𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
خوب بریم برای پاسخگویی به ناشناس هاا
جواب دادما
اگه حرفی هست بازم
https://abzarek.ir/service-p/msg/2948725 #ناشناسمون
بگین بهم
𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
بریم ادامه ی سوگند؟؟؟
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۶۱
حاال اگر بفهمن همچی الکی بود بد میشد برام ولی اگر نمیفهمیدن حقیقتو از اونم بدتر
نفس عمیقی کشیدم و فکر و خیال و از خودم دور کردم تا بخوابم
موهای سوگند و از روی صورتش کنار زدم و پیشونیش بوسیدم
+ شبت بخیر خوشگلم
سرم و کنار سرش گذاشتم و با آرامش و راحت خوابیدم!
" سوگند "
با حس خفگی به زور چشمام و باز کردم ، مهراب محکم بغلم کرده بود و داشت خفه ام
میکرد
تمام زورم زدم تا خودم و آزاد کنم ولی موفق نشدم
تقریبا با جیغ گفتم تا صدام یکم در بیاد با اون حال خفگیم
+ مهراببب ولمممم کننن خفمممم کردییی
اصال انگار نه انگار که من گلوم و پاره کردم! این بشر خوابش زیادی سنگین بود اصال
متوجه نشد
🤍Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۶۲
چند تا سرفه کردم تا یکم گلوم صاف شه
خدایا خودت کمک کن! من یه دقیقه دیگه تو این فشار بمونم دیگه زنده نمیمونم
+ مهراب جون دیوار خونت بلند شو خفه ام کردی
بازم انگار نه انگار ، دیگه تمام توانم و جمع کردم و چنان جیغی زدم که اگر گلوم گلوی
آدم بود حداقل یه ماه باید صدایی ازش در نمیومد ولی من دیگه فرق داشتم
با همون جیغ گفتم
+ بیدار شووو بیشعوررر تا نکشتیم
بیچاره مثل جت بلند شد و نشست ، نفس های عمیق و پی در پی اش نشون میداد چقدر
ترسیده
حقش بود بیشعور...داشت میکشتم
نگاهی به من انداخت و با تعجب گفت
- کار تو بود؟
با تاسف نگاهش کردم و جواب دادم
🤍Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝