«نمیدونم عشقه یا نه. چون عشق یه خط نازکتر از موئه بین سیاهی مطلق و سفیدی مطلق.»
«چون عشق یه خط نازکتر از خطِ نوره بین سفید شدنِ موهات یا سیاهتر شدنش و زندهتر شدنِ چشمهات.»
آهوها باز میگَردند.
نصیبِ اندک و دریغِ بسیار.
ادراکِ رنج و امتناعِ تسکین.
هدایت شده از درختِ افرا.
صدایِ من خفه شد. میون صدای باد. طوفان. رعد. میون درختها. تاریک. خفته. خموش.
هدایت شده از درختِ افرا.
برگهای درخت، از اینجا لطف میکنین یکپیام بازنشر بدید و از دوستاتون دعوت کنید؟ خرسند میکنین من رو از این لطف. 🐋`
آهوها باز میگَردند.
متأسفانه بیشه هر لحظه ممکنه آتیش بگیره به دست گرگها، میایید به بیشهی بغلی تا که آهوها رو دوباره گُ
رغبتی ندارید مهمونِ بیشهٔ اونورِ آبیمون بشید هورزادهای مهتاب ؟💘