- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
- گفتَمَش روزی خیالش از سرم بیرون کنم..
دل بِگُفت او با من است ؛ من با خیالش میروم..!
- جای زخمها بر روحم کهنه شده . .
حالا هم ك حالم خوب است باز غمگینم :)!
- بازگشتم و به پشت سر نگاه کردم . .
شانهای ، آدمی ، حتی درختی و دیواری نبود .
چارهی دیگری نداشتم . .
به خودم تکیه کردم :))!