tarbiyat_agahane
زهره بهرامی| تربیت آگاهانه
پدر و مادرا لطفاً کودکان زیر ۲ سال خود را به مدت طولانی از خود دور نکنید. #صوتی #چالش #ماه_رمضان #
تشکر از مامان های زرنگ و پر تلاش مون که صوت ها را گوش دادند و پاسخ صحیح را فرستادند ۱.حوریه حسینی👏👏 ۲.رقیه شیری👏👏 ۳. سکینه عابدی👏👏 ۴.مامان فاطمه خانم نصوحی👏👏 ۵. سپیده ایرجی👏👏 ۶.زهرا ابراهیمی مامان کوثر خانم👏👏 ببیینم نفر بعدی کی هست؟🤔🤔 تا ساعت ۲۰ امشب فرصت دارید.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام رفیقم😍✋ حال و احوال فرشته ی زمینی چطوره؟❤️ چقدر فرشته های آسمون آرزو دارند جای شما باشند آخه تو یک مادر هستی🥰 خدا قوت مهربون 😍 طاعاتت قبول باشه🤲 همین طور که دراز کشیدی یا در حال استراحت هستی یه تسبیح بگیر📿 دستت ذکر استغفرالله ربی و اتوب الیه بگو . اگه حالش را نداری و ضعف کردی دستت را بذار روی قلبت ۳ بار بگو : صلی الله علیک یا اباعبدالله 💔🥺 به ساعت نگاه کن ثانیه به ثانیه عمرمون داره میگذره ازش درست استفاده کنیم 😊
آماده ای برای صوت آموزشی امشب؟👇👇