4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقاشی و تصویرگری عجیب و خلاقانه یک دانشآموز از سوره مبارکه تکویر بازتاب جهانی داشت و همه را شگفت زده کرده ...
سوره تکویر یا کُوِّرَت، هشتاد و یکمین سوره و از سورههای مکی قرآن است که در جزء سیام قرآن جای دارد.
تکویر بهمعنای درهم پیچیده شدن و تاریک شدن است. این نام از نخستین آیه سوره گرفته شده است.
سوره تکویر درباره نشانههای قیامت و دگرگونیهای آن روز و همچنین عظمت قرآن و تأثیر آن سخن میگوید...
خدایا عاقبت بخیرمون کن ...
یا الله ...
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
🦋
🍃🍂اتمام غم و تبدیلش به شادی🍃🍂
✨ هر که آیه ۳۴ و ۳۵
سوره فاطر را مداومت نماید و
بخواند هموم و غموم وی به
شادی و سرور مبدل شود✨
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
💠 شفاعت در قرآن کریم
✅ قرآن کریم، واژهی «شفاعت» و هم خانوادههای آن را ۳۱ بار بهکار گرفته که میتوان این آیات را به چند دسته تقسیم کرد:
🔹یکم) آیات نفی نفع شفاعت: مدثر/۴۶ تا ۴۸، شعراء/۹۸ تا ۱۰۱، اعراف/۵۳، بقره/۴۸، بقره/۱۲۳
🔸دوم) آیات انحصار شفاعت در خدا: انعام/۵۱، انعام/۷۰، سجده/۴، زمر/۴۴
🔹سوم) آیات نفی شفاعت بتها: انعام/۹۴، روم/۱۳، یونس/۱۸، زمر/۴۳، یس/۲۳
🔸چهارم) آیات شفاعت مأذونان (دارای اذن خدا): بقره/۲۵۵، یونس/۳، مریم/۸۷، طه/۱۰۹، سباء/۲۳، زخرف/۸۶، یونس/۳، نجم/۲۶
🔹پنجم) آیات بیانکننده اوصاف شافعان و مشفوعان: زخرف/۸۶، انبیاء/۲۸، مریم/۸۷، نجم/۲۶
🔸ششم) آیات حرمان ستمگران از شفاعت: غافر/۱۸، بقره/۲۵۴، مدثر/۴۸، شعراء/۱۰۰
🔹هفتم) آیات ناظر به شفاعت (به کمک قرائن): دخان/۴۱-۴۲، ضحی/۴-۵، اسراء/۷۹
▫️از نظر قرآن و روایات اسلامی، حق شفاعت در باره گروهها، افراد، مکانها، قرآن و ... فراوان به چشم میخورد، از جمله: خداوند، پیامبر اسلام (صلوات الله علیه و آله)، حضرات معصومین (علیهم السلام)، قرآن، پیامبران الاهی، فرشتگان، شهیدانِ راه خدا، دانشمندان و علمای دین، خویشاوندان، همسایگان، مؤمنان و پارسایان، امانتداران، روزه، اطاعت از فرمان خداوند، توبه و بازگشت به خدا، صلوات بر محمد و آل او، صدیقان، جهادگران با زبان، قلم و ...
▪️محرومان از شفاعت: کافران و مشرکان، ستمگران، دشمنان خاندان پیامبر(ص)، آزارکنندگان ذرّیه و فرزندان رسول خدا، تکذیبکنندگان شفاعت، خیانتپیشگان، تارکان و سبکشماران نماز، منکران ولایت علی و فرزندان معصوم او (علیهم السلام)، منافقان و ...
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
🔴 در محضر قرآن کریم /
✅ أللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَاباً مُّتَشَابِهاً مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِى بِهِ مَن يَشَآءُ وَ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (زمر/۲۳)
🔹خداوند بهترین سخن را در قالب كتابى نازل كرد (كه آیاتش) متشابه (و مشابه یكدیگر است). از (تلاوت آیات) آن، پوست كسانى كه از پروردگارشان مىترسند به لرزه مىافتد، سپس (با ایمان و اُنس) به یاد خدا، پوستها و دلهاى آنان نرم و آرام مىشود، این است هدایت خداوند كه هر كه را بخواهد به آن هدایت مىكند و هر كه را خداوند (به خاطر فسق و فسادش) گمراه نماید، پس هیچ هدایتكنندهاى براى او نیست.
🔸«حدیث» به معناى سخن و گفتار است و مراد از حدیث در این آیه، قرآن است و «احسن الحدیث» بودن قرآن به خاطر جامعیّت، حقّانیّت، استوارى، فصاحت و بلاغت قرآن است. خود كلمهى «متشابه» نیز متشابه است، یعنى چند معنا دارد. یک معناى آن چند پهلو بودن برخى آیات قرآن است، در برابر آیات محكم و روشن، كه در این معنا متشابه، صفت بعضى آیات است: «هنّ امّ الكتاب و اخر متشابهات»(آلعمران/۷) لكن متشابه در این آیه به معناى شباهت آیات به یكدیگر است كه بنابر این صفت تمام آیات است. «مثانى» جمع مثنى به معناى گرایش است، یعنى آیات قرآن به یكدیگر گرایش دارند و بعضى آیات، بعضى دیگر را تفسیر مىكنند و به تعبیرى دیگر یک مفهوم را در قالب الفاظى متفاوت تكرار مىكنند.
❇️ از پيامهای آیه
▫️قرآن، بهترین گفتارهاست. «احسن الحدیث»، زیرا صادقترین سخنهاست، « و من أصدق من اللّه حدیثا »(نساء/۸۷) و حرف آخر و فصل الخطاب است. «فبأىّ حدیث بعده یؤمنون»(اعراف/۱۸۵)
▫️تمام آیات قرآن به یكدیگر شباهت دارند و هیچ ناهماهنگى و تضادّى در آنها نیست. «متشابهاً»
▫️خداترسى، در ظاهر جسم و بدنِ مؤمنان نمایان است و صورت آنان بیانگر سیرت آنان است. «تقشعرّ منه جلود الّذین یخشون ربّهم»
▫️مؤمن، با شنیدن آیات عذاب خوف دارد، «تقشعرّ» و با شنیدن آیات رحمت امیدوار مىشود. «ثمّ تلین جلودهم»
▫️قرآن، كتاب هدایت الهى است. «كتاباً... ذلک هدى اللّه»
▫️خداوند، اسباب هدایت را براى همه فراهم كرده است، امّا تنها گروهى این هدایت را مىپذیرند. «ذلک هدى اللّه... یهدى... یضلل»
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
❤️ #مفاهیم #قرآنی
۲۹عنکبوت
فَ #أَنجَيْنَاهُ وَ أَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَ جَعَلْنَاهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ فرمود ما نوح و همراهان او را نجات دادیم وکِشتی اورا نشانه ای برای اهل جهان گذاشتیم اما #نجات چیست⁉️
عرب به آن قسمت از زمین که از بقیه جاهای زمین بلندتر باشد (نَجوه) و (نجات) گوید زیرا آنجا از خطر سیل واز بقیه بلاها در امان است وچون کسی که در (نَجوِه) ودر بلندی است دیگر دست دشمن و دست خطرها به او نمی رسد او را نجات یافته گویند🪴
کلمات قرآن واقعا زیبایند🌸
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
همانا کسانى که اموال یتیمان را مى خورند،
آنها در شکم هاى خود، آتش فرو مى برند و بزودى در آتش سوزان مى سوزند.
( نساء، 10)
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
🖼 #دائره_المعارف_قرآن_کریم 🖼
💰اجرت>
✅ #میزان_اجرت
...... ادامه
🎁 طبق رای برخی مفسران ، این قسمت آیه نیز مربوط به #مادر است ؛ بدین معنا که اگر میخواهید برای فرزندانتان دایه بگیرید ، حقّ مادر را برای مدتی که تا به حال #شیر داده ، طبق عرف و عادت بپردازید .
💳 برخی دیگر ، آن را مربوط به #دایه می دانند ؛ به این معنا که حق او برای مدتی که #شیر داده ، باید به طور متعارف پرداخت شود .
🎁 آیه ۷ طلاق نیز برای #همسر طلاق داده شده که می خواهد کودک را شیر بدهد ، سخن از پرداخت #اجرت به میان آورده وپس از آن ، شیردادن دایه را مطرح کرده است ؛
💳 سپس می فرماید :
در قبال #زحمتی که مادر یا دایه متحمل میشود ، از ثروت خود انفاق کنند و آنها که تنگدست هستند ، به مقدار #توانایی خویش انفاق نمایند :
* ..... لینفق ذوسعه من سعته و من قدر علیه رزقه فلینفق ممّا ءاته الله ..... * .
🎁 برخی گفتهاند :
از آیه ۷۲ یوسف میتوان استفاده کرد که در * #جعاله * لازم نیست اجرت مشخص باشد ؛ زیرا ماموران حکومت مصر برای یافتن جام پادشاه ، * یک بار #شتر * را اجرت قرار دادند و این از نظر مقدار قابل تعیین نیست .
💳 در پاسخ باید گفت که * #حمل_بعیر * پیمانه مشخصی بوده که به آن در اصطلاح ، #وسق * میگفتهاند .
ادامه دارد .....
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
29.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#تفسیرقرآنکریم
#یوسفآیه۳
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ «یوسف آیه3»
ما با اين قرآن كه به تو وحى كرديم بهترين داستان را بر تو بازگو مىكنيم، در حالى كه تو پيش از آن، از بىخبران بودى.
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
💠#تفسیر نور (محسن قرائتی)💫
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ «یوسف آیه3»
ما با اين قرآن كه به تو وحى كرديم بهترين داستان را بر تو بازگو مىكنيم، در حالى كه تو پيش از آن، از بىخبران بودى.
نکته ها
«قصص» هم به معناى داستان وهم به معناى نقل داستان است.
قصّه و داستان در تربيت انسان سهم بسزايى دارد. زيرا داستان، تجسّم عينى زندگى يك امت و تجربه عملى يك ملّت است. تاريخ آئينهى ملّتهاست و هر چه با تاريخ و سرگذشت پيشينيان آشنا باشيم، گويا به اندازه عمر آن مردم زندگى كردهايم. حضرت على عليه السلام در نامه سىويكم نهجالبلاغه خطاب به فرزندش امام حسن عليه السلام جملهاى دارند كه مىفرمايند:
فرزندم! من در سرگذشت گذشتگان چنان مطالعه كردهام و به آنها آگاهم كه گويا با آنان زيستهام و به اندازهى آنها عمر كردهام.
شايد يكى از دلايل اثرگذارى قصّه و داستان بر روى انسان، تمايل قلبى او به داستان باشد.
معمولًا كتابهاى تاريخى و آثار داستانى در طول تاريخ فرهنگ بشرى رونق خاصى داشته
جلد 4 - صفحه 148
و قابل فهم و درك براى اكثر مردم بوده است، در حالى كه مباحث استدلالى و عقلانى را گروه اندكى پيگيرى مىكردهاند.
در روايات، به كلّ قرآن «احسن القصص» اطلاق شده است و اين منافاتى ندارد كه در ميان كتب آسمانى، قرآن «احسنالقصص» باشد و در ميان سورههاى قرآن، اين سوره «احسن القصص» باشد. «1»
تفاوت داستانهاى قرآن با ساير داستانها:
1. قصّهگو خداوند است. «نَحْنُ نَقُصُّ»
2. هدفدار است. «نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ» «2»
3. حقّ است، نه خيال. «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ» «3»
4. بر اساس علم است، نه گمان. «فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ» «4»
5. وسيلهى تفكّر است، نه تخدير. «فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» «5»
6. وسيلهى عبرت است، نه تفريح و سرگرمى. «لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ» «6»
داستان حضرت يوسف، «أَحْسَنَ الْقَصَصِ» است، زيرا:
1. معتبرترين داستانها است. «بِما أَوْحَيْنا»
2. در اين داستان، جهاد با نفس كه بزرگترين جهاد است، مطرح مىشود.
3. قهرمان داستان، نوجوانى است كه تمام كمالات انسانى را در خود دارد. (صبر، ايمان، تقوا، عفاف، امانت، حكمت، عفو و احسان)
4. تمام چهرههاى داستان، خوش عاقبت مىشوند. مثلا يوسف به حكومت مىرسد، برادران توبه مىكنند، پدر بينايى خود را بدست مىآورد، كشور قحطى زده نجات مىيابد و دلتنگىها و حسادتها به وصال و محبّت تبديل مىشود.
5. در اين داستان مجموعهاى از اضداد در كنار هم طرح شدهاند: فراق و وصال، غم و شادى، قحطى و پرمحصولى، وفادارى و جفاكارى، مالك و مملوك، چاه و كاخ، فقر و غنا، بردگى و
«1». تفسير كنزالدقائق.
«2». هود، 120.
«3». كهف، 13.
«4». اعراف، 7.
«5». اعراف، 176.
«6». يوسف، 111.
جلد 4 - صفحه 149
سلطنت، كورى و بينايى، پاكدامنى و اتهام ناروا بستن.
نه فقط داستانهاى الهى، بلكه تمام كارهاى خداوند، «أَحْسَنَ» است. زيرا:
1. بهترين آفريدگار است. «أَحْسَنُ الْخالِقِينَ» «1»
2. بهترين كتاب را دارد. «نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ» «2»
3. بهترين دين را دارد. «وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ» «3»
4. بهترين پاداش را مىدهد. «لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا» «4»
و در برابر اين بهترينها، خداوند بهترين عمل را از انسان خواسته است. «لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» «5»
غفلت در قرآن به سه معنى مطرح شده است:
الف: غفلت بد، نظير آيهى «وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آياتِنا لَغافِلُونَ» «6» همانا بسيارى مردم از آيات ما غافلند.
ب: غفلت خوب، نظير آيهى «إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ» «7» كسانىكه بر زنان پاكدامن و غافل از فحشا، تهمت زنا مىزنند در دنيا و آخرت لعنت شدهاند.
ج: غفلتِ طبيعى به معناى بىاطلاعى، نظير همين آيه مورد بحث؛ «وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ» كه خدا براى حفظ حرمت و احترام پيامبر نمىفرمايد: «كنت من قبله لمن الجاهلين»
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh