تینا چهارسوقی امین
🎙 #پادکست | نسبت زبانمندی حماسه و واقعگرایی به مناسبت ایام اربعین شهادت رهبری 👤 #تینا_چهارسوقی_ام
🔶گفتوگوی اختصاصی فکرت با موضوع «چالشهای روایت حماسه و واقعگرایی» را از اینجا میتوانید مشاهده کنید.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
هدایت شده از علیرضا زادبر
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بندر انزلی بودم
شمال ایران
همان شهری که بمباران شد اما مردم آن شهر از "نقطه تاریخی" که بودند تکان نخوردند.
چه اهمیتی دارد؟
آنجا به اهل آن شهر گفتم در دو جنگ جهانی هر بار ایران از شمال کشور توسط روس و شوروی اشغال شد، نخستین شهر همین انزلی شما بود.
اما این بار با ابرقدرت عصر جنگیدیم و پای سرباز اجنبی به خاک نرسید.
با آرزوی توفیق سفر به جنوب ایران
به بوشهر و بندرعباس!
آنها هم خاک نداند.
#علیرضا_زادبر
@Politicalhistory
⁉️چرا بیانیهٔ جبهه اصلاحات با منطق مقاومت در تعارض است؟
✍🏻 واکاوی انتقادی بیانیهٔ ۱ اردیبهشت جبهه اصلاحات
باز هم بیانیهای دیگر که یا با بیدقتی نوشته شده یا آگاهانه مقابل منطق راهبردی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. بیانیهای که در حمایت از مسیر دیپلماسی منتشر شده است، در ظاهر تلاش میکند میان میدان و مذاکره پیوند برقرار کند و از «دیپلماسی مقتدرانه» سخن بگوید، اما اگر آن را در چارچوب منطق مقاومت و ادبیات راهبردی جمهوری اسلامی تحلیل کنیم، چند جابهجایی مهم گفتمانی در آن دیده میشود که با روح عزتمندی و تجربه تاریخی سیاست خارجی جمهوری اسلامی سازگار نیست.
1️⃣ نخستین نکته، جایگاهی است که این بیانیه برای دیپلماسی تعریف میکند. در متن، دیپلماسی «عالیترین تجلی حکمرانی مدرن برای حلوفصل منازعات» معرفی شده است. این گزاره در ظاهر جملهای عمومی به نظر میرسد، اما در واقع دیپلماسی را از سطح یک ابزار در منظومه قدرت ملی به سطح یک ارزش برتر ارتقا میدهد. در حالی که در منطق راهبردی جمهوری اسلامی، دیپلماسی یکی از ابزارهای پیشبرد اهداف کلان انقلاب است و نه نقطه اوج عقلانیت سیاسی. تجربه چهار دهه اخیر نیز نشان داده است که آنچه به دیپلماسی ایران اعتبار میبخشد، نه خود مذاکره بلکه اقتدار میدانی، قدرت بازدارندگی و توان مقاومت در برابر فشارهاست. بنابراین تبدیل دیپلماسی به عالیترین تجلی حکمرانی، نوعی جابهجایی مفهومی است که با منطق مقاومت فاصله دارد.
2️⃣ دومین مسئله به پیشفرضی بازمیگردد که در عبارت «بازگرداندن کشور به توازن راهبردی در نظم منطقهای و جهانی» نهفته است. این جمله به طور ضمنی چنین القا میکند که ایران باید به نوعی توازن در نظم موجود جهانی بازگردد؛ گویی مسئله اصلی، تطبیق با ساختار نظم بینالمللی است. حال آنکه گفتمان انقلاب اسلامی اساساً بر نقد همین نظم مسلط شکل گرفته است. جمهوری اسلامی خود را صرفاً بازیگری برای انطباق با نظم هژمونیک نمیداند، بلکه به دنبال تغییر موازنهها و شکلدهی به نظمی عادلانهتر است. از این منظر، مفروض گرفتن مشروعیت نظم موجود و سخن گفتن از بازگشت به آن، با روح استقلالطلبانه سیاست خارجی جمهوری اسلامی همخوانی کامل ندارد.
3️⃣ نکته سوم به نحوه صورتبندی نسبت میان میدان و دیپلماسی مربوط میشود. در متن بیانیه تأکید شده است که همه داراییها و ابزارهای قدرت ملی باید در خدمت موفقیت دیپلماسی قرار گیرند. در حالی که در منطق مقاومت، نسبت این دو دقیقاً برعکس تعریف میشود: قدرت میدانی و توان بازدارندگی پشتوانه دیپلماسی است، نه اینکه میدان در خدمت موفقیت مذاکره قرار گیرد. دیپلماسی زمانی مؤثر است که بر قدرت واقعی تکیه داشته باشد، اما این به معنای آن نیست که هدف نهایی سیاست ملی، موفقیت در میز مذاکره باشد. هدف اصلی، حفظ استقلال، امنیت و عزت کشور است و دیپلماسی تنها یکی از ابزارهای تحقق این هدف به شمار میرود.
ادامه دارد....
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
4️⃣ چهارمین نکته به نوع مواجهه بیانیه با منتقدان مذاکرات مربوط میشود. در متن آمده است که «دیپلماسیگریزی» میتواند به اندازه «گریز از صحنه نبرد» به اقتدار ملی لطمه بزند. این نوع صورتبندی، در عمل نوعی معادلسازی میان نقد مذاکره و نوعی رفتار غیرعقلانی یا هراسآلود ایجاد میکند. حال آنکه در تجربه تاریخی جمهوری اسلامی، تردید نسبت به مذاکره با قدرتهای بدعهد نه از سر ترس از دیپلماسی، بلکه از دل تجربههای عینی بدعهدی و بیاعتمادی شکل گرفته است. مخالفت با برخی مذاکرات یا توافقها الزاماً به معنای مخالفت با اصل دیپلماسی نیست، بلکه میتواند ناشی از تحلیل متفاوت نسبت به رفتار طرف مقابل باشد.
5️⃣ پنجمین مسئله به کاربرد مفاهیمی مانند «نظم مبتنی بر قواعد بینالمللی» بازمیگردد. این اصطلاح در ادبیات روابط بینالملل غالباً به همان نظمی اشاره دارد که قدرتهای غربی آن را طراحی و مدیریت میکنند. استفاده مثبت و بیچالش از این مفهوم، بدون توجه به ماهیت نابرابر آن، میتواند نوعی پذیرش ضمنی همان ساختاری تلقی شود که جمهوری اسلامی همواره آن را نقد کرده است. در حالی که نگاه مقاومت بر این نکته تأکید دارد که بسیاری از این قواعد، نه قواعدی بیطرف بلکه ابزارهایی در خدمت حفظ برتری قدرتهای بزرگ هستند.
6️⃣ در نهایت، بیانیه با این ادعا به پایان میرسد که هرگونه تضعیف مذاکرهکنندگان یا طرح اختلافات داخلی میتواند «بازی در زمین بدخواهان» تلقی شود. چنین گزارهای عملاً مرز میان نقد دلسوزانه و تخریب را مخدوش میکند. در سنت سیاسی جمهوری اسلامی، نقد درونگفتمانی و بحث درباره سیاستهای کلان همواره وجود داشته و بخشی از پویایی نظام بوده است. تبدیل هرگونه نقد به نوعی همراهی با دشمن، نه تنها کمکی به تقویت عقلانیت تصمیمگیری نمیکند، بلکه فضای گفتوگوی کارشناسی را نیز محدود میسازد.
در مجموع، این بیانیه هرچند میکوشد از پیوند میدان و دیپلماسی سخن بگوید، اما در سطح مفاهیم و پیشفرضهای گفتمانی بیشتر به یک چارچوب «دیپلماسیمحور» نزدیک میشود تا «مقاومتمحور». در حالی که تجربه راهبردی جمهوری اسلامی نشان داده است که عزت و اقتدار ملی نه از مسیر اولویت دادن به مذاکره، بلکه از ترکیب قدرت، بازدارندگی، استقلال و دیپلماسی هوشمندانه به دست میآید؛ دیپلماسیای که در خدمت راهبرد مقاومت باشد، نه جایگزین آن.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
هدایت شده از فکرت
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 نباید اینقدر پالس ضعف بدهیم!
👤 #تینا_امین
❗️صداقت در بیان مشکلات لازم است، اما ایستادن روی «نمیتوانیم» و تکرار ناتوانی، پیام ضعف میفرستد و بهجای آن باید مسئله را درست فهمید، راهحل ساخت، مانع را برداشت و به نتیجه رسید.
👈🏻صراحت در بیانِ مشکلات، نشانهی بلوغ و صداقت است؛ اما تکرار مداومِ «نمیتوانیم» نه تحلیل واقعبینانه، که ارسالِ یک سیگنالِ فرسودهکننده به ذهنِ جمعی است.
➕ فیلم کامل جلسه رو اینجا در آپارات فکرت ببینید...
📍 #کلیپ | #جنگنامه
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
هدایت شده از مجله اقلیـــــــــما
🔻زن ایرانی، از خیابان ۵۷ تا خیابان جنگ رمضان (۱)
تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
در تاریخ تحولات اجتماعی ایران، برخی لحظهها چنان تراکمی از اراده اجتماعی و معنای تاریخی در خود دارند که میتوان آنها را «لحظههای جهش گفتمانی» نامید. انقلاب اسلامی یکی از این لحظههاست؛ رخدادی که نه صرفاً در سطح قدرت سیاسی، بلکه در سطح معنا و هویت اجتماعی جامعه ایرانی دگرگونی آفرید. در میان همه عناصر این تحول، نقشآفرینی زنان جایگاهی ممتاز دارد؛ تا آنجا که امام خمینی(ره) در توصیف این دگرگونی تصریح کردند: «آنچه در ایران بزرگتر از هر چیز بود، تحولی است که در بانوان ایران حاصل شد» (۲/۳/۱۳۶۰). این گزاره در واقع بیانگر یک قاعده گفتمانی است: هرگاه زنان به متن تحولات اجتماعی وارد شوند، تاریخ شتابی دیگر مییابد.
در گفتمان انقلاب اسلامی، زن نه بهعنوان یک کنشگر حاشیهای، بلکه بهمثابه یکی از پیشرانهای اصلی تحول اجتماعی تعریف شد. این تعریف تازه، بخشی از بازآرایی معنایی جامعه ایرانی بود. زن انقلابی در این چارچوب هم حامل هویت فرهنگی و دینی جامعه بود و هم عامل کنش اجتماعی و سیاسی. به همین دلیل امام خمینی (ره) در همان سالهای نخست انقلاب با صراحت از ضرورت گسترش میدان حضور زنان سخن گفتند: «خواهرهایی که تاکنون داخل مسائل روز نبودند، داخل بشوند» (۲۹/۶/۱۳۵۸). این فراخوان، صرفاً دعوت به مشارکت اجتماعی نبود؛ بلکه تثبیت جایگاه زن بهعنوان سوژه فعال در تحولات تاریخی جامعه به شمار میآمد.
همین منطق گفتمانی امروز نیز در آنچه از آن بهعنوان «جنگ رمضان یا جنگ تحمیلی سوم» یاد میشود، قابل مشاهده است. اگر جنگ تحمیلی نخست در میدان نظامی و دفاع مقدس شکل گرفت و مراحل بعدی آن در عرصههای امنیتی و منطقهای ادامه یافت، مرحله کنونی از منظر قدرت نرم بیش از هر چیز در میدان افکار عمومی، فرهنگ، اقتصاد اجتماعی و زیست روزمره جریان دارد. در چنین میدانی، مقاومت بیش از آنکه در خطوط کلاسیک نبرد شکل گیرد، در شبکههای اجتماعیِ جامعه و در کنشهای روزمره مردم معنا پیدا میکند. در این میان، زنان به دلیل جایگاه ویژهشان در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه، بار دیگر در خط مقدم تولید امید اجتماعی، حفظ همبستگی و تقویت سرمایه اجتماعی قرار گرفتهاند.
اما درست در همین نقطه است که تقابل گفتمانی نیز آشکار میشود. زیرا هرجا یک نیروی اجتماعی به عنصر پیشران تبدیل شود، تلاش برای مصادره معنای آن نیز آغاز میشود. به عنوان مثال در سال ۱۴۰۱، یکی از مهمترین راهبردهای خط تحریف و آشوب، دقیقاً بر همین محور شکل گرفت: بهرهبرداری از ارزش و جایگاه زن در جامعه ایرانی برای تعریف نوعی کنشگری جعلی و فرعی. در این روایت بدیل، تلاش شد تا مسئلهای مانند حجاب بهعنوان «محور مبارزه زن ایرانی» بازنمایی شود؛ گویی هویت و کنش تاریخی زن ایرانی در نزاعی تقلیلیافته بر سر یک نماد ظاهری خلاصه میشود.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
هدایت شده از مجله اقلیـــــــــما
🔻زن ایرانی، از خیابان ۵۷ تا خیابان جنگ رمضان (۲)
تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
اگر از منظر تحلیل گفتمانی نگاه کنیم، این راهبرد در واقع کوششی برای گسستن پیوستار تاریخی نقشآفرینی زنان در انقلاب اسلامی است. زن ایرانی که در گفتمان انقلاب بهعنوان کنشگری مسئول در قبال سرنوشت جامعه تعریف شده بود، در این روایت تحریفشده به سوژهای تقلیل مییابد که کنش سیاسی او صرفاً در قالب اعتراض به یک هنجار فرهنگی معنا پیدا میکند. به بیان دیگر، اگر گفتمان انقلاب اسلامی زن را در مقام سازنده جامعه معرفی میکند، روایت تحریفشده میکوشد او را در سطح یک کنش نمادین محدود کند.
با این حال، تجربه تاریخی جامعه ایرانی نشان داده است که این پیوستار گفتمانی بهآسانی گسسته نمیشود. درست همانگونه که در سالهای انقلاب، زنان با تنوع نگرشها، طبقات، خاستگاههای فرهنگی و سبکهای کنش، در خیابانهای انقلاب حضور یافتند و حرکت مردمی را از یک اعتراض صرف به یک تحول اجتماعی فراگیر ارتقا دادند، امروز نیز در میدان چندوجهی «خیابان جنگ رمضان» همین الگوی حضور متکثر در حال بازآفرینی است. از زنان کارآفرین تا مادران محلات، از دانشجویان تا فعالان فرهنگی، از کنشگران داوطلب در شبکههای امدادی تا زنان پیشبرنده ابتکارات محلی، هرکدام به شکلی متمایز در پایداری اجتماعی، مدیریت بحرانهای اقتصادی-روانی و تقویت همبستگی محلی نقشآفرینی میکنند. این حضور نه یک حضور نمایشی، بلکه کنشی عمیقاً اجتماعی و برخاسته از زیست واقعی زنان در بطن جامعه است.
به همین اعتبار، شباهت میان نقش زنان در معجزه انقلاب اسلامی و نقش آنان در مقاومت اجتماعی امروز کاملاً عینی و ملموس است. در انقلاب، خیابان صحنه ظهور زنانی بود که با حضور متنوع و چندلایهشان روح مردمی انقلاب را شکل دادند و در تجربه جنگ رمضان نیز صحنه نشاندهندهٔ همان تنوع و تکثر است. حضور زنان در این میدانها نه تماشاگرانه است و نه منفعل؛ بلکه تجسد همان منطق گفتمانی است که انقلاب اسلامی بنا نهاد:
زن ایرانی، حامل امید، معمار همبستگی، و یکی از نیروهای اصلی شکلدهنده به پویایی تاریخی جامعه.
در پایان یاد بریدهای از کتاب «آتش بدون دود» نادر ابراهیمی افتادم: «دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است. مردان، انگار که برای حضور در معرکه سیاست به دنیا میآیند؛ اما زنان، بر این میدان منت میگذارند که پا در آن مینهند.
هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم...»
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
هدایت شده از فکرت
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 اشتباه در این است که مردم را به رسمیت نمیشناسیم!
👤 #تینا_امین
❗️حضور مردمی برآمده از تبلیغ دستگاه رسمی و فراخوان حاکمیت برای به تصویر کشیدن مشروعیت نبوده بلکه برآمده از شعور ذاتی مردم بوده که دوست داشتند پای آرمان و نظامشان بمانند.
👈🏻 کمترین درخواست ما از دستگاه دولت این است که لطفا برای احترام به این وحدت شکل گرفته اینقدر مردم را محترم بشمارید که صداقت رفتاری و گفتاری را داشته باشید. این کمترین احترام است و مردم لایق این احترام هستند.
➕ فیلم کامل جلسه رو اینجا در آپارات فکرت ببینید...
📍 #کلیپ | #جنگنامه
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
🔴 در برنامهای چند جمله عرض کرده بودم که گویا صلاح ندانستند و به همراه چند جملهٔ دیگر حذفش کردند:
«کمترین احترام به مردمی که تمام این شبها خودجوش در خیابان هستند و نشان دادند پای ارزشها و آرمانهای نظام و وطن هستند، این است که شفاف و صادقانه و صریح با آنها حرف بزنیم و آگاهشان کنیم.
مثلا الان که هیئتی از مسئولان در حال مذاکره در #پاکستان هستند، مردم حق دارند از جزئیات این رویداد صادقانه و در چارچوب خطوط امنیتی مطلع شوند.
ایران که مثل آمریکا ۳۰۰ نفر نفرستاده، بلکه حدوداً ۸۶ نفر هیئت اعزامی را تشکیل میدهند. مردم حتی حق دارند بدانند حضور این افراد چه معنیای دارد و هرکدام با چه توجیه و خاصیتی همراه هئیت شدهاند و چه کاراییای دارند. حتی از #متن نشستها و روند مذاکرات نه به صورت کلیگویی بلکه آنچه شایستهاست بداند ضمن حفظ خطوط امنیتی. و... »
حالا کاری ندارم چرا در برنامه مذکور این جملات به همراه چند مورد دیگر حذف شد؛ الان حرفم ضرورت همان شفافسازی صادقانهای است که عرض کرده بودم.
🔺اینکه مردم بدانند چرا فلان چهرههای رسانهای از خبرگزاریها به این سفر رفتهاند، ضمن ایجاد مطالبه به حق از اطلاعرسانی دقیق آنها، باعث میشد بازار کلیگویی و دروغ و شایعه و تحلیلهای ضد و نقیض و... کمتر مردم را فریب دهد.
اما نه تنها این موارد انجام نشد، بلکه نه حضور اهالی رسانه، نه حضور مشاوران خاص، نه مسئولین خاص، هیچکدام شفاف نشد و امروز میبینیم خروجیها هم چندان موثر هم نبوده...
چون یا در مقام سکوت و ابهام و پردهپوشی و توجیه هستند یا دروغ به هم بافتن و گزارشهای کلیگویی و حتی کذب و تحلیلهای تخیلی...
یک نفر هم که بالاخره دست به شفافسازی و بیان حقایق زد، با این همه روز فاصلهٔ زمانی بوده، در صورتی که انتظار واقعی از حضور آقای نبویان این بود که در بدو بازگشت به ایران، این شفافسازی را در حق مردم انجام دهند. (الحمدلله که بالاخره انجام شد...)
🔺این میان چه اتفاقی میان مردم افتاد؟
بازار شایعهپردازی داغ شد،
تعلیق اطلاعرسانی ذهن و کنجکاوی به حق مردم را فرسایش داد
و علیه مطلعینی که به حق و با آگاهی در سخنرانیها مردم را مطلع میکردند، هجمه شد و پروژههای رسانهای برای خراب کردن، تضعیف و غبارآلود کردن فضای پرسشها و مطالبات و آگاهیبخشی آنها، کلید خورد.
درست است که دوستان و اطرافیان پروژه بگیرمان هم عیانتر شدند، اما از این همه نااهلی چه سود؟
⚠️ چه زمانی بالاخره متوجه میشوید که باید به موقع، شفاف، صریح و صادقانه (با حفظ چارچوب امنیتی از آنچه باید بدانند) با مردم حرف بزنید؟ نمیشود از مردم انتظار داشته باشید سنگر خیابان را محکم حفظ کنند و خوراک دلگرمی و پشتوانه سیاسی و اجتماعی برای شما فراهم کنند، اما نه تنها در اطلاعرسانی به رسمیت نشناسیدشان بلکه در پشت صحنه خطوط قرمز رهبری را نیز رد کنید!!! مگر غیر این است که همان خطوط قرمز اتفاقاً بر حفظ منافع ملی و امنیت ملی بنا شده است؟ پس عدول از آنها چه توجیهی دارد؟
🔴 اعتماد مردم را به بازی نگیرید و به اسم امر ولی، رفتار دیگری نکنید!
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
هدایت شده از مجله خردورزی
🔖 #روایت_جنگ | #یادداشت
❓چرا بیانیهٔ جبهه اصلاحات با منطق مقاومت در تعارض است؟
🔻واکاوی انتقادی بیانیهٔ یکم اردیبهشت جبهه اصلاحات
باز هم بیانیهای دیگر که یا با بیدقتی نوشته شده یا آگاهانه مقابل منطق راهبردی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. بیانیهای که در حمایت از مسیر دیپلماسی منتشر شده است، در ظاهر تلاش میکند میان میدان و مذاکره پیوند برقرار کند و از «دیپلماسی مقتدرانه» سخن بگوید، اما اگر آن را در چارچوب منطق مقاومت و ادبیات راهبردی جمهوری اسلامی تحلیل کنیم، چند جابهجایی مهم گفتمانی در آن دیده میشود که با روح عزتمندی و تجربه تاریخی سیاست خارجی جمهوری اسلامی سازگار نیست.
این بیانیه هرچند میکوشد از پیوند میدان و دیپلماسی سخن بگوید، اما در سطح مفاهیم و پیشفرضهای گفتمانی بیشتر به یک چارچوب «دیپلماسیمحور» نزدیک میشود تا «مقاومتمحور». در حالی که تجربه راهبردی جمهوری اسلامی نشان داده است که عزت و اقتدار ملی نه از مسیر اولویت دادن به مذاکره، بلکه از ترکیب قدرت، بازدارندگی، استقلال و دیپلماسی هوشمندانه به دست میآید؛ دیپلماسیای که در خدمت راهبرد مقاومت باشد، نه جایگزین آن.
✍️ دکتر تینا چهارسوقی امین، مدرس دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
🖇نسخه کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
🔖 روایت جنگ را در کانال مجله خردورزی بخوانید:
@kheradvarzi_com
هدایت شده از فکرت
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 اشتباه از جایی شروع میشود که «ذائقهسازی بازار» را به جای «حقیقت تجربه انسانی» میگذاریم!
👤 #تینا_امین
❗️آنچه امروز در بسیاری از محصولات فرهنگی میبینیم، نتیجهی یک فراخوان پنهانِ بازار است؛
👈🏻 کمترین انتظار ما از سازندگان محتوا این است که وقتی از آسیب اجتماعی حرف میزنند، آن را فقط نمایش ندهند بلکه با صداقت و عمق، تحلیل کنند.
➕ فیلم کامل جلسه رو اینجا در آپارات فکرت ببینید...
📍 #کلیپ | #جنگنامه
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[جملاتی از این بخش برنامه حذف شد که گمانم شرح این دغدغهام که تکراری هم است، نیاز به کمی توضیح دارد]