4️⃣ چهارمین نکته به نوع مواجهه بیانیه با منتقدان مذاکرات مربوط میشود. در متن آمده است که «دیپلماسیگریزی» میتواند به اندازه «گریز از صحنه نبرد» به اقتدار ملی لطمه بزند. این نوع صورتبندی، در عمل نوعی معادلسازی میان نقد مذاکره و نوعی رفتار غیرعقلانی یا هراسآلود ایجاد میکند. حال آنکه در تجربه تاریخی جمهوری اسلامی، تردید نسبت به مذاکره با قدرتهای بدعهد نه از سر ترس از دیپلماسی، بلکه از دل تجربههای عینی بدعهدی و بیاعتمادی شکل گرفته است. مخالفت با برخی مذاکرات یا توافقها الزاماً به معنای مخالفت با اصل دیپلماسی نیست، بلکه میتواند ناشی از تحلیل متفاوت نسبت به رفتار طرف مقابل باشد.
5️⃣ پنجمین مسئله به کاربرد مفاهیمی مانند «نظم مبتنی بر قواعد بینالمللی» بازمیگردد. این اصطلاح در ادبیات روابط بینالملل غالباً به همان نظمی اشاره دارد که قدرتهای غربی آن را طراحی و مدیریت میکنند. استفاده مثبت و بیچالش از این مفهوم، بدون توجه به ماهیت نابرابر آن، میتواند نوعی پذیرش ضمنی همان ساختاری تلقی شود که جمهوری اسلامی همواره آن را نقد کرده است. در حالی که نگاه مقاومت بر این نکته تأکید دارد که بسیاری از این قواعد، نه قواعدی بیطرف بلکه ابزارهایی در خدمت حفظ برتری قدرتهای بزرگ هستند.
6️⃣ در نهایت، بیانیه با این ادعا به پایان میرسد که هرگونه تضعیف مذاکرهکنندگان یا طرح اختلافات داخلی میتواند «بازی در زمین بدخواهان» تلقی شود. چنین گزارهای عملاً مرز میان نقد دلسوزانه و تخریب را مخدوش میکند. در سنت سیاسی جمهوری اسلامی، نقد درونگفتمانی و بحث درباره سیاستهای کلان همواره وجود داشته و بخشی از پویایی نظام بوده است. تبدیل هرگونه نقد به نوعی همراهی با دشمن، نه تنها کمکی به تقویت عقلانیت تصمیمگیری نمیکند، بلکه فضای گفتوگوی کارشناسی را نیز محدود میسازد.
در مجموع، این بیانیه هرچند میکوشد از پیوند میدان و دیپلماسی سخن بگوید، اما در سطح مفاهیم و پیشفرضهای گفتمانی بیشتر به یک چارچوب «دیپلماسیمحور» نزدیک میشود تا «مقاومتمحور». در حالی که تجربه راهبردی جمهوری اسلامی نشان داده است که عزت و اقتدار ملی نه از مسیر اولویت دادن به مذاکره، بلکه از ترکیب قدرت، بازدارندگی، استقلال و دیپلماسی هوشمندانه به دست میآید؛ دیپلماسیای که در خدمت راهبرد مقاومت باشد، نه جایگزین آن.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
هدایت شده از فکرت
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 نباید اینقدر پالس ضعف بدهیم!
👤 #تینا_امین
❗️صداقت در بیان مشکلات لازم است، اما ایستادن روی «نمیتوانیم» و تکرار ناتوانی، پیام ضعف میفرستد و بهجای آن باید مسئله را درست فهمید، راهحل ساخت، مانع را برداشت و به نتیجه رسید.
👈🏻صراحت در بیانِ مشکلات، نشانهی بلوغ و صداقت است؛ اما تکرار مداومِ «نمیتوانیم» نه تحلیل واقعبینانه، که ارسالِ یک سیگنالِ فرسودهکننده به ذهنِ جمعی است.
➕ فیلم کامل جلسه رو اینجا در آپارات فکرت ببینید...
📍 #کلیپ | #جنگنامه
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
هدایت شده از مجله اقلیـــــــــما
🔻زن ایرانی، از خیابان ۵۷ تا خیابان جنگ رمضان (۱)
تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
در تاریخ تحولات اجتماعی ایران، برخی لحظهها چنان تراکمی از اراده اجتماعی و معنای تاریخی در خود دارند که میتوان آنها را «لحظههای جهش گفتمانی» نامید. انقلاب اسلامی یکی از این لحظههاست؛ رخدادی که نه صرفاً در سطح قدرت سیاسی، بلکه در سطح معنا و هویت اجتماعی جامعه ایرانی دگرگونی آفرید. در میان همه عناصر این تحول، نقشآفرینی زنان جایگاهی ممتاز دارد؛ تا آنجا که امام خمینی(ره) در توصیف این دگرگونی تصریح کردند: «آنچه در ایران بزرگتر از هر چیز بود، تحولی است که در بانوان ایران حاصل شد» (۲/۳/۱۳۶۰). این گزاره در واقع بیانگر یک قاعده گفتمانی است: هرگاه زنان به متن تحولات اجتماعی وارد شوند، تاریخ شتابی دیگر مییابد.
در گفتمان انقلاب اسلامی، زن نه بهعنوان یک کنشگر حاشیهای، بلکه بهمثابه یکی از پیشرانهای اصلی تحول اجتماعی تعریف شد. این تعریف تازه، بخشی از بازآرایی معنایی جامعه ایرانی بود. زن انقلابی در این چارچوب هم حامل هویت فرهنگی و دینی جامعه بود و هم عامل کنش اجتماعی و سیاسی. به همین دلیل امام خمینی (ره) در همان سالهای نخست انقلاب با صراحت از ضرورت گسترش میدان حضور زنان سخن گفتند: «خواهرهایی که تاکنون داخل مسائل روز نبودند، داخل بشوند» (۲۹/۶/۱۳۵۸). این فراخوان، صرفاً دعوت به مشارکت اجتماعی نبود؛ بلکه تثبیت جایگاه زن بهعنوان سوژه فعال در تحولات تاریخی جامعه به شمار میآمد.
همین منطق گفتمانی امروز نیز در آنچه از آن بهعنوان «جنگ رمضان یا جنگ تحمیلی سوم» یاد میشود، قابل مشاهده است. اگر جنگ تحمیلی نخست در میدان نظامی و دفاع مقدس شکل گرفت و مراحل بعدی آن در عرصههای امنیتی و منطقهای ادامه یافت، مرحله کنونی از منظر قدرت نرم بیش از هر چیز در میدان افکار عمومی، فرهنگ، اقتصاد اجتماعی و زیست روزمره جریان دارد. در چنین میدانی، مقاومت بیش از آنکه در خطوط کلاسیک نبرد شکل گیرد، در شبکههای اجتماعیِ جامعه و در کنشهای روزمره مردم معنا پیدا میکند. در این میان، زنان به دلیل جایگاه ویژهشان در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه، بار دیگر در خط مقدم تولید امید اجتماعی، حفظ همبستگی و تقویت سرمایه اجتماعی قرار گرفتهاند.
اما درست در همین نقطه است که تقابل گفتمانی نیز آشکار میشود. زیرا هرجا یک نیروی اجتماعی به عنصر پیشران تبدیل شود، تلاش برای مصادره معنای آن نیز آغاز میشود. به عنوان مثال در سال ۱۴۰۱، یکی از مهمترین راهبردهای خط تحریف و آشوب، دقیقاً بر همین محور شکل گرفت: بهرهبرداری از ارزش و جایگاه زن در جامعه ایرانی برای تعریف نوعی کنشگری جعلی و فرعی. در این روایت بدیل، تلاش شد تا مسئلهای مانند حجاب بهعنوان «محور مبارزه زن ایرانی» بازنمایی شود؛ گویی هویت و کنش تاریخی زن ایرانی در نزاعی تقلیلیافته بر سر یک نماد ظاهری خلاصه میشود.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
هدایت شده از مجله اقلیـــــــــما
🔻زن ایرانی، از خیابان ۵۷ تا خیابان جنگ رمضان (۲)
تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
اگر از منظر تحلیل گفتمانی نگاه کنیم، این راهبرد در واقع کوششی برای گسستن پیوستار تاریخی نقشآفرینی زنان در انقلاب اسلامی است. زن ایرانی که در گفتمان انقلاب بهعنوان کنشگری مسئول در قبال سرنوشت جامعه تعریف شده بود، در این روایت تحریفشده به سوژهای تقلیل مییابد که کنش سیاسی او صرفاً در قالب اعتراض به یک هنجار فرهنگی معنا پیدا میکند. به بیان دیگر، اگر گفتمان انقلاب اسلامی زن را در مقام سازنده جامعه معرفی میکند، روایت تحریفشده میکوشد او را در سطح یک کنش نمادین محدود کند.
با این حال، تجربه تاریخی جامعه ایرانی نشان داده است که این پیوستار گفتمانی بهآسانی گسسته نمیشود. درست همانگونه که در سالهای انقلاب، زنان با تنوع نگرشها، طبقات، خاستگاههای فرهنگی و سبکهای کنش، در خیابانهای انقلاب حضور یافتند و حرکت مردمی را از یک اعتراض صرف به یک تحول اجتماعی فراگیر ارتقا دادند، امروز نیز در میدان چندوجهی «خیابان جنگ رمضان» همین الگوی حضور متکثر در حال بازآفرینی است. از زنان کارآفرین تا مادران محلات، از دانشجویان تا فعالان فرهنگی، از کنشگران داوطلب در شبکههای امدادی تا زنان پیشبرنده ابتکارات محلی، هرکدام به شکلی متمایز در پایداری اجتماعی، مدیریت بحرانهای اقتصادی-روانی و تقویت همبستگی محلی نقشآفرینی میکنند. این حضور نه یک حضور نمایشی، بلکه کنشی عمیقاً اجتماعی و برخاسته از زیست واقعی زنان در بطن جامعه است.
به همین اعتبار، شباهت میان نقش زنان در معجزه انقلاب اسلامی و نقش آنان در مقاومت اجتماعی امروز کاملاً عینی و ملموس است. در انقلاب، خیابان صحنه ظهور زنانی بود که با حضور متنوع و چندلایهشان روح مردمی انقلاب را شکل دادند و در تجربه جنگ رمضان نیز صحنه نشاندهندهٔ همان تنوع و تکثر است. حضور زنان در این میدانها نه تماشاگرانه است و نه منفعل؛ بلکه تجسد همان منطق گفتمانی است که انقلاب اسلامی بنا نهاد:
زن ایرانی، حامل امید، معمار همبستگی، و یکی از نیروهای اصلی شکلدهنده به پویایی تاریخی جامعه.
در پایان یاد بریدهای از کتاب «آتش بدون دود» نادر ابراهیمی افتادم: «دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است. مردان، انگار که برای حضور در معرکه سیاست به دنیا میآیند؛ اما زنان، بر این میدان منت میگذارند که پا در آن مینهند.
هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم...»
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
هدایت شده از فکرت
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 اشتباه در این است که مردم را به رسمیت نمیشناسیم!
👤 #تینا_امین
❗️حضور مردمی برآمده از تبلیغ دستگاه رسمی و فراخوان حاکمیت برای به تصویر کشیدن مشروعیت نبوده بلکه برآمده از شعور ذاتی مردم بوده که دوست داشتند پای آرمان و نظامشان بمانند.
👈🏻 کمترین درخواست ما از دستگاه دولت این است که لطفا برای احترام به این وحدت شکل گرفته اینقدر مردم را محترم بشمارید که صداقت رفتاری و گفتاری را داشته باشید. این کمترین احترام است و مردم لایق این احترام هستند.
➕ فیلم کامل جلسه رو اینجا در آپارات فکرت ببینید...
📍 #کلیپ | #جنگنامه
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
🔴 در برنامهای چند جمله عرض کرده بودم که گویا صلاح ندانستند و به همراه چند جملهٔ دیگر حذفش کردند:
«کمترین احترام به مردمی که تمام این شبها خودجوش در خیابان هستند و نشان دادند پای ارزشها و آرمانهای نظام و وطن هستند، این است که شفاف و صادقانه و صریح با آنها حرف بزنیم و آگاهشان کنیم.
مثلا الان که هیئتی از مسئولان در حال مذاکره در #پاکستان هستند، مردم حق دارند از جزئیات این رویداد صادقانه و در چارچوب خطوط امنیتی مطلع شوند.
ایران که مثل آمریکا ۳۰۰ نفر نفرستاده، بلکه حدوداً ۸۶ نفر هیئت اعزامی را تشکیل میدهند. مردم حتی حق دارند بدانند حضور این افراد چه معنیای دارد و هرکدام با چه توجیه و خاصیتی همراه هئیت شدهاند و چه کاراییای دارند. حتی از #متن نشستها و روند مذاکرات نه به صورت کلیگویی بلکه آنچه شایستهاست بداند ضمن حفظ خطوط امنیتی. و... »
حالا کاری ندارم چرا در برنامه مذکور این جملات به همراه چند مورد دیگر حذف شد؛ الان حرفم ضرورت همان شفافسازی صادقانهای است که عرض کرده بودم.
🔺اینکه مردم بدانند چرا فلان چهرههای رسانهای از خبرگزاریها به این سفر رفتهاند، ضمن ایجاد مطالبه به حق از اطلاعرسانی دقیق آنها، باعث میشد بازار کلیگویی و دروغ و شایعه و تحلیلهای ضد و نقیض و... کمتر مردم را فریب دهد.
اما نه تنها این موارد انجام نشد، بلکه نه حضور اهالی رسانه، نه حضور مشاوران خاص، نه مسئولین خاص، هیچکدام شفاف نشد و امروز میبینیم خروجیها هم چندان موثر هم نبوده...
چون یا در مقام سکوت و ابهام و پردهپوشی و توجیه هستند یا دروغ به هم بافتن و گزارشهای کلیگویی و حتی کذب و تحلیلهای تخیلی...
یک نفر هم که بالاخره دست به شفافسازی و بیان حقایق زد، با این همه روز فاصلهٔ زمانی بوده، در صورتی که انتظار واقعی از حضور آقای نبویان این بود که در بدو بازگشت به ایران، این شفافسازی را در حق مردم انجام دهند. (الحمدلله که بالاخره انجام شد...)
🔺این میان چه اتفاقی میان مردم افتاد؟
بازار شایعهپردازی داغ شد،
تعلیق اطلاعرسانی ذهن و کنجکاوی به حق مردم را فرسایش داد
و علیه مطلعینی که به حق و با آگاهی در سخنرانیها مردم را مطلع میکردند، هجمه شد و پروژههای رسانهای برای خراب کردن، تضعیف و غبارآلود کردن فضای پرسشها و مطالبات و آگاهیبخشی آنها، کلید خورد.
درست است که دوستان و اطرافیان پروژه بگیرمان هم عیانتر شدند، اما از این همه نااهلی چه سود؟
⚠️ چه زمانی بالاخره متوجه میشوید که باید به موقع، شفاف، صریح و صادقانه (با حفظ چارچوب امنیتی از آنچه باید بدانند) با مردم حرف بزنید؟ نمیشود از مردم انتظار داشته باشید سنگر خیابان را محکم حفظ کنند و خوراک دلگرمی و پشتوانه سیاسی و اجتماعی برای شما فراهم کنند، اما نه تنها در اطلاعرسانی به رسمیت نشناسیدشان بلکه در پشت صحنه خطوط قرمز رهبری را نیز رد کنید!!! مگر غیر این است که همان خطوط قرمز اتفاقاً بر حفظ منافع ملی و امنیت ملی بنا شده است؟ پس عدول از آنها چه توجیهی دارد؟
🔴 اعتماد مردم را به بازی نگیرید و به اسم امر ولی، رفتار دیگری نکنید!
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
هدایت شده از مجله خردورزی
🔖 #روایت_جنگ | #یادداشت
❓چرا بیانیهٔ جبهه اصلاحات با منطق مقاومت در تعارض است؟
🔻واکاوی انتقادی بیانیهٔ یکم اردیبهشت جبهه اصلاحات
باز هم بیانیهای دیگر که یا با بیدقتی نوشته شده یا آگاهانه مقابل منطق راهبردی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. بیانیهای که در حمایت از مسیر دیپلماسی منتشر شده است، در ظاهر تلاش میکند میان میدان و مذاکره پیوند برقرار کند و از «دیپلماسی مقتدرانه» سخن بگوید، اما اگر آن را در چارچوب منطق مقاومت و ادبیات راهبردی جمهوری اسلامی تحلیل کنیم، چند جابهجایی مهم گفتمانی در آن دیده میشود که با روح عزتمندی و تجربه تاریخی سیاست خارجی جمهوری اسلامی سازگار نیست.
این بیانیه هرچند میکوشد از پیوند میدان و دیپلماسی سخن بگوید، اما در سطح مفاهیم و پیشفرضهای گفتمانی بیشتر به یک چارچوب «دیپلماسیمحور» نزدیک میشود تا «مقاومتمحور». در حالی که تجربه راهبردی جمهوری اسلامی نشان داده است که عزت و اقتدار ملی نه از مسیر اولویت دادن به مذاکره، بلکه از ترکیب قدرت، بازدارندگی، استقلال و دیپلماسی هوشمندانه به دست میآید؛ دیپلماسیای که در خدمت راهبرد مقاومت باشد، نه جایگزین آن.
✍️ دکتر تینا چهارسوقی امین، مدرس دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
🖇نسخه کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
🔖 روایت جنگ را در کانال مجله خردورزی بخوانید:
@kheradvarzi_com
هدایت شده از فکرت
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 اشتباه از جایی شروع میشود که «ذائقهسازی بازار» را به جای «حقیقت تجربه انسانی» میگذاریم!
👤 #تینا_امین
❗️آنچه امروز در بسیاری از محصولات فرهنگی میبینیم، نتیجهی یک فراخوان پنهانِ بازار است؛
👈🏻 کمترین انتظار ما از سازندگان محتوا این است که وقتی از آسیب اجتماعی حرف میزنند، آن را فقط نمایش ندهند بلکه با صداقت و عمق، تحلیل کنند.
➕ فیلم کامل جلسه رو اینجا در آپارات فکرت ببینید...
📍 #کلیپ | #جنگنامه
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[جملاتی از این بخش برنامه حذف شد که گمانم شرح این دغدغهام که تکراری هم است، نیاز به کمی توضیح دارد]
تینا چهارسوقی امین
[جملاتی از این بخش برنامه حذف شد که گمانم شرح این دغدغهام که تکراری هم است، نیاز به کمی توضیح دارد]
🔺معتقدم تبدیل وصیتنامه سیاسی ـ الهی حضرت امام خمینی(ره) به یک واحد درسی اجباری در دانشگاهها(مثل دانشگاه آزاد)، ناخواسته ضربهای به فهم عمیق این متن راهبردی وارد کرد (بارها به این مسئله در کلاسها و برخی گفتوگوها اشاره کردهام). این متن صرفاً یک وصیتنامه شخصی نیست؛ بلکه سندی فکری و سیاسی برای ترسیم چارچوبها، دغدغهها و مسیر آینده جمهوری اسلامی است. متنی از این سنخ، در اصل باید در فضای گفتوگو، تأمل و مواجهه آزاد فکری خوانده شود؛ اما وقتی به قالب واحد درسی، سرفصل، آزمون و پاس کردن تقلیل پیدا میکند، اغلب به یک تکلیف اداری-آموزشی تبدیل میشود. نتیجه هم معمولاً روشن است: بهجای آنکه دانشجو با متن درگیر شود و افقهای آن را بفهمد، صرفاً تلاش میکند آن را برای امتحان و بستن واحدهای آموزشی حفظ کند.
مسئله البته فقط اجبار درسی نیست؛ نحوه ارائه و شیوه تدریس نیز نقش تعیینکننده دارد. وقتی متنی با چنین وزن معرفتی و تاریخی، با روشهای آموزشی کمرمق، غیرجذاب و گاه صرفاً گزارشی تدریس میشود، طبیعی است که ظرفیتهای عمیق آن برای نسل جدید آشکار نشود. در حالی که این متن اساساً میتوانست موضوع دهها حلقه گفتوگو، کارگاه فکری، روایت تحلیلی و مواجهه انتقادی در دانشگاهها باشد.
🔺همین نقد را میتوان درباره برخی دروس دیگر نیز مطرح کرد؛ از جمله درسهایی مانند «تاریخ دفاع مقدس». تجربه دفاع مقدس از آن سنخ پدیدههایی است که فهم آن بیش از هر چیز به «روایت»، «زیستجهان»، «حافظه جمعی» و «همدلی تاریخی» نیاز دارد. اما وقتی چنین تجربهای در قالب یک درس رسمی با نمره و امتحان عرضه میشود، خطر آن وجود دارد که بهجای شکلگیری پیوند عاطفی و معرفتی، صرفاً یک مواجهه حداقلی و رفع تکلیفی شکل بگیرد. در واقع، آنچه باید به تدریج درونی و فهمیده شود، به یک محتوای درسی تقلیل مییابد.
به نظرم مسئله اصلی اینجاست: همه مفاهیم را نمیتوان با منطق «واحد درسی اجباری» منتقل کرد. برخی معارف، بهویژه آنهایی که با هویت تاریخی، تجربه جمعی و افقهای فکری یک جامعه گره خوردهاند، بیشتر از مسیر گفتوگو، روایت، تجربه مشترک و مواجهه آزاد فکری درونی میشوند تا از مسیر الزام آموزشی.
همین نگرانی درباره «بیانیه گام دوم انقلاب» نیز وجود داشته و دارد. خوشبختانه تا این لحظه به یک واحد درسی اجباری تبدیل نشده است. به نظر میرسد تجربههای پیشین نشان داده که تبدیل چنین متونی به درس رسمی، لزوماً به تعمیق فهم آنها کمک نمیکند و گاه حتی اثر معکوس میگذارد.
🔺اکنون که وزیر آموزشوپرورش از اضافه شدن روایتهایی از عملیات رمضان به کتابهای درسی سخن گفتهاند، این پرسش دوباره مطرح میشود: چگونه میتوان روایتی را که باید به شکلگیری یک فهم تاریخی و معرفتی کمک کند، وارد نظام آموزشی کرد بیآنکه به دلزدگی، سطحیشدن یا مصرف صرفاً امتحانی دچار شود؟ پاسخ این پرسش، بهگمان من، بیش از هر چیز به «طراحی شیوههای روایت و آموزش» بازمیگردد.
حتماً زمان آن رسیده که در کنار نظام رسمی آموزش، به شیوههای دیگری برای انتقال این معارف فکر کنیم: حلقههای گفتوگو، روایتهای چندصدایی، مواجهههای انتقادی، تجربههای میدانی، مستندهای تحلیلی و فضاهایی که دانشجو و دانشآموز در آنها نه برای نمره، بلکه برای فهمیدن وارد میدان شوند.
معرفت، بیش از آنکه محصول اجبار آموزشی باشد، نتیجه اقناع، گفتوگو و تجربه است. اگر این اصل جدی گرفته نشود، حتی مهمترین متون و روایتهای تاریخی ما نیز ممکن است در ذهن نسل جدید، به چیزی بیش از چند صفحه جزوه امتحانی تبدیل نشوند.
📺 مشاهده کامل این قسمت در تلوبیون
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷حزباللهی...
پرچم ایران با نشانه الله ☫ در دست داری یعنی حزباللهی هستی.
لینک مشاهده در تلوبیون
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷حزباللهی...
پرچم ایران با نشانه الله ☫ در دست داری یعنی حزباللهی هستی.
لینک مشاهده در آپارات
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin