eitaa logo
نعمت‌الهی/زنگارღ
863 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
132 ویدیو
1 فایل
بسم رب النور آغوشت نه درد داشت،نه سقف داشت ونه حتی دیوار اما میان گره دستانت،تمام دنیا برایم بی‌خطر میشد پناهم(:🫀 آیدی نویسنده @fatemeh_315_133 کپی‌از‌رمان؟نه‌گلم
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت آخر شب ان‌شاءالله
ولی دم اونی که اسم رمز عملیات هارو انتخاب میکنه گرم... خیلی حال میکنم با اسم رمز عملیات‌هامون...😎🥲
حالا فهمیدی چرا اینقدر می‌رفتی تو صف رأی بدی خبرگان؟☺️ هر کی‌ام گفت موروثی شده، بگو خبرگان رأی دادی یا نه؟ اگر نه، چیزی نگووو🤫 | عضوشوید 👇 http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
→°ღ•≫ بسم الله الرحمان الرحیم ≪•ღ°← ღ³رمان‌نعمت‌الهیღ ღ⁸⁶پارتღ لیوان چاییُ گذاشتم روی میز به همراه همون شکلات های مورد علاقه رسول محمد:بفرمایید نوش جان محسن:ممنون محمد جان...چه خبر؟چیزایی که گفتیم آماده کردین؟ محمد:اره مدارک آماده شد،فقط مهدی درخواستت برای دیدن اون پرونده تایید شد...میگم بچه ها بیارن برات مهدی:ممنون...به یه نفری برخورد کردیم بعد متوجه شدم قبلا پرونده داشته اونم زیر دست تو بوده دیگه گفتم بیام مراحم تو بشم محمد:😂محسن این تغذیه‌ش چیه؟؟چرا فکر میکنه نمکِ در صورتی که بی‌نمک ترینِ؟ مهدی:جاشه بگم به شما مربوط نیست؟ چپ چپ بهش نگاه کردم که در زده شد بعد رسول همینجوری که سرش روی پرونده بود وارد شد و گفت رسول:آقا محمد بیاید یه کاری کنی... سرشو آورد بالا که موند مهدی بلند خندید و بلند شدم رفتم سمتش و پرونده رو گرفتم از دستش رسول:وا شما اینجا چیکار میکنید؟ مهدی:بخاطر یه‌چیزی‌اومدیم دیگه محسن:سلام بابا خسته نباشی رسول:سلام ممنون...واقعا چرا اومدید؟ محسن:کار داشتیم با محمد مهدی:این یعنی به توچه محمد:مهدی دودقیقه ول کن...رسول بنظر تو این آدم همینجوری رفته توی اون ساختمون یا از افراد اونجاست؟ رسول:ازش تصاویر جدیدتری پیدا کردم آقا..قبلا هم وارد ساختمون شده ولی اینکه چه طبقه‌ای میره نمیدونم محمد:دوربین نداره اون ساختمون؟ رسول:اوووم باید برم ببینم اونجا‌رو یه سر محمد:خانواده آراز تورو دیدن؟ رسول:نه محمد:با پوشش به همراه یکی از بچه ها برو فقط مراقب باش رسول:چشم...خب بابا من دیگه برم حالا بعدا همدیگرُ می‌بینیم محسن:خدا به همراه‌ت پسرم محمد:رسول مراقب باشیا رسول:چشم،یه قراره برم توی ساختمون دیگه محمد:میگم مراقب باش بخاطر اینکه یه وقت نیاد اونجا رسول:اوه،بهش فکر نکرده بودم محمد:از دست تو...پیام بده به داوود ببین توی ویلاست یا نه رسول:چشم...خداحافظ ☆☆☆ هیچ‌کس توی ویلا نبود،فقط خدمه بودن آرش اومد سمتم و آب پرتقال داد دستم با پیشدستی...با چشم اشاره کرد بهش پس قطعا که دوباره پیام داده بود بهم تشکر کردم رفتم توی اتاق‌مون...آراز خواب بود دیگه بیدارش‌نکردم و زود کاغذ زیر لیوانُ برداشتم "به بچه‌های‌ سایبری‌ بگو‌ دوربین‌هارو‌ هک‌ کنن‌ الان‌ دسترسی‌ میدم‌ بهشون...رفتن‌ مهمونی‌ اخر‌شب‌ برمیگردن اونا..میتونی راحت همه‌جا‌رو‌ بگردی‌منم‌ سر‌ بقیه‌ خدمتکار‌هارو‌ گرم میکنم،اگه به گوشیت زنگ زدم سریع دست بکش. الانم این کاغذ بسوزون" سریع با فندکی که توی اتاق داشتیم کاغذ آتیش زدم یه سیم‌کارت جدید انداختم به گوشیم و برای رسول پیام فرستادم که میتونه دوربین هارو هک کنه به دقیقه نکشید که جواب داد گفت باشه سمت آراز رفتم و تکونش دادم داوود:آراز بلند شو چندبار صداش کردم که بلاخره بیدار شد آراز:وای داوود خوبه گفتم بیدارم نکن سرم درد میکنه داوود:ببخشید..بلند شو کار داریم زیر لب غر میزد و بلند شد همراهم اومد بیرون تا رسول بتونه دوربین هارو هک بکنه منم داشتم توی صفحه چتم تایپ میکردم که بدون ارسال پیام بدم آراز بخونه و بفهمه باید چیکار کنه چند دقیقه توی هال نشستیم که آرش اومد بیرون آرش:خب شنود و دوربین ها هک شدن نگران هیچی نباشید فقط همه جارو خوب بگردید...اینم دسته کلید اتاق هایی که قفلِ فقط این دستکش هارو هم بپوشید که اثر انگشت‌تون نمونه...سعی کنید همه چیو مثل روز اول بزارید سرجاش چون خیلی تیزن داوود:بابا خودم میدونم اینارو...فقط مراقب باش کسی نیاد آرش سر تکون داد و رفت بیرون.. داوود:از هرچی که فکر کردی مهمه و مهم نیست عکس بگیر... آراز:تو برو اتاق سانی و پناهی منم میرم اتاق این یارو ناشناسِ داوود:باش...صبر کن فقط در اتاق این دوتارو باز کنم بعد کلیدارو بدم به تو ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♥︎♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ پ.ن:بنظرتون چی میشه آخرش؟؟؟
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♥︎ https://daigo.ir/secret/41915916481 دایگو👆🏻 https://abzarek.ir/service-p/msg/2305623 ابزارک👆🏻 https://harfeto.timefriend.net/17701822568645 ناشناس قدیمی😂👆🏻 آیدی نویسنده و مدیر @fatemeh_315_133 این لینک برای رمان نعمت الهی³ هست و در آخر پارت گذاری گذاشته میشه و خیلی دوست دارم نظر هاتون رو بخونم☺️✨
بچه ها برای من ناشناس باز نمیشه حالا گفتم شاید نتم ضعیفه بخاطر اونه اگه براتون مقدوره توی پی‌وی بگید که من پیام‌تونو توی کانال ناشناس جواب بدم وگرنه که توی ابزارک پیام بدین وقتی باز شد جواب بدم
مراقب خودتون باشید منم دعا کنید شبتون بخیر التماس دعا یاعلی❤️
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم‌رب‌المهدی
خدایا شکرت بعد از یک هفته پر اضطراب و استرس، باز خامنه ای دیگری را نصیمون کردی...❤️🙃
من‌نفس‌کشیدن‌مو‌یادم‌بره لطفی‌که‌شما‌در‌حقم‌کردین‌رو‌یادم‌نمیره علمدارِمن🥲❤️‍🩹