eitaa logo
آهوها باز می‌گَردند.
375 دنبال‌کننده
18 عکس
17 ویدیو
0 فایل
کلاغ به خانه نرسیده مُرد، بالِ پرستوها شکست، خورشید زمین فُتاد، درخت‌ها کج شدند، پای اسب‌ها شکست‌و چَشم آهوها کور شد. همه رفته‌اند. ما مانده‌ایم. ما، مانده‌ایم. چون من، من_من یقین دارم به آبی آسمان و بازگشت آهو_آهوها. آهوها باز می‌گردند. می‌دانم، می‌دانم.
مشاهده در ایتا
دانلود
آهوها باز می‌گَردند.
من خیلی ترسو و کوچک هستم و تو، تنها جرعتِ منی.
پرستوها رفته‌اند، با بال‌هایی شکسته و ریه‌ای پر از دود. اسب‌ها پاهای شکسته‌شان را پشت خود کشیده و رفته‌اند، آهوها با چَشمانی کور رفته‌اند. ببین چقدر خالی‌ست این‌جا، دلفین‌ها از دریا می‌ترسند و گرگ‌ها ماه را هنگامه‌ی زوزه کشیدن، دزدیده‌اند. ما رفته‌ایم؟ ما گیر کرده‌ایم. چون لاک‌پشتی که خانه‌اش، به پوست و جانش چسبیده باشد. مّا بلند خواهیم شد، گر توانمان نبود، خواهیم خزید. خزیده‌ام و از گلبرگ‌های پرپر و عطر لطیفِ رزهای سرخ، تنها خار عایدم شده. اما ذرّه‌ذرّه خواهیم رفت سوی وسعت اقیانوس و نور خورشید. گر به دریا نرسیدیم، به برکه‌ای فیروزه‌ای خواهیم رَسید. گر به خورشید نرسیدیم، به نور فانوس‌ها و شمع‌ها خواهیم رسید.
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
و بله، مسئله‌ی من بی‌عدالتی هست اما در این مورد به‌خصوص مسئله‌ی من دقیقا زنانیه که در حقشون بی‌عدالتی شده. چون دیگه قرون وسطا نیست و نمیان سر اینکه زن انسان یا حیوان جلسه بذارن پس ما باید خوشحال باشیم و دهنمون رو ببندیم؟ سرتاسر تاریخ به جنس زن ظلم شده درحالی‌که یک زن تورو بزرگ می‌کنه، تغذیه‌ات می‌کنه، تربیتت می‌کنه، و تهش یک مرد میاد می‌گه«مرد از دامن زن به معراج می‌ره». یک مرد این رو می‌فهمه و خیلی از مردهای دیگر، نه. اما توی قرن مثلا بیست‌ویک، هنوز اگر به زن تجاوز بشه، مجبوره خفه بشه چون اگر نشه زندگیش مثل قبل نمی‌شه. چون توی قرن بیست‌ویک، توی آمریکا، هفت نفر به جین‌دو تعرض می‌کنن و توی افغانستان، زنان اجازه ندارن بیرون از خونه حتی حرف بزنن.
آهوها باز می‌گَردند.
ماه‌پیشونی‌های خورشید، کافیه، از حضورِ همیشه سبز و روشنتون ممنونم. لطفاً باهاشون مهربان باشین، چون ف
شماها خودتون ازار دیدین انقدر عقده دارین وگرنه یه جرمی اونسر دنیا چه ربطی به ما داره ` نمی‌دونم چی بگم واقعاً، فقط امیدوارم خودت زن نباشی که چنین حرف‌هایی رو کلمه کردی.
آهوها باز می‌گَردند.
شماها خودتون ازار دیدین انقدر عقده دارین وگرنه یه جرمی اونسر دنیا چه ربطی به ما داره ` نمی‌دونم چی ب
این حرفی که زدی رو برای هرچیزی می‌تونی بیاری، از خودت بترس. از این فکرت بترس. چون آخه اون ظلمی که مثلاً تو تبریز اتفاق افتاد به‌منی که تو تهرانم چه دخلی داره؟ اون ظلمی که تو مجتمع بغلی رُخ داد به من‌چه؟ اون جرمی که توی طبقه هفتم مرتکبش شدن به من‌چه؟ همسایه‌و کلاس بغلی به من‌چه؟ مطمئن باش روزی این ندیدن‌ها دامنت رو می‌گیره، مطمئن باش به خونه‌ی تو هم می‌رسن، مطمئن باش انکار خون بی‌‌گناه و ظلمِ آشکار، خیلی خیلی سنگین برات تموم میشه. راستش باورم نمیشه که چنین چیزی رو می‌خونم."شماهایی که آزار دیدین عقده دارین"؟ باورم نمیشه. یکمی تفکرات و سپس کلماتت رو دستمال بکش. عقده؟ واقعاً کلماتم رو در مقابل این قباحت گُم کردم. سوشال‌مدیا هست، یعنی تو یک سکویی داری که از طریقش متوجه ظلم‌های جاری وحشتناک میشی و می‌تونی نظر بدی، ظلمی رو می‌تونی ببینی، باید صداش باشی. موظفی صداش باشی. به تو مربوطه. فهمیدی؟ چندبار تکرارش کن.
آهوها باز می‌گَردند.
ماه‌پیشونی‌های خورشید، کافیه، از حضورِ همیشه سبز و روشنتون ممنونم. لطفاً باهاشون مهربان باشین، چون ف
الان خودت هم چون این جریان راه افتاد تو ایتا داری حرفشو میزنی، اینطور نیست؟ خودت دازی همرتگ جریان میشی وگرنه... ` نه. من قبلاً تو چنل روبیکام هم از افغانستان، زنان قوچان و تجاوز ویدیو گذاشتم. این مسئله هم توی سوشال‌مدیا پر شده. ظلم با ظلم برای من، بر حسب جغرافیا و نژاد جدا نمیشن. خون از خون جدا نمیشه. آخ! چطور میشه سکوت کرد؟ چطور؟ من از تقاص سکوت می‌ترسم، من می‌دونم اگه سکوت کنم روزی کلماتم رو برای شرح درد خودم هم از دست میدم. می‌دونم تقاصش رو میدم. تو هم بترس.
آهوها باز می‌گَردند.
ماه‌پیشونی‌های خورشید، کافیه، از حضورِ همیشه سبز و روشنتون ممنونم. لطفاً باهاشون مهربان باشین، چون ف
منم جین دوئم. ولی حتی فکر کردن به اینکه در موردش حرف بزنم آزارم میده. ولی اگر فقط یه کم، فقط یه کم از چیزی که من تجربه کردم رو این بی‌شرف توی ناشناست تجربه کرده بود الان اینو نمی‌گفت. اگر فقط یه کم از چیزی که من تجربه کردم رو تجربه کرده بود با اسم و داستان هر جین دوی دیگه ای تا الان هزار بار اشک ریخته بود. عوضی ناشناس، دهنت رو ببند. از شما شرمنده رزی. ` متأسفم هورزاد غم‌چشیده‌ی من، متأسفم که چنین چیزی رو تجربه کردی. همیشه این آدم‌ها بودند، که مشخص نیست واقعاً چی توی سرشون می‌گذره. کلمات و قلب لطیفت رو نرنجون، مواظب خودت باش. انکارکنندگانِ دردت شرمنده باد.
آهوها باز می‌گَردند.
ماه‌پیشونی‌های خورشید، کافیه، از حضورِ همیشه سبز و روشنتون ممنونم. لطفاً باهاشون مهربان باشین، چون ف
مسئله بیشتر پدر و مادرت بودن که مواظب نبودن وگرنه اونقدر هم تعرض به کودکان، تو ایران زیاد نیست ` یعنی من نمی‌فهمم این وسط همه‌ی دنیا مقصرن، جز فرد متجاوز. بله من هم منکر آگاهی نداشتنِ پدر و مادر نمیشم، امّا چی؟ مسئله بیشر چی؟ تعرض در ایران چی؟ انقدر برام عجیبه باقی جملات تو نگاهم تار میشه. قربانی مقصره، لباسش مقصره، دستش مقصره، پاهاش، مادرش، پدرش، همه‌چی مقصره جز متجاوز. بسه دیگه.
آهوها باز می‌گَردند.
ماه‌پیشونی‌های خورشید، کافیه، از حضورِ همیشه سبز و روشنتون ممنونم. لطفاً باهاشون مهربان باشین، چون ف
https://eitaa.com/TheDeerShallReturn/476 "تا زمانی که یک زن آزاد نیست،هیچ زنی آزاد نیست." حتی اگه یک نفر هم بود،همین که من سعی کنم خودم رو در ذهنم جای اون زن بذارم با تمام وجودم جوری براش ناراحت می شم و عذاب می کشم که انگار خدای نکرده برای نزدیکترین آدم زندگیم اتفاق افتاده. ` تا زمانی که یک زن آزاد نیست، هیچ زنی آزاد نیست. مچکرم بابت قلب دغدغه‌مند و روح بلند و مهربونت. مچکرم بابت سکوت نکردن، صدا شدن و درک کردن. مواظب خودت باش.
آهوها باز می‌گَردند.
ماه‌پیشونی‌های خورشید، کافیه، از حضورِ همیشه سبز و روشنتون ممنونم. لطفاً باهاشون مهربان باشین، چون ف
نمی‌خوام باور کنم دردی که ما جین‌دو ها میکشیم رو بقیه نمی‌تونن درک کنن. حق هم دارن، چجوری میخوان بفهمن من از ۶ سالگی، از موقعی که حتی نمیتونستم "جین‌دو" رو بخونم درد کشیدم و سکوت کردم؟ شایدم باید بگم: چه خوب که گلوی آدمی از شیشه نیست و بغض را کسی نمی‌بیند‌.. ` من واقعاً متوجهم. هیچ‌کس واقعاً نمی‌تونه حس‌هایی که داری، دردهایی می‌کشی و شب‌هایی که به زور صبح می‌کنی رو بفهمه. هیچ قانونی هم نمی‌تونه حقّت رو پس بگیره و زندگی دزدیده شده‌ات رو بهت برگردونه. متأسفم، خیلی متأسفم که چنین دردی به تو احمال شده. امّا بهتر میشی، لطفاً قوی بمون. دوستت دارم.
آهوها باز می‌گَردند.
ماه‌پیشونی‌های خورشید، کافیه، از حضورِ همیشه سبز و روشنتون ممنونم. لطفاً باهاشون مهربان باشین، چون ف
ببخشید ؟ پدر و مادر مقصر شدن ؟ عزیزم؟ اصلا از اون مغز بیچاره ای که به عنوان دکوری گذاشتن توی سرت کوچکترین استفاده ای نمیکنی ؟ وقتی به عنوان یک دختر بچه ۱۲ ساله با چادرم دست پدرم رو گرفتم و دارم توی خیابون راه میرم یهو از پشت یک نر میاد رو دستش رو هعی بی دلیل میکوبه به پشت من، من به پدرم چی بگم؟ بگم لطفا جامعه رو از نر خالی کن چون شاید دو متر جلوتر یکی دیگه مثل این یکی بیاد و همین کار و تکرار کنه ؟ میشه یکم فکر کنی ؟ ` من هم همین‌طور هورزاد، من هم همین‌طور. من هم همین‌طور. واقعاً خنده‌داره که آمارها _ هرچند خیلی خیلی از تعرضات و تجاوزات، ثبت نمیشن به دلایل متعددی _ رو هم زیر سوال می‌برن و جرمِ جاری رو انکار می‌کنن، این واقعاً سطح دیگه‌ای از کور بودنه. متأسفم. امیدوارم الان خوب باشی. بوست کنم؟ 🤍