- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
ﺳﯿﻼﺏ ﺍﺷﮏ ، ﭼﺸﻢ ﺗﺮﺵ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﺭﺩ ﺧﺴﻮﻑ ﺷﺐ ، ﻗﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ .
دیگه برای خوب بودنمم تلاشی نمیکنم، خیلی وقته دیگه بیخیال خودم شدم
اگرم خوب بودم صرفا نقشمو خوب بازی کردم
- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
بهتره بریم از این شهری که توش نمونده عشقی
زمان:
حجم:
322.8K
گمشدی پیدات میکنم
انقده صدات میکنم
- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
- گفتَمَش روزی خیالش از سرم بیرون کنم..
دل بِگُفت او با من است ؛ من با خیالش میروم..!